مثبت نیوز – خبر بازگشت محسن نامجو هنوز در فضای رسانهای بهاصطلاح رسوب نکرده بود که موج شوک اولیه، جای خود را به یک دستپاچگی آشکار در اتاق خبر رسانههای خارج از کشور داد.
در همان ساعات نخست، شبکههایی مثل «ایران اینترنشنال» که سالها روی پروژه دوقطبیسازی و تقابل هنرمندان با داخل کشور سرمایهگذاری کرده بودند، خود را در برابر یک غافلگیری محض دیدند. آنها که نمیتوانستند این بازگشت را نادیده بگیرند یا آن را صرفاً بهعنوان یک انتخاب شخصی هضم کنند، ناگزیر به واکنشی سریع، تهاجمی و کاملاً تدافعی شدند.
استراتژی ماشین رسانهای اپوزیسیون و صفحات مجازی وابسته به گروههای ضدایرانی، در همان ساعات اولیه مشخص شد؛ ترور شخصیت برای بیاثر کردن پیام بازگشت.
در کسری از ثانیه، دستور کار تغییر کرد؛ روایتی که در آن نامجو نه یک هنرمند دلزده از سراب غربت که به میل خود به وطن برگشته، بلکه چهرهای طردشده، بیاعتبار و منزوی در خارج از کشور تصویر میشد که از سر استیصال و ناچاری به ایران پناه برده است.
رویکرد رسانههای فارسیزبان خارج از کشور در قبال بازگشت نامجو، تفاوت معناداری با سناریوهای پیشین آنها داشت؛ تفاوتی که میزان دستپاچگی و احساس خطر این جریان را بهخوبی عیان میکرد. پیشازاین، زمانی که خبر بازگشت «قیصر» به میان آمد، استراتژی اصلی این رسانهها مبتنی بر «بایکوت خبری» و «کوچکنمایی» بود. آنها تلاش کردند تا با نادیدهگرفتن و مسکوت گذاشتن موضوع، از ضریب گرفتن خبر جلوگیری کنند و مانع از آن شوند که بازگشت یک نماد هنری، به نشانهای برای عادیسازی شرایط و پایان قهر با وطن تبدیل شود. اما در ماجرای محسن نامجو، این سکوت استراتژیک دیگر کارکردی نداشت. نامجو برخلاف چهرههای دهههای گذشته، محصول سالهای اخیر و یکی از نمادهای هنری فعال در جریان مهاجرت بود. بازگشت او، نه یک اتفاق حاشیهای، بلکه ریزش مستقیم یکی از پایههای روایتی بود که اپوزیسیون سالها برای آن هزینه کرده بود. به همین دلیل، حساسیتها بهقدری بالا رفت که ماشین رسانهای خارج از کشور نتوانست به سانسور و سکوت بسنده کند. آنها مجبور شدند با تغییر تاکتیکِ سراسیمه، از فاز «بایکوت» خارج شده و به فاز «حمله پیشدستانه و تخریب همهجانبه» وارد شوند؛ چراکه موج این بازگشت چنان بلند بود که سکوت در برابر آن، تمام رشتههای چندسالهشان را پنبه میکرد.

