مثبت نیوز – در سال ۱۹۸۸ (۱۳۶۷ شمسی)، جهان در آتش اواخر جنگ ایران و عراق و بهویژه «جنگ نفتکشها» در خلیجفارس میسوخت. در همان روزها، دونالد ترامپِ ۴۱ ساله، به عنوان یک غول املاک و مستغلات تازه کتاب معروف خود، «هنر معامله» (The Art of the Deal) را منتشر کرده بود و برای تبلیغ آن در بریتانیا با رسانهها گفتوگو میکرد.
«پولی توینبی»، خبرنگار وقت روزنامه «گاردین»، در لابی هتل با این میلیاردر جاهطلب به گفتوگو نشست؛ گفتوگویی که قرار بود درباره تجارت باشد اما ناگهان به مانیفست نظامی ترامپ علیه ایران تبدیل شد. توینبی در گزارش خود ترامپ را فردی با «انرژی اهریمنی آماده جهش» توصیف کرد. وقتی خبرنگار گاردین از او پرسید که اگر روزی قدرت را در دست بگیرد، پلتفرم و رویکردش در سیاست خارجی چه خواهد بود، ترامپ با لحنی که به گفته خبرنگار شبیه به باریگران فیلمهای پدرخوانده بود، پاسخ داد: «احترام! ما داریم به یک قدرت اقتصادی درجه دو و یک کشور بدهکار تبدیل میشویم و همه به ما لگد میزنند.»
سپس توینبی مساله چگونگی برخورد با تهران را وسط کشید و ترامپ جملاتی را به زبان آورد که امروز پس از نزدیک به چهار دهه، مو به مو در حال اجرا هستند: «من در برابر ایران بسیار سختگیر خواهم بود. آنها دارند از نظر روانی ما را شکست میدهند و ما را شبیه به مشتی احمق جلوه میدهند. اگر حتی یک گلوله به سمت مردان یا کشتیهای ما شلیک شود، من کار جزیره خارگ را یکسره میکنم؛ وارد میشوم و آن را تصرف میکنم. ایران حتی نمیتواند عراق را شکست دهد، با این حال ایالات متحده را به بازی میگیرد.
برای دنیا خوب است که با آنها مقابله شود.» با بازنشر مجدد این مصاحبه در جریان تنشهای نظامی اخیر ارتش امریکا در خلیجفارس، رسانهها و اندیشکدههای غربی به کالبدشکافی این دیدگاه پرداختهاند. نشریه استرالیایی «اسپکتاتور» در تحلیلی تحت عنوان «گزینه خارگ» مینویسد: «نگاه ترامپ به جنگ، نگاه یک «جنگجوی املاکی» است. برای او، خارگ یک هدف نظامی انتزاعی نیست، بلکه «لیست حقوقبگیران» و شریان حیاتی اقتصاد نظام ایران است. ترامپ در سال ۱۹۸۸ به دنبال نابودی کورکورانه نبود، او به دنبال اهرم فشار بود. او معتقد است اگر دارایی اصلی طرف مقابل را تصرف یا به عنوان گروگان حفظ کنی، معامله را بردهای.»
تحلیلگران شبکه سیانان نیز اشاره میکنند که جزیره خارگ با مساحتی کمتر از نصف منهتن، بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران را پشتیبانی میکند. از منظر تفکر تجاری ترامپ، تصرف یا فلج کردن این صخره کوچک در خلیجفارس، بدون نیاز به جنگ زمینی گسترده و فرساینده در خاک اصلی ایران، میتواند کل ساختار اقتصادی کشور را به زانو درآورد.
روزنامه کرهای «چوسان ایلبو» در تحلیلی پیرامون این موضوع از دریچهای دیگر به این موضوع نگاه کرد و نوشت: «ترامپ ثابت کرده است که ایدههای تثبیت شده در جوانیاش را در دوران پیری به سیاست رسمی تبدیل میکند؛ همانطور که در سال ۱۹۸۷ با خرید آگهیهای تمامصفحه در روزنامهها از باج دادن امریکا به متحدانش انتقاد کرد و در تعرفههای سنگین دوره ریاستجمهوریاش آن را عملی ساخت، ایده سال ۱۹۸۸ او درباره خارگ نیز امروز از یک فرضیه دور به یک دستور کار روی میز پنتاگون تبدیل شده است.» با مرور این گذشته میتوان فهمید که خارگ در ذهنیت ترامپ، فراتر از یک ایستگاه نفتی، نمادِ بازیابی آن «احترامی» است که معتقد بود در دهه ۱۹۸۰ از دست رفته است؛ صخرهای استراتژیک که او ۳۸ سال منتظر ماند تا بالاخره اهرمهای قدرت لازم برای فشردن گلوگاه آن را به دست آورد.

