مثبت نیوز – روزنامه اینترنتی «بغداد الیوم» بامداد امروز خبری را به نقل از خبرنگار خود در استان سمنان منتشر کرد که مدعی وقوع درگیری میان دانشجویان عراقی دانشگاه سمنان و «گروهی از ایرانیان» شده است.
درگیری پس از آن آغاز شده که گروهی از دانشجویان پسر ایرانی مدعی شدهاند چند تن از دانشجویان عراقی، یک دختر ایرانی را به زور به داخل خوابگاه بردهاند.
پس از فرار چند دانشجوی عراقی به داخل خوابگاه، گروهی از دانشجویان ایرانی مقابل محل اسکان آنان تجمع کرده و درگیری به محوطه خوابگاه کشیده شده است.
بحث درباره حضور دانشجویان عراقی، در دانشگاههای ایران پیش از این نیز جنجالهای زیادی ایجاد کرده بود. در تیرماه ۱۴۰۲ اعلام شد دانشگاه تهران با درخواست حشدالشعبی برای ادامه تحصیل اعضای این گروه در ایران موافقت کرده است؛ در آن زمان حسین موسوی بخاتی، معاون تعلیم و تربیت حشدالشعبی، از توافق برای اعزام نیروهای این گروه تحت عنوان «دانشجو» به دانشگاه تهران خبر داده بود و محمد مقیمی، رئیس وقت دانشگاه تهران، نیز از این همکاری دفاع کرده بود.
با کنکاش در جلسات صنفی، پیامهای انباشتهشده در کانالهای دانشجویی و واکنشهای تند پس از حادثه، مشخص میشود که خشم حاضر در برابر خوابگاه، حاصل لبریز شدن صبر دانشجویانی است که مدتها احساس نابرابری و تحقیر داشتهاند.
نخستین و ملموسترین لایه اعتراضات، به تبعیضهای رفاهی و انضباطی بازمیگردد. دانشجویان ایرانی بارها نسبت به تفاوت فاحش کیفیت امکانات خوابگاهی میان بومیها و غیربومیها اعتراض کردهاند. از سوی دیگر، خطوط قرمزی که برای دانشجو ایرانی پرهزینه است، برای اتباع خارجی نادیده گرفته میشود؛ از سختگیری در ورود تاکسیهای اینترنتی به محوطه تا قوانین استعمال دخانیات که گویی فقط شامل حال ایرانیهاست.
لایه دوم و خشمگینتر بدنه دانشجویی، به رفتارهای فردی، حریم خصوصی و مسئله پوشش مربوط است. دانشجویان دختر ایرانی بارها از رفتار فرهنگ متفاوت برخی دانشجویان عراقی، نگاههای آزاردهنده و آزار و اذیتهای مکرر گلایه کردهاند. روایتهای متعددی از فیلمبرداری بدون اجازه از دانشجویان دختر در محوطه دانشگاه وجود دارد که با وجود گزارشهای متعدد به مسئولان، هیچ برخورد بازدارندهای با آنها صورت نگرفته است. علاوه بر این، در حالی که گشتهای انضباطی کوچکترین بیتوجهی دانشجویان ایرانی به ضوابط پوشش را زیر ذرهبین قرار میدهند، دانشجویان خارجی از آزادی عمل کاملی برخوردارند؛ مسئلهای که احساس استانداردهای دوگانه را به اوج رسانده است.
لایه سوم، تبعات تجاریسازی دانشگاه است. به باور بدنه آموزشی، پذیرش بیرویه و بدون سنجش سطح علمی دانشجویان بینالملل، با هدف جذب منابع ارزی انجام شده است. این رویکرد تجاری نهتنها افت جایگاه علمی دانشگاه را به همراه داشته، بلکه حتی زندگی روزمره و اقتصاد دانشجویی را هم تحت شعاع قرار داده است؛ تا جایی که دانشجویان گلایه میکنند حتی نرخ خدمات و محصولات در کافهها و تریای دانشگاه به واسطهی حضور دانشجویان خارجی چند برابر شده و هزینهی اضافی به بومیها تحمیل کرده است. مجموعه این شرایط، حسی از شهروند درجهدو بودن در کشور خود را به دانشجویان ایرانی میدهد.

