مثبت نیوز – فارغ از اینکه «شیش ماهه» مهران مدیری را دوست داشته باشیم یا خیر، او در آخرین اثرش خلاف جهت شنا کرده.
مدیری در «شیش ماهه» با وجود تمام شوخیهای تکراری و آن مدل استفاده اگزجره از رنگ و طراحی صحنه و لباس، از آدمهای جدید استفاده کرده است.
میانگین سنی تیم نویسندگان مدیری به 40 سال نمیرسد و محمد شعبانپور هم اولین بازیاش در یک سریال کمدی را به عنوان شخصیت اصلی تجربه میکند.
مدیری میتوانست در «شیش ماهه» گروهی از نویسندگان را به میدان میآورد تا خرق عادت کرده باشد و یک مسیر را بشکند.
این یعنی در شرایطی که سینمای ایران با چند بازیگر به تعداد انگشتان یک دست صندلیبازی میکند، فیلمسازی جرئت به خرج میدهد و چهره معرفی میکند. چهرهای که اتفاقاً بدل به نقطه قوت سریال در بخش بازیگری میشود.
این تصمیم مدیری در آوردن بازیگر و نویسندگان تازه برای اثرش نشان میدهد او بحرانهای چند سال اخیر سینمایی که در آن تنفس کرده را فهمیده و برای آن دست به اقدام زده است. این هم از دیگر مزایای پرورش نیروی انسانی باکیفیت برای یک سازمان است؛ کسی که روزگاری به او اعتماد شد تا عدهای را با «پرواز 57» و «ساعت خوش» به تلویزیون بیاورد، دوباره و در عصر قحطالرجال، به تلویزیون نیروی انسانی معرفی کرده و تلویزیونی که توانش را نداشته تا بازیگران و نویسندگانی را به عنوان چهرههای شاخص کمدی به مخاطب بشناساند، حالا مدیری دوباره خودش این وظیفه را بر عهده میگیرد و چهرهها را به تلویزیون معرفی میکند. مجموعه این اتفاقات نشان میدهد تلویزیون حالا و پس از چند سال به شکل و شمایل صحیح معرفی چهرهها روی آورده و به واسطه افراد اثرگذارش نیروی انسانی به تلویزیون معرفی میکند.
فارغ از اینکه حاصل کار محمدامین فرشادمهر، احمدرضا کاظمی و امین انتظاری چیست، باید امیدوار باشیم که حداقل چند چهره کمدینویس به مملکت اضافه شده که میتوانند یک قصه تکخطی را روایت کنند.
آخرین سریال مهران مدیری مثل آخرین تولیدش در نمایش خانگی اثری باکیفیت است. این موضوع را چه در متن و چه حتی در بازیها میتوان مشاهده کرد. چفت و بستهای فیلمنامه، مدل شوخیها و حتی شکل قصهگویی در متن «شیش ماهه» مثل «قهوه پدری» است.
از جهت دیگر میتوان «شیش ماهه» را ادامه سبک تازه نقدهای مهران مدیری بر مسائل اجتماعی دانست. او در «شیش ماهه» هم مثل «هیولا» و «دراکولا» نقد را در درون قصه نمینویسد، بلکه نقد را بیرون از آن تعریف میکند. «شیش ماهه» به شکل مشخص در برابر اتفاقات روزمره واکنش نشان میدهد. از تغییر نقشهای زن و مرد در خانواده میگوید و قرار است تیغش را بگیرد سمت خانوادههای طبقه متوسط (رو به بالا) جامعه و از مدل تربیتی آنها و مواجهههایشان با نسل جدید بگوید. دایره انتقادات مدیری به اینجا خلاصه نمیشود و کنایههایش را به اینجا خلاصه نمیکند. او از «عشق ابدی» گرفته تا روانشناسی زرد واکنش نشان میدهد. مدیری در این نقطه متوقف نمیشود و شوخیهای متعددی را سهم حراجی تهران و جریان فاسد هنر میکند.
البته این مدل از نقدها به صراحت آنچه در نمایش خانگی بیان میکند، مشخص نیست. مدیری در رفتن به سراغ حراجی تهران هوشمندی به خرج میدهد و در برهوت فضای بدون کمدی، یک حسن معجونی بامزه را به تلویزیون میآورد.

