مثبت نیوز – نتفلیکس پیشگام فرهنگ Bring watching یا همان پشت سرهمبینی است.
در واقع فلسفه این پلتفرم بر پایه رضایت فوری بیننده و جذب سریع مشترکان و کاربران جدید استوار است، بهطوری که وقتی یک سریال به نحو کامل منتشر میشود، بیننده میتواند در انتهای یک هفته پرمشغله تمام روز تعطیل خود را به تماشای سریال موردعلاقهاش اختصاص دهد و آن را تمام کند. بر همین اساس حس خوبی از بابت حق اشتراک ماهانه خویش به وی دست میدهد. این روش برای زمانی که پلتفرم میخواهد با یک بمب محتوایی تیتر رسانهها را از آن خود کند ایدئال به نظر میرسد، ولی نقطهضعف ماجرا آنجاست که پس از پایان سریال، کاربر دیگر دلیلی برای تمدید اشتراک ماه بعد ندارد و بهسرعت سراغ سرویس پخش استریم بعدی میرود.
در نقطه مقابل اچبیاو و اپل تیوی قرار دارند؛ آنها هریک بهواسطه پخش آثاری نظیر «خاندان اژدها» و «جداسازی» راهبرد سنتی تلویزیون در پخش هفتگی را باهدف حفظ طولانیمدت کاربر بازآفرینی کردهاند؛ بهاینترتیب که وقتی پخش یک سریال هشت هفته به طول بینجامد، مخاطب برای تماشای پایان داستان مجبور است حداقل دو ماه اشتراک خود را فعال نگه دارد. درنهایت این موضوع باعث میشود سریال ماهها در قالب یک ترند جهانی به حیاتش ادامه دهد.
از اینها گذشته، نوع پیرنگ و همینطور ژانری که اثر در دل آن تعریف میشود هم در این میان دخیل است. مجموعههای معمایی (تریلر) و تاریخی برای هضم نیاز به زمان دارند و پخش هفتگی برای این امر مناسبتر به نظر میرسد. در مقابل، سریالهای کمدی یا ملودرامها چون نیازی به پیگیری مداوم ندارند، بهتر است که بهصورت یکجا پخش شوند. ازسویدیگر، پلتفرمهایی که با بودجههای نجومی اداره میشوند پخش هفتگی را به پخش یکجا ترجیح میدهند تا بتوانند ماهها روی سرمایهگذاری خود مانور تبلیغاتی داده و اجازه ندهند تولیداتشان در یک روز مصرف و فراموش شوند.
القصه، اگر بخواهیم مدل اجراشده در غرب را با صنعت سرگرمی بومی خود مقایسه کنیم باید بگوییم شبکه نمایش خانگی در ایران – در قالب پلتفرمهای متنوع و متعدد – برای چرخش سریع محتوا بهتر است پخش یک جای سریالها و تولیدات را در دستور کار قرار دهد تا به این واسطه تماشاگر را در دریایی از سریالها و برنامههای گوناگون غرق کند، درحالیکه تلویزیون باید برای حفظ کیفیت و اعتبار هنری آثار، سریالهایش را به شکل هفتگی روی آنتن ببرد.

