مثبت نیوز – گاهی یک ابزار دفاعی، بهمرور زمان، از حد «ابزار» فراتر میرود و به بخشی از هویت، اعتبار و ساختار امنیتی یک نظام سیاسی تبدیل میشود. در چنین وضعی، دیگر نمیتوان آن را مانند یک کارت در دست مذاکرهکننده دید؛ کارتی که هر زمان هزینهاش بالا رفت، بتوان آن را روی میز گذاشت و واگذار کرد. لبنان، برای جمهوری اسلامی ایران، در چنین جایگاهی قرار گرفته است: جایی میان بازدارندگی نظامی، پیوند تاریخی، هویت ایدئولوژیک و اعتبار منطقهای.
از نگاه تهران، حزبالله فراتر از نیروی نیابتی صرف است. اگر حزبالله صرفا یک نیروی نیابتی قابل جایگزینی بود، شاید جمهوری اسلامی میتوانست در لحظهای حساس آن را در محاسبهای سرد کنار بگذارد و امنیت فوری خود را بر سرنوشت لبنان ترجیح دهد. اما در واقعیت، لبنان برای ایران به مجموعهای از معانی راهبردی، سیاسی، مذهبی، نهادی و نمادین گره خورده است. همین درهمتنیدگی است که مسئله را پیچیده میکند: ایران در ظاهر برای لبنان هزینه میدهد، اما در منطق خود، از چیزی دفاع میکند که آن را بخشی از امنیت، اعتبار و هویت منطقهای خویش میداند.
از سوی دیگر، ایران نیز با حزبالله صرفاً مانند یک پیمانکار نظامی رفتار نمیکند. برای تهران، حزبالله قدیمیترین و سازمانیافتهترین متحد منطقهای است؛ متحدی که در طول دههها، به بخشی از محاسبات امنیتی و تصویر ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ بنابراین اگر در مذاکرات، ایران بر وارد شدن لبنان در شروط آتشبس یا کاهش تنش اصرار میکند، این فقط از سر حمایت از یک گروه همپیمان نیست؛ بلکه نشانه آن است که تهران سرنوشت این گروه را از سرنوشت منطقهای خود جدا نمیبیند.

