مثبت نیوز – اصرار بر کنترل تنگه هرمز مشمول یک ضرب المثل است که به خاطر چند پنی کلی دلار از دست دهید.
اصرار ایران بر کنترل راهبردی تنگه هرمز از طریق عوارض یا محدودیتسازی، هرچند در کوتاهمدت سودآور به نظر میرسد، در بلندمدت «خودشکن» است و ارزش راهبردی این آبراه حیاتی را از بین میبرد. ایران به جای تکیه بر بازدارندگی صرف، باید به سمت «جذابیت اقتصادی» حرکت کند.
مناقشه ایران و ایالات متحده چیزی را آشکار کرده است که بسیاری از ناظران خارجی – و شاید حتی برخی در داخل – دست کم گرفته بودند: آموزه راهبردی «تابآوری» ایران صرفاً شعاری نیست. برای سالها، اصطلاحاتی مانند «اقتصاد مقاومتی»، «بازدارندگی توزیعشده» و «خوداتکایی در برابر فشار»، چه در خارج و چه در داخل، اغلب بهعنوان زبانی سیاسی رد میشدند نه واقعیتی راهبردی. بااینحال، در برابر رویارویی مستمر با قدرتی بهمراتب برتر از نظر نظامی و اقتصادی، این ایدهها در عمل کارآمدی خود را نشان دادهاند. دولت ایران از هم نپاشید و جنگ اقتصاد را فلج نکرد.
این به معنای پیروزی به معنای متعارف آن نیست و هزینههای بسیار واقعی که بر کشور و مردم آن تحمیل شده را نفی نمیکند. اما توانایی ایران را در جذب شوک و حفظ عاملیت خود در زیر فشار شدید نشان میدهد. این مناقشه همچنین نشان داده که ایران بازیگر ژئوپلیتیکی نیست که بتوان از طریق زور آن را وادار به اطاعت کرد. صرفاً موقعیت جغرافیایی آن – پل میان آسیای مرکزی، خلیج فارس و کریدورهای تجاری بزرگ – منزوی کردنش را دشوار میسازد. ژرفای نهادی آن که طی دههها تحت تحریم ساخته شده، سیستمی توانمند برای سازگاری پدید آورده است.
ین موضوع در هیچکجا بیش از تنگه هرمز مشهود نیست. این آبراه صرفاً اهرمی برای نفوذ ژئوپلیتیک نیست – بلکه یکی از حیاتیترین شریانهای تأمین انرژی جهانی است. وسوسه استفاده از چنین موقعیتی برای کسب سود کوتاهمدت، از طریق عوارض یا محدودیتها، قابل درک است؛ اما در نهایت خودشکن است. هر تلاشی برای درآمدزایی از ترانزیت از این طریق، تلاش دیگران برای دور زدن تنگه را تسریع خواهد کرد و ارزش راهبردی بلندمدت آن را فرسایش میدهد.
در مقابل، رویکردی که عبور و مرور آزاد و امن را تضمین میکند، ایران را بهعنوان حافظ ثبات جای میدهد؛ نه تنها با کشورهای همسایه، بلکه با بازارهای جهانی اعتمادسازی میکند. این پیام را میرساند که قدرت ایران از طریق قابلیت اعتماد اعمال خواهد شد، نه اجبار.
«پنی هوشمندانه، دلار احمقانه» (Penny wise, pound foolish). یعنی کسی که در مسائل کوچک و پیشپاافتاده صرفهجویی یا هوشمندی میکند (پنی)، اما در مسائل بزرگ و کلان احمقانه رفتار میکند (دلار). پافشاری ایران بر کنترل تنگه هرمز و دریافت عوارض یا اعمال محدودیت، دقیقاً همین وضعیت است: در کوتاهمدت شاید درآمدی جزئی (چند پنی) عاید شود، اما در بلندمدت ارزش عظیم راهبردی تنگه (که همان دلارهاست) از بین میرود. به عبارت سادهتر: نفع کوچک امروز، به بهای ضرر بزرگ فردا.
اگر ایران بهعنوان بازیگری قدرتمند اما غیرقابل پیشبینی تلقی شود، همسایگانش در جای دیگر به دنبال حفاظت و همراستایی خواهند گشت. اگر بهعنوان مرکزی باثبات و سازنده دیده شود، همان همسایگان به سمت یکپارچگی اقتصادی جذب خواهند شد. و این یکپارچگی – از طریق همکاری انرژی، شبکههای حملونقل، پروژههای صنعتی مشترک و پیوندهای مالی – میتواند رشد اقتصادی را در سراسر منطقه تقویت کند.
اینجا نقطهای است که راهبرد باید تکامل یابد. ایران نشان داده که نمیتوان با زور او را مغلوب کرد. فصل بعدی این است که آیا ایران میتواند به مقصدی برای سرمایه، قطب تجارت منطقهای و سکویی برای رشد صنعتی تبدیل شود. اینها اهداف جداگانهای نیستند؛ آنها بنیانهای مدرن قدرت هستند. گذار از بازدارندگی به جذابیت، بنابراین یک امتیاز نیست، بلکه میتواند هوشمندانه بهعنوان یک توالی راهبردی دنبال شود. اهرمهای کوتاهمدت را با نفوذ پایدار جایگزین میکند و ایران را نه تنها بهعنوان دولتی تابآور، بلکه بهعنوان موتور توسعه منطقهای جایگاهبندی میکند.
ایران از نظر مالی از بسیاری جهات منحصربهفرد است – به معنای مثبت. ایران بدهی خارجی ندارد؛ روایت خارج از کشور از داراییها سخن میگوید، نه بدهیها – داراییهایی که بسیاری از آنها مسدود شدهاند. و ایران برای پشتیبانی از هر بدهی که ممکن است در آینده منتشر کند، تریلیونها دلار نفت دارد. این نکته را برجسته میکند که پافشاری بر کنترل تنگه هرمز «پنی هوشمندانه، دلار احمقانه» است.

