مثبت نیوز – خطر اصلی؛ تورم، کسری بودجه و نقدینگی یکدیگر را تقویت کنند.
آینده تورم بیش از هر چیز به واکنش دولت و شبکه بانکی بستگی دارد. اقتصاد ایران اکنون در نقطهای قرار دارد که میتواند وارد یک چرخه خودتقویتکننده شود.
تورم بالا هزینههای دولت را افزایش میدهد. حقوق کارکنان و بازنشستگان، یارانهها، کالابرگ، هزینه تأمین انرژی و مخارج خدمات عمومی با افزایش قیمتها بیشتر میشوند. در مقابل، درآمدهای دولت، بهویژه درآمدهای نفتی، پایدار نیستند و ممکن است متناسب با هزینهها افزایش پیدا نکنند.
در چنین وضعیتی کسری بودجه بزرگتر میشود. اگر این کسری از طریق شبکه بانکی، استقراض پولی یا فشار بر منابع بانک مرکزی تأمین شود، رشد نقدینگی دوباره شتاب میگیرد. نقدینگی بیشتر در شرایطی که سرعت گردش پول نیز بالاست، تورم را تشدید میکند. سپس تورم بالاتر بار دیگر هزینههای دولت را افزایش میدهد.
این همان حلقهای است که میتوان آن را چنین خلاصه کرد:
تورم بیشتر ← هزینههای بالاتر دولت ← کسری بودجه بیشتر ← رشد نقدینگی ← تورم بیشتر
خطر اصلی آینده نه صرفاً بالا ماندن تورم، بلکه فعالشدن کامل این چرخه است.
مسیر نخست؛ مهار تدریجی تورم
در سناریوی امیدوارکننده، دولت رشد نقدینگی را کنترل میکند، کسری بودجه را از روشهای غیرپولی تأمین میکند و از تصمیمهایی که انتظارات تورمی را تشدید میکنند، فاصله میگیرد.
در این مسیر، ممکن است تورم فوراً کاهش پیدا نکند. سرعت گردش پول و بیاعتمادی عمومی با چند تصمیم کوتاهمدت به وضعیت قبلی بازنمیگردد. اما اگر جامعه ببیند رشد نقدینگی، کسری بودجه و نرخ ارز در مسیر باثباتتری قرار گرفتهاند، سرعت خرجکردن پول بهتدریج کاهش مییابد و تقاضا برای نگهداری داراییهای ریالی میتواند احیا شود.
مسیر دوم؛ تثبیت موقت بدون اصلاح ساختاری
در سناریوی میانی، افزایش درآمدهای نفتی، استفاده از ذخایر ارزی و طلا یا کاهش محدودیتهای خارجی، برای مدتی بازار ارز و انتظارات تورمی را آرام میکند.
این شرایط میتواند برای اقتصاد زمان بخرد، اما مسئله اصلی را حل نمیکند. اگر درآمدهای جدید صرف افزایش هزینههای جاری شود و اصلاح بودجه، نظام یارانهای و ناترازی بانکی به تعویق بیفتد، تورم پس از یک دوره آرامش دوباره بازمیگردد.
اقتصاد ایران این مسیر را در دورههای مختلف تجربه کرده است: درآمدهای بیشتر، فشار را موقتاً کاهش میدهند، اما با کاهش دوباره درآمدها، همان ناترازیهای قبلی آشکار میشوند.
مسیر سوم؛ شکلگیری چرخه تورمی شدیدتر
در سناریوی بدبینانه، دولت قادر به مهار کسری بودجه نیست و رشد نقدینگی در واکنش به تورم افزایش پیدا میکند. همزمان، مردم نیز سرعت تبدیل ریال به کالا و دارایی را بیشتر میکنند.
در این وضعیت، هم حجم پول و هم سرعت حرکت آن افزایش مییابد. ترکیب این دو میتواند تورم را وارد مرحلهای ناپایدارتر کند؛ مرحلهای که در آن سیاستهای کوتاهمدت مانند تزریق ارز، کنترل دستوری قیمت یا محدودکردن بازارها، تنها برای مدتی نشانههای بحران را پنهان میکنند.
رفتار مردم در برابر پول تغییر کرده است. ریال سریعتر از گذشته خرج میشود، قدرت خرید نقدینگی کاهش یافته و تورم دیگر تنها تابع مقدار پول جدید نیست.
بنابراین مهار تورم نیز فقط با محدودکردن ترازنامه بانکها یا تعیین یک هدف کمی برای رشد نقدینگی ممکن نخواهد بود. سیاستگذار باید همزمان کسری بودجه، ناترازی بانکها، بیثباتی ارزی و مهمتر از همه، انتظارات عمومی را مدیریت کند.
در اقتصاد امروز ایران، بازگرداندن اعتماد به پول شاید دشوارتر از کنترل مقدار آن باشد؛ اما بدون این اعتماد، هر ریالی که وارد اقتصاد میشود میتواند سریعتر از گذشته به افزایش قیمتها منجر شود.

