مثبت نیوز – شایعه، وقتی از راه میرسد، دیگر فقط یک خبر نیست؛ نوعی سرگرمی جهانی است. ترکیبی از سیاست، سلبریتی، میل به سرک کشیدن به زندگی خصوصی قدرتمندان و البته شبکههای اجتماعی که پیش از راستیآزمایی، دکمه انتشار را میزنند.
داستان تازه درباره گلشیفته فراهانی هنرپیشه سینماگر نامدار ایرانی و امانوئل مکرون سیاستمدار نامدار جهانی دقیقاً در همین نقطه متولد شد؛ جایی میان کنجکاوی عمومی، صنعت شایعهسازی و عطش رسانهها برای تولید روایتی جذابتر از واقعیت، رنگ جدی به خود گرفت و حاشیه بر همه چیز سایه انداخت.
ماجرا با انتشار کتابی از فلوریان تاردیف، خبرنگار نشریه Paris Match آغاز شد؛ کتابی با عنوان «یک زوج (تقریباً) بینقص» که مدعی است لایههایی پنهان از زندگی مشترک مکرون و همسرش را روایت میکند. کافی بود نویسنده از یک «پیامک» حرف بزند تا ماشین وایرالسازی اینترنت روشن شود.
در این کتاب ادعا شده است که بریژیت مکرون در سفری رسمی به ویتنام، پیامهایی از گلشیفته فراهانی را در تلفن همسرش دیده و خشمگین شده است. بعد هم جملهای از مکرون خطاب به گلشیفته دیده که برای فضای مجازی حکم بنزین روی آتش را داشت: «من شما را بسیار جذاب میدانم.»
در عصر شبکههای اجتماعی، شایعه دیگر نیازی به سند ندارد؛ فقط باید روایتپذیر باشد. ترکیب یک رئیسجمهور خوشچهره اروپایی با یک بازیگر زیبای ایرانیِ مهاجر که سالهاست در سینمای فرانسه حضوری پررنگ دارد، آنقدر مواد خام برای تخیل عمومی تولید میکند که حتی نبودِ مدرک هم مانع گسترش داستان نمیشود. مخاطب امروز بیش از آنکه دنبال حقیقت باشد، دنبال روایتی است که بتواند دربارهاش حرف بزند، شوخی بسازد یا موضع بگیرد.
تاریخ نشان میدهد افکار عمومی همیشه مجذوب نقطه تلاقی قدرت و جذابیت بوده است. حالا همین الگو در عصر اینستاگرام و تیکتاک، با سرعتی هزار برابر بازتولید میشود.
در این میان، رسانهها هم بیتقصیر نیستند. بخشی از رسانههای امروز دیگر بر مبنای صحت رقابت نمیکنند، بلکه بر سر توجه میجنگند. الگوریتمها نیز به نفع محتواهای هیجانی کار میکنند. یک گزارش دقیق و متکی به فکت شاید هزار بار خوانده شود؛ اما شایعهای درباره رابطه پنهانی یک رئیسجمهور و یک ستاره سینما، میلیونها کلیک میگیرد، حتی اگر بعداً تکذیب شود.
کاخ الیزه عملاً وارد بازی نشد و سکوت کرد؛ تنها نزدیکان بریژیت مکرون در گفتوگو با رسانههای فرانسوی این روایت را تخیلی توصیف کردند.
مکرون هم پیشتر درباره حاشیههای مشابه گفته بود رسانهها اختلافات خانوادگی را بیش از حد بزرگ میکنند. در سوی دیگر، گلشیفته فراهانی نیز تاکنون واکنشی مستقیم به ادعاهای تازه نشان نداده است. اما سکوت، در منطق اینترنت، اغلب نه به معنای نبودِ ماجرا، بلکه بهعنوان سوخت تازه شایعه تعبیر میشود.
شاید مهمترین بخش این داستان اصلاً خود مکرون یا گلشیفته نباشند؛ بلکه سازوکاری باشد که چنین روایتی را در چند ساعت به موضوع گفتوگوی جهانی تبدیل میکند.
جامعهای که اعتمادش به نهادهای رسمی و رسانههای سنتی کاهش یافته، آمادهتر از همیشه است تا هر روایت غیررسمی را باور کند، بهویژه اگر پای چهرههای مشهور در میان باشد. در چنین فضایی، مرز میان خبر، سرگرمی و تخیل هر روز باریکتر میشود. شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا این شایعه حقیقت دارد یا نه؛ بلکه این باشد که چرا جهان امروز تا این اندازه مشتاق است زندگی خصوصی سیاستمداران و ستارهها را به یک نمایش دائمی تبدیل کند.


