صراحت در برابر حقیقت: اقتصاد توجه

مثبت نیوز – زیست‌بوم رسانه‌ای زمانه ما از امثال ترامپ را تغذیه می‌کند. شبکه‌های اجتماعی به جملات کوتاه، خشن، قابل بازنشر و واکنش‌زا را پاداش می‌دهند.

 

اقتصاد توجه، دقت را کم‌سود و تحریک را پرسود می‌کند. هرچه جمله بی‌پرواتر باشد، بیشتر دیده می‌شود. هرچه مطلق‌تر باشد، بیشتر نقل می‌شود. هرچه کمتر توضیح دهد، آسان‌تر مصرف می‌شود. زبان دیپلماتیک کند است، پر از قید و احتیاط است. زبان پوپولیستی سریع است، ضربه‌ای است، بی‌شرم است. میدان رسانه‌ای امروز به دومی مزیت ساختاری می‌دهد.

این وضع فقط رسانه‌ها را تغییر نداده است؛ خود سیاست را دگرگون کرده است. سیاستمدار پوپولیست دیگر برای عبور از نهادها، روزنامه‌ها، احزاب و کارشناسان به میانجی‌های سنتی نیاز چندانی ندارد. مستقیماً با جمعیت حرف می‌زند؛ یا دقیق‌تر، جمعیت را در موقعیت واکنش دائمی نگه می‌دارد. پست، شعار، ویدئو، لقب، تهدید، تصویر ساختگی، حمله لفظی، عقب‌نشینی، حمله تازه. این چرخه زبان را از مسئولیت تهی می‌کند، چون هر جمله عمر کوتاهی دارد و اثر بلند.

در چنین فضایی، حقیقت کندتر از خشم حرکت می‌کند. توضیح دیر می‌رسد. تصحیح کم‌جان است. تحلیل پیچیده مخاطب محدود دارد. اما جمله‌ای مانند «عصر حجر» بی‌درنگ کار می‌کند. تصویر دارد، خشونت دارد، تحقیر دارد، قطعیت دارد. همین‌ها برای حیات رسانه‌ای کافی است. حتی مخالفت شدید نیز به گسترش آن کمک می‌کند. هر محکومیت، جمله را دوباره زنده می‌کند. هر بحث درباره منظور واقعی گوینده، صحنه را در اختیار او نگه می‌دارد.

از این‌جاست که ترامپ به زبان زمانه ما بدل می‌شود؛ نه به سبب یگانگی شخصیتش، بلکه به دلیل همخوانی غریزی او با سازوکار عصر نمایش. او فهمیده است که در سیاست امروز، جمله‌ای که واقعیت را توضیح دهد الزاماً برنده نیست. جمله‌ای برنده است که بتواند واقعیت را کنار بزند و جای آن بنشیند. زبان او از همین رو مملو از قطعیت‌های توخالی است. این قطعیت‌ها کمکی به فهم نمی‌کنند؛ اما جهان را از سایه‌روشن خالی می‌کنند و به مخاطب حس مشارکت در نبردی بزرگ می‌دهند.

این زبان همچنین میل عاطفی مخاطب را جدی می‌گیرد؛ البته با شکلی خطرناک و فاسدکننده. به مخاطب نمی‌گوید فقط بترس. به او می‌گوید حق داری خشمگین باشی، حق داری تحقیر کنی، حق داری از ضربه خوردن دشمن لذت ببری. همین «دگرگونی احساسی» یکی از ستون‌های خطابه پوپولیستی است. سیاست به درمان رنج‌های واقعی نمی‌پردازد؛ آن رنج‌ها را به سوخت نمایش تبدیل می‌کند. ترس اقتصادی، تحقیر اجتماعی، دلتنگی برای گذشته، بی‌اعتمادی به نهادها، همه در زبان رهبر به جهت واحدی رانده می‌شوند: دشمن را پیدا کن، ضربه را بخواه، نجات‌دهنده را تشویق کن.

پس خطر این زبان فقط در احتمال اجرای تهدید‌ها نیست. تهدیدی شاید هرگز به عمل نرسد. بمبی شاید هرگز نیفتد. طرحی شاید روی میز بماند. اما زبان در همین فاصله کار خود را می‌کند. گوش‌ها را عادت می‌دهد. تخیل سیاسی را تغییر می‌دهد. مرز گفتنی‌ها را عقب می‌برد. چیزی که دیروز رسوایی بود، امروز سبک سخن گفتن می‌شود؛ چیزی که امروز سبک سخن گفتن است، فردا گزینه‌ای سیاسی جلوه می‌کند.

مقالات مرتبط

«موزیک تک ۴» اولین قرار جمعی مردم ایران پس از نبرد رمضان

مثبت نیوز – این مراسم در یکی از روز‌های نسبتاً گرم تهران…

5 خرداد 1405

«کام‌بک» خبر ورزشی در دقیقه ۹۰

مثبت  نیوز – روزنامه خبر ورزشی، از جمله معتبرترین و پرتیراژترین روزنامه‌های…

5 خرداد 1405

افت ۶۰ متری آب زیرزمینی در دماوند

مثبت نیوز – بحران آب در استان تهران دیگر فقط به کاهش…

3 خرداد 1405

دیدگاهتان را بنویسید