مثبت نیوز – اکنون 57 سال است که از درگذشت نویسنده «مدیر مدرسه» میگذرد؛ اما شبح او یا بهتر است بگوییم اثر وی بر ادبیات و همینطور فهم خواننده رمانهای فارسی از داستان، بدون اسم بردن از همسر جوانمرگشده «سیمین دانشور» ممکن نیست.
چه خوشمان بیاید و چه از بیانش ناراحت شده و خم به ابرو بیاوریم نمیتوانیم حیات تاریخی رمان را بدون اسم بردن از اشخاصی چون «صادق هدایت»، «محمدعلی جمالزاده» و مهمتر از این دو اسم، یعنی جلال آلاحمد مورد بررسی و مداقه مجدد قرار دهیم. به بیان دیگر، اگر جلال نبود، اکنون ما چیزی به اسم قصه به این شکل نداشتیم که در حال حاضر وجود دارد. 18 شهریور 1348 بود که آلاحمد برای همیشه از دیار مردگان رفت و به دیدار معبودش شتافت؛ از آن روزها 57 سال است که میگذرد؛ اما یاد و خاطره این نویسنده همچنان در ذهن و روان خوانندگان و دوستدارانش زنده است و نفس میکشد؛ او حتی در میان گعدههای روشنفکری نیز همواره حاضر بوده و به یکی از سوژههای محوری مورد بحث ایشان بدل شده است.
آلاحمد در کنار شریعتی به سیبلی برای دهنکجی به ایران تبدیل شده اند.
تی داستانهای کوتاه جلال هم در دوره و زمانه ما خواننده دارد؛ اما شخصی چون «داریوش آشوری» در مقام یکی از منتقدان اصلی آلاحمد، تمام اعتباری را که بهواسطه ترجمه متون نیچه و شکسپیر به دست آورده بود آخر عمری به پای رضا پهلوی و اذنابش ذبح کرد.

