مثبت نیوز – رفتار سعید جلیلی از همه جالبتر است. او برخلاف مداحان، نمایندگان و رسانههای نزدیک به خود، معمولاً میکوشد شخصاً وارد خشنترین بخش درگیری نشود.
در اوج دعوای اردیبهشتماه و حملات گسترده حامیانش به قالیباف و تیم مذاکرهکننده، جلیلی تصویری از خود در کنار قالیباف منتشر کرد و نوشت: «تا کور شود هر آنکه نتواند دید.»
این تصویر ظاهراً قرار بود نشانه صمیمیت و پایان شایعات درباره اختلاف دو نفر باشد؛ اما همزمان رسانهها و چهرههای نزدیک به جلیلی همچنان قالیباف را هدف حمله قرار میدادند.
جلیلی در موضعگیری تازهتر خود نیز گفته است منظور رهبری مخالفت با اصل مذاکره نبوده و اختلافها به شیوه مذاکره و برخی بندهای تفاهم مربوط میشده است. او حتی تأکید کرده کسانی که در شورای عالی امنیت ملی به تفاهم رأی مثبت دادهاند، از روی دلسوزی و نگاه کارشناسی چنین کردهاند و نباید به مخالفت با رهبری متهم شوند.
این موضع درست در نقطه مقابل ادبیات بخشی از شبکه سیاسی و مذهبی نزدیک به او قرار دارد. در آن شبکه، موافقت با توافق گاهی به معنای نادیده گرفتن موضع رهبری، عدول از اصول یا بیاعتنایی به خون کشتهشدگان معرفی میشود.
اما چرا جلیلی خودش را خاکی نمی کند؟ دلیل آنحفظ موقعیت سیاسی است. او بهعنوان عضو شورای عالی امنیت ملی نمیتواند مشروعیت تصمیم همان نهاد را بهطور کامل زیر سؤال ببرد و همزمان درون ساختار باقی بماند. از سوی دیگر اعلام رسمی رهبری جریان افراطی امروز می تواند برای او سرنوشتی همچون احمدی نژاد به دنبال داشته باشد. تاریخ سیاسی چهار دهه اخیر تجربه یک جریان انحرافی را دارد و جریان تندرویی که یک زمان از دل همان جریان متولد شده به خوبی می داند که باید جلوی سرنوشت مشابه را بگیرد.
جلیلی با تفاهم و آتشبس موافق نبوده و تنها رأی منفی را در شورای امنیت به این تفاهم داده است؛ در حالی که دیگر اعضا به آن رأی مثبت دادهاند. محمود نبویان، نماینده نزدیک به جبهه پایداری، با افشای بخشهایی از نامهها و اطلاعات طبقهبندیشده در صداوسیما تلاش کرد نشان دهد رهبری در مقاطع مختلف نسبت به روند مذاکرات انتقاد داشته است. جالب آنکه جلیلی بعدتر از اقدام «یکی از نمایندگان مجلس» در انتشار اسناد طبقهبندیشده انتقاد کرد؛ اشارهای که آشکارا متوجه نبویان بود.
باید کدام تصویر از سعید جلیلی را باور کرد؟ تصویر سیاستمداری که کنار قالیباف میایستد، از رأیدهندگان به توافق دفاع میکند و میگوید مخالفت رهبری با اصل مذاکره نبوده است؟ یا تصویر رهبر سیاسی جریانی که نزدیکانش در مجلس، رسانه و هیئت رگ گردنشان باد کرده و هر روز حامیان توافق را به نفاق و عدول از رای رهبری و انقلاب متهم میکنند؟
تکرأی منفی منتسب به جلیلی، رجزخوانیهای برادرش، مداحیهای وحدتشکن چهرههایی مانند سیدرضا نریمانی و حملات مستمر رسانههای نزدیک به جبهه پایداری را باید باور کرد یا عکس دو نفره جلیلی و قالیباف و سخنان آرام او درباره احترام به رأی اکثریت شورای عالی امنیت ملی را؟
شاید اساساً تناقضی در کار نباشد. این دو تصویر میتوانند دو بخش از یک تقسیم کار سیاسی باشند. سعید جلیلی در ساختار رسمی از عقلانیت، کارشناسی و احترام به نهادها سخن میگوید و شبکه نزدیک به او در بیرون از جلسات رسمی، هزینه حمایت از توافق را بالا میبرد. به این ترتیب، جلیلی میتواند از قدرت فشار این جریان بهرهمند شود، بدون آنکه شخصاً تمام هزینه عربدهکشیهای سیاسی آن را بپردازد. به این ترتیب جلیلی دیگر لازم نیست هزینه «عبور از رهبری» را در کارنامه خود بپردازد و همیشه در انتخابات های ریاست جمهوری می تواند تایید صلاحیت بگیرد. موهبتی که پدر موسس جریان پایداری سالها از آن بی بهره بود.
نبرد مداحان حکومتی، جنگ میان عقلانیت و افراط نیست. این جنگ دو شاخه از یک ساختار سیاسی است که هر دو سالها منبر و مذهب را برای حذف دیگران به کار گرفتهاند و حالا همان ابزارها را علیه یکدیگر استفاده میکنند.

