مثبت نیوز – اگر معیار را همان منطق کسینجری بگیریم—یا حتی محاسبات خشک نظامی—پاسخ چندان مبهم نیست.
یک برندهی تقریباً بیحاشیه وجود دارد: پاکستان. اسلامآباد، با دیپلماسیای که بیشتر در سایه اتفاق افتاد تا زیر نور پروژکتورها، توانست آنچه را بسیاری ناممکن میدانستند، ممکن کند. شهباز شریف و اسحاق دار طی دو هفته، با مجموعهای از بازیگران جهانی، از واشینگتن تا پکنگفتوگو کردند و چارچوبی برای آتشبس ساختند که حالا قرار است به مذاکراتی رسمی در خود اسلامآباد منتهی شود.
و بعد، روسیه. اگر جنگها را نه بر اساس بیانیهها، بلکه بر اساس ترازنامهها بسنجیم، مسکو شاید بزرگترین برنده باشد.
بسته شدن تنگه هرمز، یا حتی تهدید به آن، باعث شد فشار بر بازار انرژی به جایی برسد که آمریکا ناچار شود بخشی از تحریمهای نفتی روسیه را تعدیل کند. در برخی سناریوها، این جنگ میتواند تا ۱۶۰ میلیارد دلار درآمد اضافی برای روسیه به همراه داشته باشد—عددی که بیشتر شبیه بودجه یک کشور متوسط است تا سود جانبی یک بحران. همزمان، درگیری آمریکا در این جبهه، تمرکز و منابعی را که میتوانست صرف اوکراین شود، منحرف کرده است.
برای پوتین، این چیزی شبیه یک فرصت استراتژیک است که بدون شلیک حتی یک گلوله در این میدان به دست آمده.
در سطحی دیگر، زیرساختهای صنعتی ایران—از جمله فولاد—آسیب دیدهاند و این یعنی رقبای منطقهای، از جمله روسیه، فضای بیشتری برای نفس کشیدن پیدا میکنند. در جنوب، روابط ایران و امارات تیره شده و دوبی، که سالها نقش شاهراه تجارت غیررسمی ایران را بازی میکرد، حالا در موقعیتی متفاوت ایستاده است. کشتیهای ایرانی اخراج شدهاند و بنادر این کشور دیگر آن پناهگاه سابق نیستند. ایران ناچار است به گزینههای جایگزین فکر کند—و در میان این گزینهها، نام روسیه بیش از بقیه به چشم میآید.
چین هم، طبق معمول، بیسروصدا سود میبرد. وابستگیاش به نفت خلیج فارس همچنان پابرجاست، اما بازی را طوری چیده که حتی بحران هم برایش مزیت ایجاد کند. بحث معاملات با یوآن، بهعنوان راهی برای تضعیف هژمونی دلار، حالا جدیتر از همیشه مطرح است. افزایش قیمت نفت، که برای بسیاری فاجعه است، برای اقتصادی که با تورم پایین دستوپنجه نرم میکند، میتواند محرک باشد؛ و در همان حال، تضعیف نقش امنیتی آمریکا در منطقه، به معنای باز شدن فضا برای نفوذ بیشتر شی جین پینگ است.

