مثبت نیوز – پس از حوادث سال ۱۴۰۱، سلبریتیها—چه داخل کشور و چه خارج از آن—در موقعیتی متفاوت و شکننده قرار گرفتهاند. هر اظهارنظر آنها میتواند بهسرعت جامعه را دوقطبی کند و به بازتابی از شکافها و فشارهای اجتماعی بدل شود. دیگر چندان تفاوتی ندارد که آن چهره چه دیدگاهی دارد یا کجا زندگی میکند؛ از یک فیلمساز داخلی مانند محمدحسین مهدویان گرفته تا بازیگری مهاجر چون گلشیفته فراهانی، هر سخن میتواند به موجی از حملات مجازی و واکنشهای تند منجر شود.
در چنین فضایی، گاهی خودِ محتوا هم اهمیتی ندارد. مخاطبان پیش از آنکه به نیت یا استدلال گوینده توجه کنند، موضع میگیرند. به عنوان نمونه، مهدویان حضورش در جشنواره فجر را «وطنپرستی» و دفاع از جغرافیای فرهنگی ایران توصیف کرد؛ یا گلشیفته فراهانی درباره جنگ گفت که تجربه تاریخی نشان میدهد حمله خارجی لزوماً به آزادی و دموکراسی منتهی نمیشود. اما همین مواضع—که میتوان آنها را قابل بحث و حتی منطقی دانست—با واکنشهای تند و گاه تخریبی مواجه شد.
هرگونه اظهار نظری خارج از این روایت با حمله به طرف مقابل و بی حیثیت کردن او منکوب میشود. بدون این که به محتوای اظهار نظرها توجه کنند. گلشیفته فراهانی و محمدحسین مهدویان را میتوان آخرین قربانی این نگاه ماکیاولیستی دانست.

