مثبت نیوز – درحالیکه کشور بیش از هر زمان دیگری به افزایش ظرفیت تولید نفت و جذب سرمایهگذاری نیاز دارد، پرسشهایی جدی درباره روند انتخاب توسعهدهنده این میدان مطرح شده است؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها میتواند تعیین کند آبتیمور به یک فرصت بزرگ ملی تبدیل خواهد شد یا به فهرست بلندبالای پروژههای ازدسترفته صنعت نفت خواهد پیوست.این میدان در ۲۵ کیلومتری غرب اهواز و میان دو میدان مهم اهواز و منصوری قرار گرفته است. ساختار آن در دهه ۱۳۴۰ شناسایی شد و پس از حفاری نخستین چاه اکتشافی، وجود ذخایر نفتی در آن به اثبات رسید. از دهه ۱۳۷۰ نیز تولید نفت از این میدان آغاز شد. بااینحال، بسیاری از کارشناسان معتقدند بخش عمده ظرفیت واقعی آبتیمور هنوز به بهرهبرداری نرسیده است. همین ظرفیت بالقوه سبب شد از میانه دهه ۱۳۹۰، آبتیمور به یکی از مهمترین گزینههای توسعهای صنعت نفت ایران تبدیل شود. شرکت ملی نفت ایران مطالعات مختلفی را درباره این میدان در دستور کار قرار داد و در جلسات تخصصی بررسی مخازن، سناریوهای متعددی برای افزایش تولید آن مورد ارزیابی قرار گرفت.
در آن سالها، آبتیمور تنها یک میدان در حال تولید نبود، بلکه بهعنوان یکی از جذابترین فرصتهای سرمایهگذاری صنعت نفت ایران معرفی میشد. در کنفرانس تهران و در چهارچوب معرفی پروژههای جدید نفتی، نام این میدان در میان گزینههای مهم جذب سرمایه و فناوری خارجی قرار گرفت.پس از آن، شرکتهای متعددی برای مطالعه و توسعه آبتیمور وارد میدان شدند. پرتامینای اندونزی مطالعات خود را آغاز کرد. لوکاویل روسیه برای بررسی و توسعه این میدان اعلام آمادگی کرد. تنکو وارد مطالعات شد.مپنا تفاهمنامه مطالعاتی امضا کرد و مرسک دانمارک نیز برنامههای توسعهای خود را برای این میدان ارائه داد.آنچه در آن مقطع توجه کارشناسان را جلب میکرد، نه صرفاً حضور شرکتهای مختلف، بلکه برآوردهای ارائهشده از ظرفیت تولید آبتیمور بود.درحالیکه تولید میدان حدود ۵۵ هزار بشکه در روز بود، سناریوهای مختلفی برای افزایش چشمگیر تولید مطرح میشد. برخی پیشنهادها از تولید ۱۴۰ هزار بشکهای سخن میگفتند، پرتامینا ظرفیت ۳۵۰ هزار بشکه در روز را مطرح کرده بود و مرسک نیز در مطالعات خود از برنامهای چندمرحلهای برای رسیدن به تولید حدود ۴۵۰ هزار بشکه در روز سخن گفته بود.ممکن است درباره امکان تحقق کامل این ارقام اختلافنظر وجود داشته باشد، اما یک نکته محلتردید نیست؛ آبتیمور از نگاه شرکتهای معتبر بینالمللی، میدانی ارزشمند و دارای ظرفیت توسعه قابلتوجه بوده است. اما آنچه امروز موجب نگرانی شده، نه ظرفیت مخزن، بلکه کیفیت تصمیمگیری درباره آینده آن است. سالها زمان صرف مطالعات این میدان شده است.دهها گزارش فنی تهیه شده، شرکتهای مختلف روی آن کار کردهاند و شرکت ملی نفت ایران نیز بهخوبی از اهمیت آن آگاه است؛ بنابراین انتظار طبیعی آن است که هر تصمیم درباره توسعه آبتیمور بر پایه بالاترین استانداردهای فنی، مالی و مدیریتی اتخاذ شود.بااینحال، طرح نام یک شرکت ترکیهای بهعنوان یکی از گزینههای توسعه این میدان، پرسشهایی را در میان کارشناسان صنعت نفت ایجاد کرده است.
بررسی اطلاعات منتشرشده از این شرکت نشان میدهد عمده فعالیتهای معرفیشده آن در حوزه پروژههای عمرانی، زیرساختی، راهسازی، سدسازی، تصفیهخانههای آبوفاضلاب و پروژههای ساختمانی متمرکز بوده است. در اطلاعات عمومی منتشرشده نیز سابقه برجسته و شناختهشدهای در توسعه میادین نفتی بزرگ، مدیریت مخازن هیدروکربوری یا اجرای پروژههای عمده بالادستی نفت و گاز مشاهده نمیشود.طبیعی است که هر شرکتی حق دارد وارد حوزههای جدید فعالیت شود، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا آبتیمور باید محل آزمونوخطا باشد؟ توسعه یک میدان نفتی با ابعاد آبتیمور صرفاً به معنای ساخت چند تأسیسات سطحالارضی یا اجرای عملیات عمرانی نیست. توسعه چنین میدانی نیازمند دانش تخصصی مهندسی مخزن، طراحی سناریوهای افزایش ضریب بازیافت، حفاری توسعهای، مدیریت تولید، تأمین مالی سنگین و تجربه عملی در اجرای پروژههای پیچیده بالادستی است.به بیان سادهتر، توسعه آبتیمور پروژهای ساختمانی نیست؛ پروژه پیچیده انرژی است. به همین دلیل است که در سراسر جهان توسعه میادین بزرگ نفتی عموماً به شرکتهای دارای سابقه مستقیم در حوزه اکتشاف و تولید یا کنسرسیومهای تخصصی سپرده میشود. دلیل این موضوع نیز روشن است؛ خطا در توسعه یک میدان نفتی فقط به معنای تأخیر در اجرای پروژه نیست. هر تصمیم اشتباه میتواند سالها تولید را به تعویق بیندازد، میلیاردها دلار درآمد بالقوه را از بین ببرد و بخشی از ظرفیت مخزن را برای همیشه تحتتأثیر قرار دهد.در این میان، پرسش مهم متوجه شرکت ملی نفت ایران است.

