مثبت نیوز – سریال «کلاغ» هم با پخش قسمت یازدهم به پایان خط رسید. این اثر در کارنامه شلوغ «محمدحسین مهدویان» راهی به صدر کارهای باکیفیت این کارگردان ندارد و در بهترین حالت میان فیلمها و سریالهای متوسطالحال او قرار میگیرد.
سریال کلاغ، مانند «زخم کاری» یک کار اقتباسی محسوب میشود و طرح داستان آن از رمان ترکیهای «مه و شب» (پرتره گناه) نوشته «احمد امید» برداشته شده است؛ پس در اولین مواجهه ممکن است بعضی از منتقدان و روزنامهنویسان با ارجاع به اتمسفر جاری در قصه، سریال مهدویان را مورد قضاوت قرار دهند و بد و خوب را براساس حسوحالی که از رمان گرفتهاند به کل مجموعه الصاق کنند. این هم بههرحال روشی است، ولی نمیتواند منطبق با معیارهای زیباییشناسانه باشد.
مهدویان پیشتر هم در باقی آثارش ثابت کرده بود که پاشنه آشیلش ورود به مایههای ملودرام است و برخلاف فیلمهای مردانهاش نظیر «ایستاده در غبار» و قسمت نخست «ماجرای نیمروز» اساساً شناختی نسبت به این حوزه ندارد و به یک معنا با زن و دغدغههایش نسبتی برقرار نمیکند.
این عارضه در کلاغ شدیدتر از «ماجرای نیمروز؛ رد خون»، «زخم کاری» و «مرد بازنده» به چشم میخورد، زیرا اساس ساختمان درام بر مبنای عشقی ممنوع در عرض پیش میرود و این مسئله بیش از هر مسئله دیگر، فیلمساز را در مواجهه با صبر کم مخاطبان قرار میدهد.
راهبرد مهدویان در سکانس افتتاحیه هر قسمت، مبنی بر نمایش عمق رابطه جلال و سایه به مدد فلاشبکهای متعدد راه به جایی نمیبرد.
کلاغ از منظر کار با نور، طراحی صحنه، موسیقیمتن، استفاده از ظرفیت باند صوتی، طراحی لباس و تعدادی از بازیها، بهویژه بهروزی (محسن قصابیان) با توجه به استانداردهای داخلی غبطهبرانگیز است و از باقی محصولات شبکه نمایش خانگی یک سروگردن بالاتر قرار میگیرد.
صدای خارج از قاب جلال بهعنوان راوی با هدف نفوذ به ذهن شخصیت مورد استفاده قرار گرفته و مخاطب قرار است با افکار، ترسها و انگیزههای پنهان او مواجه شود، اما بود و نبود این امکان چندان توفیری در شخصیتپردازی جلال ندارد که اگر داشت او در قسمتهای پایانی و پیش از اکت نهایی در برابر بهروزی باید خودی نشان میداد، اما این اتفاق بدون هیچ زمینهچینی خاصی رقم خورد تا نقطه اوج کلاغ بدون تعلیق و غافلگیری پایان پذیرد.
اگر خیال کنیم که سریال «کلاغ» نمایشی در باب قسیالقلب بودن اداره سوم ساواک و فساد بازوهای اجرایی دستگاه پهلوی است به بیراهه رفتهایم. محمدحسین مهدویان با وجود کاشت نشانههای واضح و گلدرشت تصویری در دو قسمت ابتدایی و انتهایی مبنیبر درندهخویی چهرههای امنیتی رژیم سابق، اثری وفادار به همان دمودستگاه ساخته است.

