مثبت نیوز – قطار بازگشت هنرمندان به مام وطن همچنان در حال مسافرگیری است.
سبت فرهادی و حاکمیت کمی با سایر چهرههایی که به ایران بازگشتهاند یا در آستانه بازگشت هستند فرق میکند. فرهادی از دل همین حاکمیت و مناسبات و ساختار فرهنگی آن برخاست و به فیلمسازی جهانی تبدیل شد. از طرف دیگر، او بهعنوان یک فیلمساز جریان اصلی، و نه زیرزمینی، که همیشه در چارچوب قانونی ایران فعالیت میکرد، به جهان معرفی شد و توانست جوایز متعددی، از جمله دو اسکار بهترین فیلم خارجیزبان را کسب کند.
به همین خاطر، نظام و حاکمیت فرهادی را بخشی از ساختار فرهنگی ایران میدانستند، نه بالعکس. برای همین هم هست که مهاجرت فرهادی را نباید یک جدایی تلقی کرد و بازگشت او هم چیزی از جنس بازگشت سایران نیست؛ حتی اگر او در مقاطعی با اظهارنظرهای تند و تیز از حاکمیت فاصله گرفته باشد.
اصغر فرهادی در روزهای اخیر حمله مبسوطی به سینمای آمریکا کرده و گفته که در آمریکا دموکراسی وجود ندارد و آمریکاییها نگاهی از بالا به پایین نسبت به سایر مردم جهان دارند. بعد از این اظهارنظر صریح و تند، سؤال اکثر منتقدان حول این محور میچرخد که: آیا شرایط سیاسی ـ فرهنگی ایران در حال تغییر است یا اظهارات اخیر فرهادی درباره آمریکا میتواند بخشی از روند بازتعریف رابطه او با ایران باشد؟
سؤالی که پاسخ آن میتواند مشخص کند حکمرانی فرهنگی در ایران قرار است چه سمتوسویی پیدا کند. از طرف دیگر، فیلمسازان میانهرو، یا آنطور که مخالفان آنها ادعا میکنند «وسطباز»، مانند اصغر فرهادی، با این اظهارنظر تکلیف خود را مشخص کردهاند یا این هم بخشی از یک بازی پیچیده است که کارگردان باهوش ایرانی راه انداخته تا بتواند فیلم بعدیاش را بسازد؟

