مثبت نیوز – فصل اول سریال «بامداد خمار» از نظر داستانگویی، خط روایی مشخصی داشت و تماشاگر میدانست با چه جهانی روبهروست و قرار است چه مسیری را دنبال کند.
سال ۱۴۰۴ برای نرگس آبیار، بیاغراق، سالی پرریسک و پرحاشیه بود؛ سالی که او نامش را کنار پروژههایی گذاشت که هرکدام بهتنهایی بار سنگینی از انتظار و حساسیت را به دوش میکشند. آبیار در نخستین تجربههای جدیاش در سریالسازی، سراغ دو رمان شناختهشده ادبیات فارسی رفت؛ «سووشون» و «بامداد خمار».
بعد از پخش ۹ قسمت «سووشون»، شاید کمتر کسی انتظار داشت پروژه بعدی آبیار، دستکم در فرم و اجرا، تجربه منسجمتری از آب دربیاید؛ اما «بامداد خمار» خوشبختانه برخلاف پیشبینیها پیشرفت و در مجموع سریال قابلقبولتری از سووشون از کار درآمد؛ سریالی که دستکم در انتقال حسوحال دوره روایتشده، عملکرد بهتری داشت.
نویسنده طوری قصه میگوید و فضاسازی میکند که خواننده میتواند ریزترین خصوصیات ظاهری و حتی باطنی شخصیتها را در ذهنش تجسم کند.
شما اگر «شیار»، «ابلق» و «بامداد خمار» را در مخلوطی از دیگر فیلمهای کارگردانان دیگر به یک منتقد غربی نشان بدهید، احتمالاً نمیتواند تشخیص دهد که این سه تولید رسانهای برای یک کارگردان است.
نکته اینجاست که آیا تفسیر و نگاهی که از مسئله زن و نگاه به زن در «سووشون» و «بامداد خمار» وجود دارد با هم یکسان است؟ آبیار در کارنامهاش با اشیا از آنچه در آینه میبینید به شما نزدیکتر است به سراغ زن و ورود به اجتماع شهری رفت، در «شیار» به سراغ زن و جنگ و در «نفس»، زن و کودکی او را به تصویر کشید. او پس از «نفس» به سراغ زنان قربانی رفت و در «شبی که ماه کامل شد» و «ابلق»، زنی را به تصویر کشید که قربانی جامعه مردانه میشوند؛ یکبار قربانی تعصب و بار دیگر قربانی هوس. آبیار در دو فیلم آخرش دست به ساخت آثاری زد که همگام با جریان اصلی سینمای موسوم به اجتماعی در ایران بود. سیر کاری آبیار نشان میدهد که او در بازه پایان دهه نود تمایل به آشناییزدایی از خودش دارد و میخواهد در جریان اصلی زنان سینمای ایران خودش را بازتعریف کند. بااینهمه آبیار در همین نقطه هم متوقف نمیشود و در اثر بعدی سراغ «سووشون» میرود.
«سووشون» از نگاه سوژه بازگشتی برای آبیار به حساب میآمد در توصیف زن و جایگاهش اما در اجرا آبیار نتوانست لحن متفاوتی با ابلق خلق کند و عملاً اجرا و متن دوپاره شد. باتوجهبه چنین سیری آبیار به «بامداد خمار» میرسد. سوژه اصلی «بامداد خمار» همان زن قربانی است.

