ایده آمریکای بی‌نیاز از دیپلماسی از کجا آمد؟

مثبت نیوز –  آمریکای پس از ۱۱ سپتامبر دیگر نمی‌توانست شبیه آمریکای دهه نود میلادی باشد.

 

آمریکا در دهه نود دوران سرخوشی را طی می‌کرد. توانسته بود امپراطوری سرخ شوروی را به زانو در بیاورد و این کار را با بهترین محافظه کار تاریخ آمریکا یعنی رونالد ریگان و معاون محافظه کار و سیاسش جرج بوش پدر انجام داده بود. برای تفنن و شاید از روی همین سرخوشی ناشی از پیروزی آمریکایی‌ها به جای جرج بوش پدر یک دموکرات جوان و در ظاهر دوست داشتنی را به عنوان رئیس جمهور آینده آمریکا انتخاب کردند. بیل کلینتون که منهای رابطه رسوایی برانگیزش با مونیکا لوسکی توانست تصویر متفاوتی از آمریکا به جهان ارائه کند. تصویر یک آمریکا لیبرال، شاداب و حامی ارزش‌های انسانی مانند حقوق بشر. انتخابات سال ۲۰۰۰ آمریکا انتخابات مهمی شد. یک طرف آن ال گور معاون اول کلینتون قرار داشت که حامی ارزش‌های لیبرالیستی حزب دموکرات بود و طرف دیگر آن جرج بوش پسر معروف به W که از ارش‌های محافظه کارانه پدرش حمایت می‌کرد. در یک رقابت تنگاتنگ و بسیار عجیب بوش پسر با رای دادگاه توانست بر ال گور دموکرات پیروز شود تا یک بار دیگر آمریکا وارث همان سنت‌هایی شود که زمانی ریگان و بوش پدر منادی آن بودند. شاید آمریکایی‌های اوایل هزاره جدید چندان از این انتخاب ناراضی نبودند. به هر حال بوش پسر برای آنها یادآور روزگار خوش ریگان و پدرش بود. روزگاری که آمریکا استیلای خوش را بر جهان کامل کرد. اما یازدهم سپتامبر نه تنها چرت آمریکا که چرت کل جهان را پاره کرد. برج‌های تجارت جهانی فرو ریخت و آمریکا از جایی ضربه خورد که هیچ کس انتظارش را نداشت. گروه جهادی القاعده به رهبری اُسامه بن لادن از تمام دیوار‌های امنیتی ایالات متحده آمریکا عبور کرده بود و دو هواپیما را به برج‌های تجارت جهانی آمریکا کوبیده بود. ۱۱ سپتامبر برا آمریکایی‌ها چیزی بیشتر یک تراژدی بود. هیچ کس نتوانسته بود بعد از جنگ ویتنام اینگونه آمریکا را تحقیر کند و اینجا بود که دیک چنی وارد صحنه شد و کنترل اوضاع را در دست گرفت.

دیک چنی یکی از آن جمهوری خواهان افراطی و کلاسیک بود. مردی متولد سال ۱۹۴۱ در لینکلن نبراسکا که بیشتر در همین ایالت بزرگ شد. چنی از دانشگاه ییل و وایومینگ مدرک علوم سیاسی گرفت و خیلی زود و در جوانی جذب حزب جمهوری خواه شد. او در دولت جرالد فورد و بین سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید شد. در ۱۹۷۸، از حوزه انتخابیه کلی وایومینگ به مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا انتخاب شد و تا ۱۹۸۹ نماینده بود. او در دوران ریاست جمهوری جورج بوش پدر، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا شد و تا ۱۹۹۳ در این سمت بود. در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون او از ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل ارشد اجرایی هالیبرتون بود. کار اصلی چنی، اما از دوران جرج بوش شروع شد. جایی که بوش پسر او را به عنوان معاون اول خود انتخاب کرد. بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران حوزه علوم سیاسی معتقدند چنی چیزی فراتر از یک معاون اول ساده و معمار اصلی سیاست‌های دولت بوش بود. بعد از حملات یازده سپتامبر و زخمی که پیکر ایالات متحده آمریکا برداشت فرصت برای چنی مهیا شد تا از این اتفاق برای ایده‌های تهاجمی خود استفاده کند.

چنی یک اعتقاد عمیق داشت و آن این بود که جهان باید با استفاده از ابزار نظامی قدرت ایالات متحده را درک کند نه از طریق دیپلماسی و گفت‌و‌گو با کشور‌های که او آنها را متخاصم می‌دانست. به نظر می‌رسد ایده محور شرارت نامیدن چهار کشور ایران، عراق، ونزوئلا و کره شمالی هم از این جا آمد. او حمله به عراق را برمنای ادعای وجود سلاح کشتار جمعی هدایت کرد و تا پایان عمر حتی زمانی که مشخص شد در عراق سلاح کشتار جمعی وجود ندارد از آن دفاع کرد. چنی همیشه هم نگاهی به ایران داشت. او برجام را جنون محض می‌دانست و از ایده حمله نظامی به ایران برای جلوگیری از دست یابی به سلاح هسته‌ای دفاع می‌کرد. ایده‌ای که به واسطه مخالفت‌های تیم رامسفلد- رایس به نتیجه نرسید. نام چنی همیشه با جنگ و تهاجم گره خورده است. با ایده‌ای که خاورمیانه را برای همیشه دگرگون کرد و آن را با درگیری‌های بی پایان پیوند داد.

 

مقالات مرتبط

کارنامه درخشان نماینده پرهیاهوی مجلس

مثبت نیوز – سؤال این است که آیا نمایندگان تندروسنتی فعالیت چشمگیری…

5 خرداد 1405

جنجال ۲ درصدی‌ها شکست خورد

مثبت نیوز –  از پیامک انتخاباتی یک نامزد انتخابات هیئت‌رئیسه تا اعتراض…

5 خرداد 1405

نقش فرناز فصیحی در پرونده احمدی نژاد

مثبت نویز – گزارش کودتای احمدی نژاد با حمایت ترامپ در یک…

3 خرداد 1405

دیدگاهتان را بنویسید