راه وطن فروشی هنرمندانه!

مثبت نیوز – بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تعدادی از چهره‌های معروف و حتی کمتر شناخته‌شده که عرصه را برای یکه‌تازی خود تنگ می‌دیدند، فرار را بر قرار ترجیح دادند و ایران را به مقصد اروپا و آمریکا ترک کردند تا در آنجا علیه فرهنگ ایرانی- شیعی کشور خویش چنگ بزنند و لجن‌پراکنی کنند.

 

در این میان پرویز صیاد و رضا علامه‌زاده با ساخت آثاری نظیر «فرستاده»، «سرحد» و «مهمانان هتل آستوریا» پیش‌قراول آغاز این حرکت‌ها بودند، اما این فیلم‌ها از حداقل‌های فنی و زیبایی‌شناسی که لازمه پذیرفته شدن در جوامع سینمایی غربی‌ است بی‌بهره بودند و نتوانستند حمایت پخش‌کننده‌ها و تولیدکننده‌های کشور‌های میزبان، به‌خصوص ایالات متحده را در هموارکردن مسیر فیلم‌سازی این افراد جلب کنند.

مشکل اصلی فیلم‌هایی مانند فرستاده و سرحد این بود که می‌خواستند با مصرف کلیشه‌ای فیلمنامه‌های سه‌پرده‌ای از جمهوری اسلامی دیو بسازند، اما قدشان به این حرف‌ها نمی‌رسید و در نقض غرضی آشکار، قدرت حکومت تازه‌تأسیس را در نظر مخاطبان اندک خود به اثبات می‌رساندند. پس از پایان جنگ تحمیلی، غرب پروژه دیگری‌سازی از ایران را در سطحی متفاوت اجرا کرد و با فیلم موهن «بدون دخترم هرگز» به مقابله با ما برخاست. در این اثر که بازیگران شناخته‌شده‌ای چون سالی فیلد و آلفرید مولینا در آن به ایفای نقش می‌پرداختند، از نظر فیلمساز (برایان گیلبرت) هیچ‌تفاوتی میان جامعه و دولت انقلابی وجود نداشت و جملگی آن‌ها افرادی خشونت‌طلب و ناسازگار با دنیای مدرن و اقتضائاتش روایت می‌شدند!

بدون دخترم هرگز فروش قابل‌توجهی نداشت و نتوانست ایرانیان داخل و حتی خارج از کشور را به هدف سرگرمی هم که شده اندکی قلقلک دهد. غرب در حال پیدا کردن راه‌های میانبر برای اثرگذاری بر ادراک مخاطبان هدف ایرانی‌اش درون و بیرون مرز‌ها بود تا در جاده دیگری‌سازی از ما برخلاف گذشته دستش پر از خالی نباشد. در همین اثنا بود که شیرین نشاط‌ها، مرجان ساتراپی‌ها و آذر نفیسی‌ها، مانند ماری که از جعبه معرکه‌گیر‌های خیابانی بیرون می‌آیند و نگاه خیره تماشاچی را به سوژه جلب می‌کنند به کمک آمریکا و غرب آمدند تا دیگری‌سازی را وارد مراحل پیچیده‌اش کنند. قرار بر این بود که فیلمسازان و نویسندگان به‌اصطلاح تحصیل‌کرده و آکادمیک فارسی‌زبان، اذهان را با دو شقه کردن ملت ایران به دو دسته مدرن و مرتجع برای حمله نظامی به کشور آماده کنند. این معامله‌ای برد- برد و پرسود برای هریک از طرفین بود، زیرا کمپانی‌های فیلمسازی آمریکایی و اروپایی با تأمین بودجه و فراهم‌آوردن نیاز‌های مادی این جماعت هم به هدف خویش در ساعت صفر تصمیم‌گیری نزدیک می‌شدند و هم سینماگرانی مثل مرجان ساتراپی را به شهرتی- که لیاقتش را در حالت عادی نداشتند- برسانند.

از این منظر انیمیشن «پرسپولیس»، کتاب «لولیتاخوانی در تهران» و فیلم «زنان بدون مردان» از مرجان ساتراپی، آذر نفیسی و شیرین نشاط با وجود تفاوت در مدیوم حامل نگاهی همبسته و یک‌سویه به مفهوم ایران بودند.

مقالات مرتبط

مسیر ساتراپی تا آخرین لحظه زندگی

مثبت نیوز – ساتراپی با انیمیشن پرسپولیس نشان داد ایرانی خوب دقیقاً…

19 خرداد 1405

«کلاغ» عشق ممنوعه‌ای که بوی نفوذ می‌دهد

مثبت نیوز – سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، اثری که در…

13 خرداد 1405

کنداکتور صداوسیما تا پایان 1405

مثبت نیوز – سریال «چمران» به کارگردانی جلیل سامان در مرحله پیش‌تولید…

12 خرداد 1405

دیدگاهتان را بنویسید