در مورد اصل نگاه علی شریعتی به اسلام و اندیشه غرب، نگاهها و انتقادات متعددی طرح شده است، برخی او را یکی از ستونهای فکری نظام سیاسی ایران میدانند که انقلاب اسلامی ایران آن را پایهگذاری کرده است و معتقدند که شریعتی در نظاممند شدن اسلام سیاسی نقش آفرینی مؤثر داشته است و برخی او را دارای تفکرات التقاطی میدانند که برداشتها و خوانشهایی غلط و سطحی از دین داشته است.
این نزاع به اندازه عمر انقلاب اسلامی ایران سابقه دارد. اما در تمام انتقادات و نکتهنظرهای مطرحشده، اصل استدلال مورد نقد و محل اشاره قرار میگرفت، با وجود شکاف قابل ملاحظه میان منتقدان با ایده شریعتی اما توهین، ابزاری برای نفی ایده شریعتی یا جلال آلاحمد نبود. موسی غنینژاد اما در مناظره اخیرش در یکی از پلتفرمهای اینترنتی بدعتی تازه گذاشته و به جای نقد ایده علی شریعتی، دست به هتاکی، توهین و نفی کامل شریعتی زده است؛ اظهاراتی که نه با اصول مناظره و گفتوگوی علمی و گفتمانی همخوانی دارد، نه اساساً دستاوردی برای فرد مطرحکننده به همراه دارد.
سطح انتقاد او آنقدر نازل بود که حتی عبدالکریم سروش نیز در واکنش، موسی غنینژاد را فردی گستاخ دانست که اظهاراتش تنها ناشی از «نادانی و بیادبی و ادبیاتنشناسی» است. بعد از این واکنش سروش، موجی از فحاشی و افشاگری، علیه عبدالکریم سروش شروع شد؛ همان فردی که زمانی ایدههای خود را در تقابل با علی شریعتی مطرح میکرد و مدافعانش او را مروج لیبرالیسم میخواندند. پیش از آن و در جریان تحلیلی که بیژن عبدالکریمی درباره تشییع میلیونی رهبر شهید ارائه کرد و آن را رفراندومی برای ایران خواند، بخشی از این جریان حملات و فحاشی را به این استاد دانشگاه تنها به این دلیل وارد کردند که از لفظ رفراندوم که ژست روشنفکری آنهاست برای تشییع رهبر شهید و ایراندوست و این رویداد به کار برده است.

