مثبت نیوز – آیا باید این افزایش مخاطب را در سریالهایی مانند «لمندگان»، «با عرض معذرت» و «مهمانکشی» دانست یا در سریال «مرد سههزار چهره»؟
پاسخ را باید در یک بازگشت به عقب استراتژیک و هوشمندانه جستوجو کرد؛ توقف لجاجت با سرمایههای رسانهای و اعتماد دوباره به چهرهها. در میانه همان بحران ریزش مخاطب، خبر ساختهشدن و بازگشت سریال «پایتخت ۷» یا ورود دوباره چهرههایی مثل مهران مدیری با سریال جدیدش، کافی بود تا موجی از هیجان در میان مردم شکل بگیرد. با این تغییر فرمان، بهیکباره تمام آن تئوریهای نفی ستارهها رنگ باخت. مخاطب قهرکرده که در این سالها کانالهای تلویزیون را با بیحوصلگی رد میکرد، دوباره پای قاب جادو نشست و جابهجایی اعداد و ارقام بازدیدها را رقم زد.
این بازگشت و رشد آماری، دقیقاً همان نقطهای است که نشان میدهد چرا تلویزیون نمیتواند از برندهایش دل بکند. مخاطب امروز که در بمباران پلتفرمهای نمایش خانگی و شبکههای اجتماعی زندگی میکند، برای وقت خود ارزش قائل است. او به قصهای که قبلاً شنیده و جهان آن را میشناسد، اعتماد کامل دارد و حضور «چهرهها» بهعنوان خالقان این قصهها، نقش یک کاتالیزور بیبدیل را ایفا میکند. ستارهها با خود کاریزما، مهارت و مهمتر از همه «اعتبار» میآورند.
همه این موارد، یک پیام روشن برای سیاستگذاران رسانه ملی دارد؛ ایده تحول نمیتواند به معنای شخمزدن و نابودی داشتههای قبلی باشد. هر زمان که تلویزیون از مسیر حذف چهرهها بازگشت و به ظرفیت برندهای آشنای خود تکیه کرد، مردم نیز دست دوستی رسانه را فشردند. آمارها میگویند که تلویزیون برای دیدهشدن، پیش و بیش از هر چیز به قصههای آشنا و ستارههای محبوبش نیاز دارد.
۲۰ هزار بازدید در برابر یک میلیون تماشاگر؛ این گویاترین تصویر از وضعیت سریالسازی و ذائقه مخاطب در قاب تلویزیون است. سال گذشته، سه سریال طنز «لمندگان»، «با عرض معذرت» و «قول مردونه» که با سیاست موسوم به «ایده تحول» روی آنتن رفتند، در جلب نظر مردم به یک شکست آماری ملموس رسیدند؛ میانگین بازدید هر قسمت تنها حدود ۲۰ هزار مخاطب، عددی است که برای یک اثر تلویزیونی در مقیاس ملی بیشتر به یک سالن خالی میماند. در نقطه مقابل اما سریال جدید مهران مدیری یعنی «مرد سه هزارچهره»، تنها در همان گامهای نخست پخش به میانگین یک میلیون بازدید برای هر قسمت رسیده است.

