مثبت نیوز – در این ۱۸ سال هم نسل تغییر کرده هم قیمت دلار و طلا و هم ذایقه مخاطب و هم مردم دل و دماغ سابق را ندارند.
۱۸ سال زمان زیادی است و گذر عمر انرژی او را میفرساید.
دلیل دیگر این است که فضای سیاسی و اجتماعی تغییر کرده است. هر چه زندگی مردم روبهراهتر باشد با خاطر آسودهتر پای تلویزیون مینشینند. در وضعیت فعلی غم نان چنان مستولی شده که حال و حوصله دل دادن به این جور فانتزیها باقی نمانده است. تنها غم نان نیست، بیم جنگ هم هست و آوار اتفاقات سال گذشته را هم اضافه کنید.
نوستالژیبازی یکی از شیوهها در خلق اثر است و نمیتوان چندان در این فقره خرده گرفت.
آثار یا کارهای مهران مدیری به عمد شیک است و این هم البته مخالفان و موافقانی دارد زیرا برخی دوست دارند از قاب تلویزیون به دنیای خیال سفر کنند و دوست ندارند دوباره زندگی روزمره خودشان پیش چشمشان قرار گیرد. ضمن این که طنز مدیری به هر حال اجتماعی است و او بود که ذایقهها را از الگوی عبدلی تغییر داد.
من یا شما جای مهران مدیری؛ با چی میتوان شوخی کرد که به جایی برنخورد؟
شک نکنیم اگر دست او باز بود قادر به تولید کاری بهتر بود ولی وقتی سراغ هیچ موضوعی نمیتواند برود چه کند؟
با این همه یادمان باشد که مهران مدیری در هیچ یک از کارهای خود تبلیغ ایدیولوژیک نداشته و هر چند حسب ظاهر نقد عادات ایرانیان است ولی در فضایی متفاوت با تبلیغات رسمی کار کرده تا جایی که متهم به رواج سکولاریسم هم شده چون با توجیه کمدی وطنز بودن ناچار از تن دادن به مضامین ایدیولوژیک نبوده است نا جایی که یک مجله آمریکایی او را در سال ۲۰۰۹ در فهرست مردان قدرتمند در ایران در ردیف ۲۰ قرار داده بود.
میتوان فهرستی از دلایل را ردیف کرد برای دوست نداشتن و حتی متهم کردن از تغییر ذایقه و مشکلات معیشتی و بیم جنگ و موارد دیگر. اما او را هم باید درک کرد. سراغ چه موضوعی برود تا نگویند خط قرمز است و سانسور نکنند؟ یکی با باورها یا به قول خودشان با هنجارها سایش دارد دیگری با قومیت و سومی با قدرت و سیاست و دست روی هرچه بگذاری سوء تفاهمی برمیخیزد و چارهای جز خلق جهان فانتزی نمیماند.
در مجموع اما بودن مهرام مدیری بهتر از نبودن است.

