مثبت نیوز – محسن شاکرینژاد(رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما) در یکی از گفتوگوهای اخیرش با روابطعمومی صداوسیما، گفت: «صرف بالابردن مخاطب ملاک نیست، تأثیر را باید سنجید، برنامهای برایش چند میلیارد هزینه شده و 70 درصد هم مخاطب داشته، حالا تأثیرش چیست؟ چه تأثیری روی جامعه دارد؟» شاید در همین جملات شاکرینژاد منطق اعلام نشدن میزان مخاطبان تمام سریالهای تلویزیون روشن شود، واقعیت این است که بخشی از آثاری که تلویزیون برای تأثیرشان آنها را ساخته اصولاً و بنا بر آمار مراکز دیگر تحقیقاتی چون متا، مخاطب چندانی نمیگیرد.
کار به جایی رسیده که سازمان صداوسیما در دو سال گذشته به جز اعلام آمار ترتیبی سریالها (که همان هم به صورت ناقص و گزینشی بیان میشود) دیگر آماری را از سریالها به سمع و نظر مردم نمیرساند، با آنکه به قول خود رئیس مرکز تحقیقات هردوماهیکبار این آمارسنجیها انجام شده و در صداوسیما طبقهبندی میشود اما محرمانگی این عددها در چیست؟ چرا مردم نباید میزان مخاطبان تولیداتی را که با پول آنها در دست ساخت است، بدانند؟
منطق محرمانگی تلویزیون پس از سال 1401 نهتنها روند کاهشی پیدا نکرده بلکه بنا بر آمار رویکردی افزایشی داشته است. بهطورمثال اگر در سالهای ابتدایی دوره تحول، قرار بر اعلام آمار میزان مخاطبان هر شبکه بود، درصد بازدید هم تا پیش از این اعلام میشد؛ اما محسن شاکرینژاد در آخرین اظهاراتش درباره مخاطبان شبکه خبر و تلویزیون حتی میزان و درصد مخاطبان خبر را هم اعلام نکرده و صرفاً به همین تکجمله بسنده میکند که به دلیل شرایط جنگی میزان مخاطبان شبکه خبر از شبکه 3 بیشتر شده است. حال اینکه این «عدد بیشتر» آیا رقمی مشخص است یا خیر را صداوسیما وظیفه خود نمیداند که اعلام کند و صرفاً نتیجه کلی و ترتیبی را بیان میدارد. بنا بر همین منطق آمارهای سازمانهای دیگر چون متا و ایسپا تبدیل به مرجع اصلی سنجش برنامههای تلویزیون میشود و آنها هم در حوزه سرگرمی چندان روزگار خوشی را برای صداوسیما ترسیم نمیکنند. مشخصاً در چند آمار اخیر متا آیفیلم به جای نسیم لقب پرمخاطبترین شبکه سرگرمی صداوسیما را گرفته و در آمارهای دیگر بسترها، تلویزیون از نظر سرگرمیسازی چندان موفقیتی نداشته است. این یعنی تلویزیون در اثرگذاری نیز دارد از جیب دورههای قبلی میخورد و سریالهای خودش توان جذب کردن مخاطب را ندارد.
بنا بر گفتههای شاکرینژاد این روزها اگر روشن شود هم نه برای تولیدات هنری سازمان، بلکه برای موضوعات خبری تماشا میشود. در چند ماه اخیر صداوسیما به جای آنکه بخواهد رقیب خود را نمایشخانگی یا سریالهای ماهوارهای ترسیم کند، تمرکز رقابت را در جدال با کانالهای خبری در تلگرام و سایر بسترها گذاشته و کارویژه دیگری ندارد. آن هم درست در شرایطی که مخاطب اقبال بازگشت به رسانه ملی را نشان داده است.
سؤال مهمتری که طرح میشود این است، اگر تلویزیون کیفیت را بر کمیت ارجح میداند چرا از میزان تولیداتش و یا حتی تعداد شبکهها نمیکاهد تا به کیفیتشان بیفزاید؟ اصلاً ملاک این اثرگذاری چیست و چرا سازمان آماری را از اثرگذاری سریالهایش بر مردم منتشر نمیکند؟ اگر قرار بود با تولیدات حوزه فرزندآوری تلویزیون، اوضاع این حوزه بهتر شود پس دقیقاً اثر تلویزیون بر نرخ کاهشی موالید را کجا میتوان پیدا کرد؟ این مسئله را میتوان درباره سایر موضوعات نیز تسری داد.

