مثبت نیوز – شبکه ماهواره ای پرشیانا با حضور نیلوفر اردلان برترین تولید ویدیویی برای جام جهانی را داشت.
هیچ جام جهانیای تاکنون برای رسانههای اصلی و فرعی فارسیزبان تا این حد از اهمیت بالایی برخوردار نبوده و هیچوقت رقابت تا این میزان داغ نشده بود. اما سؤالی که در همین ابتدا پیش میآید، این است که آیا کیفیت ویژهبرنامههای جام جهانی مانند کمیت و تعدادشان بهگونهای بوده که برخی از آنها برای تورنمنتها و مسابقاتی که قرار است در آینده برگزار شوند، تبدیل به معیار مناسبی در زمینه تولید محتوا شوند؟ پیشتر، تنها تلویزیون و تعداد مشخصی روزنامه بودند که اخبار فوتبال را به سمع و نظر دنبالکنندگان این بازی سرگرمکننده میرساندند و مخاطب هم از همان اندوخته کم نهایت استفاده و بهره را میبرد. اکنون اما شرایط بهکلی تغییر کرده و حتی رسانهای به قدمت و بودجه فراوان صداوسیما هم نمیتواند نیمنگاهی به شبکه اجتماعی و پدیده فرهنگ شهرت نداشته باشد؛ رویکردی که در ادامه با اشاره به ویژهبرنامههای شبکههای سیما در کنار باقی تولیدات پلتفرمی و میکرورسانهها به آن خواهیم پرداخت.
برجام
ویژهبرنامه پایگاه خبری – ورزشی «ورزش سه» برای پوششدادن اتفاقات جام جهانی و تحلیل مسائل فنی آن، «برجام» با اجرای مشترک «جواد خیابانی» و «خداداد عزیزی» بود. در دنیای فوتبال تاکنون کم پیش نیامده که فوتبالیستهای سابقاً مطرح در دوران بازنشستگی به جرگه کارشناسان و مجریان تلویزیونی بپیوندند و هویت جدیدی برای خود تعریف کنند. در همین راستا، خداداد عزیزی که دوران پرفروغی را در عرصه بازیهای باشگاهی و ملی پشت سر گذاشته بود، پس از آزمون و خطای بسیار وارد حوزه مجریگری شد و نشان داد میتواند حداقل با مدل پرسروصدای اجرایش در قاب تلویزیون و سرویسهای پخش آنلاین، نظر تعدادی از مخاطبان را به سمت خود برگرداند. از آن طرف، جواد خیابانی بلافاصله بعد از پایان کارش در صداوسیما و بازنشستگی از این سازمان عریضوطویل به عزیزی پیوست تا برجام در جذب بیننده به رقیبی جدی برای باقی برنامهها تبدیل شود. بارزترین مسئلهای که میتوان در مورد این برنامه گفت تمایل اتاق فکر آن به ایجاد میم و ترول برای فضای مجازی بود تا به این واسطه از کورس باقی محتواهای دوپامینمحور جا نماند. به بیان دیگر، هرچند دعوای زرگری خیابانی و خداداد روی آنتن ایدهای نخنما و تکراری بود، توانست در کوتاهمدت اثر مثبت بیشتر دیده شدن را ایجاد کند؛ دیدهشدنی که چندان ارتباطی با سوژه اصلی، یعنی تحلیل کیفی و منطقی مسابقات فوتبال نداشت.
جام 26
ویژهبرنامه اصلی تلویزیون برای جام جهانی 2026، «جام 26» با اجرای «محمدحسین میثاقی» و «حافظ کاظمزاده» بود. ذهن مقایسهگر مخاطب با وجود اتفاقاتی که صداوسیما در چندسال اخیر تجربه کرده بهگونهای است که هر محتوا، تم و ساختاری را با گذشته این رسانه مقایسه میکند و شبکههای اجتماعی هم با عمیقتر کردن این شکاف دنبال صید ماهی خود از آب گلآلودند. میثاقی هم چون به صلاحدید مدیران سازمان جای استادش نشسته، پس هر کنش و واکنشش با گروه قبلی مورد مقایسه قرار میگیرد. به این نکته اشاره کردیم تا بگوییم دستاورد برنامهسازان جام 26 هیچ تفاوتی با تولیدات قبلیها از منظر کیفی ندارد و همه به یک اندازه متوسطالحالند. در این برنامه هم بنا به روال همیشگی، پیش از شروع هر مسابقه، کارشناسانی گرد هم جمع میشوند تا در مورد هریک از بازیها به گفتوگو و تبادلنظر بپردازند. جام 26 دو فراز مهم داشت که یکی حضور مهمانان خارجی و دیگری گفتوگو با بازیکنان تیم ملی پس از بازگشت از تیخوانا بود. در رابطه با مورد اول باید گفت دعوت از فوتبالیستها و مربیان شاخص اروپایی نظیر «ویلیام گالاس»، «ریوالدو»، «روبرتو دونادونی» و… تفاوت معناداری با دیگر لحظات برنامه ایجاد کرد؛ بهگونهای که آمار تماشای این لحظات از جام 26 در تلوبیون به طور میانگین دوبرابر حالت عادی بود. در مورد دعوت از بازیکنان و کادر فنی تیم ملی اما برنامه بهقدری کشدار و مطول بهنظر میرسید که حوصله بیننده را سر میبرد و در نمونه آخر هم مجری به تابعی از حرفهای «امیر قلعهنویی» در توجیه عملکرد متوسط تیم ملی در جام جهانی و ساخت دستاورد از آن بدل شد، تا به این واسطه مچ رقیب مستقیم یوتیوبیاش را بخواباند.
جام جهانی 2026
شبکه ورزش در مواجهه با حاشیه و متن جام جهانی رویکرد کموبیش منطقیای را پیشگرفت و از پس به ثمر رساندن این مهم برآمد، حتی نام ویژهبرنامه این شبکه هم در مقایسه با باقی تولیدات رسانهای بهغایت ساده بود و کمتر توجهی را به خود برمیانگیخت. اما متن سوژه برخلاف ظاهر مینیمال و نهچندان مخاطبپسندش بسیار حرفهای بود و قشر خاصی از دوستداران فوتبال را برای خود هدفگذاری کرده بود. در ویژهبرنامه شبکه ورزش خبری از مهمانان سرشناس خارجی برای پر کردن کنداکتور نبود و تحلیل از متن برنامه میجوشید؛ تحلیلی که ورای بحثهای فوتبالی، گاه نقبی هم به مطالعات میانرشتهای و بینامتنی میزد و برای مثال به ارتباطات میان فوتبال و زیباییشناسی میپرداخت یا در مورد ارتباط مدل توسعه غربی در پیشرفت فوتبال اروپا میگفت و حتی گاه نقبی هم به اقتصاد سیاسی ورزش میزد. وزن کارشناسان برنامه با دعوت از «یحیی گلمحمدی» و «مهدی رحمتی» سنگینتر از دیگر رقبای تلویزیون بود. درنهایت باید گفت «حمید محمدی» و «رسول مجیدی» با اجرایی که علاقهای به وایرال شدن نداشت، توانستند تلویزیون را همچنان در رقابت با دیگر ویژهبرنامهها نگه دارند.
بفرمایید جام
چه خوشمان بیاید و چه نه، «امیرحسین قیاسی» جزو معدود چهرههای جدید است که میتواند مخاطب را با نقشبستن اسم خود در قالب برنامههای پلتفرمی و یوتیوبی به راه خویش به اینسو و آنسو بکشاند. این بار جام جهانی تبدیل به بهانهای برای قیاسی شد تا بتواند به این واسطه با شوخیهایش مخاطب را سرگرم کنند. عمده تفاوت بفرمایید جام با دیگر تاکشوهای قبلی قیاسی نظیر «نیمهشب» و «پامپ» و همینطور برنامه رقبایش این بود که برای دیده شدن روی شوخیهای پرکارکرد، ولی بدون خلاقیت جنسی مانور نمیداد و با روحیهای خوددارتر، حد و حدود نگه میداشت. از اینها گذشته، بفرمایید جام در بین شوخیها نیمنگاهی هم به فضای فوتبال و جام جهانی داشت و نسبت به این فضا بیگانه نبود، حتی مهمانان غیرمرتبط با فوتبالش هم چندان از جام جهانی و اتمسفر حاکم بر آن دور نبودند. اما درنهایت چارهای جز این نداریم که بگوییم بفرمایید جام هم مانند باقی برنامههای اینترنتی فوتبال را نه اصل، بلکه وسیلهای برای خنده و شوخی میدید، اگرچه به شعور مخاطبش بیش از باقی این تولیدات احترام میگذاشت.
دری به روی جام
آپارات اسپورت با برنامه «دری به روی جام» به استقبال جام جهانی آمد. در ابتدا احساس میشد با وجود «سعید اکبری» بهعنوان مجری، دری به روی جام یکی از تولیدات خوب این روزها محسوب شود، اما پس از چند اپیزود مشخص شد این برنامه نهتنها تفاوتی با ریلزهای اینستاگرامی ندارد، بلکه نسخه تحتوب همان شوخیها را در قالبی مطولتر ارائه میدهد. دری به روی جام مصداق بارز این ادعای اثباتپذیر است که خارج از فضای رسمی تلویزیون، اراده و توانی برای کنترل محتوا وجود ندارد که اگر داشت «ایمان صفا» در گفتوگویی که به بهانه جام جهانی با این برنامه انجام داد آن رفتارها و حرفهای زشت را از خود بروز نمیداد. باوجود این، دری به روی جام اگرچه از مهمانان معروفی برای سروسامان دادن به تعداد مخاطبانش بهره برده بود، ولی نتوانست تعداد بازدید زیادی را در مقایسه با برنامههای مشابه به دست آورد.
جیمی جام
یکی از برنامههایی که روندی سینوسی را در ارائه محتوا طی کرد، «جیمی جام» با اجرای «ابوطالب حسینی» بود. او با دعوت از هوادار نابینای باشگاه پرسپولیس که رو به دوربین رسانهها «علی پروین» را با الفاظ رکیک مورد خطاب قرار داده بود، شروع کرد و انتقادهای درست و موجهی را به سمت خود فراخواند و در چند قسمت بعدی هم این رویکرد را با حمله کنایهآمیز به تیم ملی تکرار کرد. اما در اواسط پخش جیمی جام، ابوطالب ترمز را کشید و اندکی از نمک اجرای صریح و زنندهاش کم کرد تا حجم بالای انتقادها مانع پایان بدون دردسر آن نشود، اما در پایان با رسیدن به ایستگاه «محمود شهریاری» به روال سابق بازگشت! رویهای که او در این برنامه پی گرفت شباهت زیادی به شوخیهای بیپرده و بدون فیلتر تاکشوهای آمریکایی در فرمت Roast داشت تا شاید بتواند عدهای را با خودش همراه کند، چنانچه میزان قابلتوجه بازدیدها از هر اپیزود مبین همین نکته بود که اگر از خطوط قرمز اخلاقی و عرفی جامعه جلو بزنیم میتوانیم به این خوش باشیم که سیل مخاطب به سمت ما روانه شود. این فرم از اجرا البته در کوتاهمدت جواب میدهد، ولی در میانمدت و بلندمدت بهخاطر دوریاش با فرهنگها و خردهفرهنگهای ایرانی بخش زیادی از بینندگان را شامل نمیشود و پاسخ درخوری هم نمیگیرد.
درجام
فوتبال در «درجام» حتی بهانهای برای ورود به محتوای معمولی دورهمیهای بینمک هم نیست و هر که ساز خودش را در این زمینه میزند. این برنامه آمده تا در قالب حرفهایی که ممکن است بیانش در حالت عادی چندان منطبق بر عرف اغلب ملت ایران نباشد، بسیاری از مسائل را عادی جلوه دهد و شرایط را برای طرح بسیاری از خطوط قرمز اخلاقی نرمالایز کند. برای نمونه، گفتوگوی «مهیار حسن» با «گلاره مهری»، بلاگر و «المیرا دهقانی» بازیگر نشان میدهد ذهن برنامهساز اصلاً کاری به کار فوتبال و حتی حواشی آن هم ندارد و الا بیان فانتزیهای نهچندان اخلاقی چه توجیهی میتواند داشته باشد؟ اگر از این موارد بگذریم باید عنوان کنم اجرای مهیار حسن در مقایسه با هممسلکهایش نظیر ابوطالب حسینی و امیرحسین قیاسی کموکاستهایی دارد که از فقدان تجربه در این زمینه ناشی میشود. او برخلاف آن دو در خنده گرفتن از مخاطبش چندان موفق نیست و دیگر جاذبهها هستند که بازدید ویدئوها را در هر اپیزود بالا و پایین میکند.
بیست بیستوشش
پرحاشیهترین و همینطور رقیب اصلی برنامههای تلویزیون در میان محتواهای یوتیوبی و پلتفرمی، «بیست بیستوشش» با مدیریت «عادل فردوسیپور» و اجرای برخی از مجریان جوان به همراه خودش بود. او در قالب برنامههای متعدد اگرچه سعی میکرد پکیج و بستهبندی متنوعی از جام جهانی به مخاطبش ارائه دهد و بیشتر از خود فوتبال بگوید، اما متأسفانه این تبدیل به اصلی ثابت در میان یوتیوبرها و محتواهایی به این سبکوسیاق شده که باید نیمنگاهی هم به اقتصاد توجه بهمنظور برانگیختن احساس بیننده داشت. اما فردوسیپور بسیار بیش از حد ممکن روی این مسئله مانور داد که از فوتبال بهعنوان وسیلهای برای صاف کردن حسابش با برخی چهرهها و حتی ساختارها بهره ببرد. شباهت برنامه بیست بیستوشش و جام 26 از لحاظ فرم برنامهسازی به Match of the Day غیرقابلکتمان است، اما این محتواست که سطح نهچندان بالای برنامهسازی را آشکار میکند.
هم جام 26 و هم بیست بیستوشش از نظر سیاستزده بودن همبسته یکدیگر محسوب میشدند و ارزش افزودهای برای مخاطب بهوجود نمیآوردند و حتی با وجود قبول دعوت از سوی «آندرس اینیستا» و «مارکو ماتراتزی» بهعنوان مهمان سرشناس خارجی چندان عملکرد قابلقبولی از خود بهجای نگذاشتند و تنها داشتهشان تأکید روی فرامتنها بود. بیست بیستوشش البته جزو معدود برنامههای اینترنتی بود که بهواسطه امکانات بهتر مالیاش توانست از آیتمهای متنوعتری برخوردار شود و مهمانان سنگینوزنتری را به استودیویش دعوت کند؛ مهمانانی که درنهایت باری از دوش تحلیلهای فنی فوتبالی برنداشتند.
جام خاص
ویژهبرنامه تلویزیون همشهری برای پوشش جام جهانی 2026 در اقدامی انقلابی کاملاً زنانه بود، ولی آیا تم و مضمون آن هم از عنصر متمایزی برخوردار بود که باعث تحویل گرفتن هرچه بیشترش توسط مخاطبان و کارشناسان حوزه رسانه شود؟ پاسخ یک «نه» کاملاً قاطع است. جام خاص با حضور سه مجری – کارشناس یعنی «گلاره ناظمی»، «فرنوش جعفری» و «شیرین هاشمی» جلوی دوربین رفت، اما بهجز همان حرفها و کارهای عادی رسانهای که برنامههای مردانه هم از پسش برمیآیند، چیز قابلعرضی برای بینندگانش نداشت. وقتی یک برنامه توسط جمعی از بانوان اداره میشود، این حدس و گمان را در دل دیگری تقویت میکند که قرار است برنامه موردنظر مدخلی برای معرفی فوتبال به نیمی از جامعه ایران باشد، اما فقدان استراتژی در جام خاص کاملاً واضح و مبرهن است و اگرچه محتوا عاری از هرگونه ابتذال کلامی و تصویری به نظر میرسد، ولی بود و نبودش هم در این ماجرا توفیری برای دوستداران فوتبال یا آن دسته از بانوانی ندارد که تازه میخواهند با این ورزش خو بگیرند. در برنامه شبکه ماهوارهای پرشیانا اسپورت و ریوایند هم حضور زنان علاوهبر بیمبنا بودنی که جام خاص هم به آن مبتلاست، کاملاً کالایی است؛ اتفاقی که خوشبختانه تلویزیون همشهری به آن دامن نزده است.
باشگاه دانشجویان فوتبال و نیمکت
یوتیوبرهای حوزه ورزش، خورههای فوتبال و چهرههای ناشناس، اما جوان، باانگیزه و باسواد هم در این مدت بیکار نبودند و محتواهای خوبی در زمینه تحلیل فنی بازیهای جام جهانی از خود ارائه دادند و باوجوداینکه میتوانستند در نبود مجوزهای قانونی به مسائل سیاسی ذیل اقتصاد توجه دامن بزنند، اما فقط به اصل مسئله پرداختند و بدون هیچ تبلیغ خاصی دنبالکننده و مخاطبان الیت خود را به دست آوردند. در این میان «باشگاه دانشجویان فوتبال» و «نیمکت» با پرداختن به بحثهای صرف و درونمتنی فوتبالی بعد از مسابقات روزانه مرحله گروهی و مراحل حذفی حسابی در دل بینندگان خود جا باز کردند و توانستند به طور قابلتوجهی در میانبرنامههای پرسروصدا به چشم آمده و دیده شوند. وزن تحلیل این افراد حتی از فوتبالیستهای سابق که اکنون تبدیل به کارشناس شدهاند هم بهمراتب بیشتر بود، بهطوری که اگر کمی از قالب لایوهایی شبیه به صفحات اینستاگرامی بیرون میآمدند و میتوانستند اسپانسر پیدا کنند تعداد دنبالکنندگان بیشتری هم نصیبشان میشد.




