مثبت نیوز – صدا و سیما تماماً حاکمیتی است؛ رسانهای که نه تنها بودجه هنگفتی از دولت دریافت میکند، بلکه از مسیر تبلیغات، اسپانسرینگ و سایر منابع نیز درآمد کلانی به دست میآورد. همین ساختار باعث شده انحصار تولید و پخش بخش عمدهای از محصولات فرهنگی کشور در اختیار این سازمان باشد. حتی پلتفرمهای اینترنتی نمایش فیلم و سریال نیز بهصورت غیرمستقیم و از طریق ساترا، زیر نفوذ و کنترل صداوسیما قرار دارند. بنابراین، مسئولیت مستقیم کیفیت بخش بزرگی از محصولات فرهنگی کشور متوجه همین سازمان است.
بررسی سه دوره مدیریتی مهم سازمان؛ دورههایی که با نامهای محمد هاشمی، علی لاریجانی و پیمان جبلی شناخته میشوند:
دوران محمد هاشمی را میتوان دوران «تثبیت» صداوسیما دانست؛ دورهای که سرگرمی هنوز اولویت اصلی نبود، اما آثار تولیدشده دستکم کیفیت و ماندگاری داشتند.
صداوسیمای لاریجانی برای رقابت با سینمای اصلاحات ناگزیر شد تغییراتی در نگاه خود بدهد و سازمان را با حضور چهرههایی مانند مهران مدیری، رضا عطاران، حسن فتحی، متفاوت کند. در دوران شهید لاریجانی شبکههای زیادی هم تاسیس شد. از جمله رادیو معارف، شبکه قرآن، العالم، الکوثر، شبکه خبر و شبکههای جهانی جام جم که باعث شد سازمان صدا و سیما هر چه بزرگتر شود و به اندازه یک وزارت خانه نیرو داشته باشد.
اگر دوران ضرغامی را بتوان ادامه منطقی مدل لاریجانی دانست و صدا و سیمای سرافراز و عسگری را هم دولت مستعجل، دوران پیمان جبلی نقطه گسست از آن سنت است. جبلی با تکیه بر وحید جلیلی و حلقه نزدیک به جبهه پایداری، صداوسیما را به رسانهای آشکارا جناحی تبدیل کرد؛ رسانهای که دیگر نه به دنبال جذب همه مخاطبان، بلکه در پی بازنمایی جهانبینی یک جریان سیاسی خاص است.
نماد ورزشکستگی صدا وسیمای امروز، تبلیغات شهری سریال های تلویزیونی است. پدیده نصب بیلبورد برای سریال های صدا و سیما به راحتی توضیح می دهد که چطور صداوسیمای پرمخاطب دهه هشتاد به ذلت امروز فروافتاده است.

