موقعیت خاص حاج باقر

مثبت نیوز – بازگشت قالیباف از اسلام‌آباد، صرف‌نظر از نتیجه ملموس مذاکرات، یک پیام روشن در دل خود دارد و ثابت می‌کند که او دیگر فقط رئیس مجلس نیست. ورود به سطحی از گفت‌وگوی مستقیم با طرف آمریکایی، آن هم در شرایطی که فضای منطقه‌ای همچنان ملتهب است، نشانه‌ای از جابه‌جایی در چینش بازیگران اصلی سیاست ایران به حساب می‌آید.

 

روایت‌های متعددی از مذاکرات اسلام‌آباد در حال شکل‌گیری است. برخی آن را یک فرصت از دست‌رفته می‌دانند و برخی دیگر، شروع یک مسیر تازه. واقعیت، اما پیچیده‌تر از این دوگانه ساده است.

با این حال، موقعیت جدید قالیباف، به همان اندازه که فرصت‌ساز است، می‌تواند پرهزینه نیز باشد. ورود به سطحی از تصمیم‌گیری که مستقیماً با بحران‌های بین‌المللی گره خورده، او را در معرض قضاوت‌های سخت‌تری قرار می‌دهد.

بازی روزگار حالا  محمد باقر قالیباف  را در همان مسندی نشانده که جلیلیون در دو دهه گذشته به آن سنگ پرت می کردند؛ مسندی که یک زمانی محمدجواد ظریف و بعد از آن عباس عراقچی و علی لاریجانی بر ان تکیه زده بودند. صورت مساله همان «نه به مذاکره» است.

علاوه بر قطب بندی جدید و شدید بین این دو چهره اصولگرا، این‌بار طیف جلیلی با استراتژی جدیدی وارد میدان نزاع سیاسی-نظامی شده است؛ نیرو‌های منتسب به او و بدنه حامیانش بلندترین صدای مخالفت با مذاکره و توافق را دارند و خود او با راهبردی جدید، خلاف جهت حامیان خود رفتار می‌کند.

اگرچه موج جدیدی از حملات به محمدباقر قالیباف و تیم مذاکره‌کننده تازگی ندارد، اما وجه تمایز آن با دوره‌های پیشین در عمق و دلالت‌های نگران‌کننده‌تری نهفته است. این بار ماجرا صرفا به اختلاف‌نظرهای متعارف سیاسی یا رقابت‌های درون‌جریانی محدود نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز از نوعی ناتوانی در تشخیص مختصات حساس و پیچیده وضعیت کنونی کشور حکایت دارد؛ شرایطی که نیازمند فهمی دقیق، رفتاری مسئولانه و پرهیز از واکنش‌های هیجانی است.

تخریب‌های اخیر، بیش از آنکه در چارچوب نقد سازنده تحلیل‌پذیر باشد، در امتداد همان پروژه‌ای قرار می‌گیرد که پیش‌تر با ترور شخصیت و حذف تدریجی چهره‌هایی مانند علی لاریجانی، یکی از معدود بازیگران «پل‌ساز» در ساختار قدرت، خود را نشان داد. تجربه حذف لاریجانی، چه در سطح ترور سیاسی و چه در عرصه اثرگذاری به‌وضوح نشان داد که فقدان چهره‌هایی با قابلیت اتصال میان سطوح مختلف حاکمیت، چه خلأیی در فرایند تصمیم‌سازی ایجاد می‌کند.

اکنون، محمدباقر قالیباف در موقعیتی مشابه قرار گرفته است؛ موقعیتی که او را نه صرفا به‌عنوان یک فرد یا یک سیاست‌مدار، بلکه به‌مثابه یک «نهاد پیونددهنده» و همان «پل‌ساز» میان میدان و دیپلماسی، میان ساختارهای امنیتی و سیاسی، و میان ضرورت‌های عملیاتی و ملاحظات راهبردی تعریف می‌کند.

از این منظر، حملات سازمان‌یافته یا حتی هیجانی به قالیباف و دیگر اعضای تیم مذاکره‌کننده، صرف‌نظر از نیت عاملان آن، عملا در راستای کاهش توان دیپلماتیک کشور عمل می‌کند.

کارنامه محمدباقر قالیباف، مانند هر چهره سیاسی دیگری، واجد نقاط قوت و ضعف است و نقد عملکرد گذشته یا حتی برخی تصمیمات کنونی، امری طبیعی و ضروری در یک فضای سیاسی پویاست. اما مسئله اصلی، «زمان» و «نحوه» این نقد است. در میانه یک بحران امنیتی-سیاسی، تبدیل نقد به ابزار تخریب و بی‌اعتبارسازی، عملا کارکردی معکوس پیدا می‌کند و به جای اصلاح، به تضعیف می‌انجامد.

قالیباف در وضعیت جاری پساجنگ که با یک آتش‌بس شکننده هم توأمان شده و هر لحظه بیم جنگ دوباره می‌رود، صرفا رئیس یک قوه (مقننه) یا یک بازیگر سیاسی نیست؛ بلکه به‌عنوان حلقه اتصال میان چهار حوزه کلیدی «سیاست»، «امنیت»، «میدان» و «دیپلماسی» عمل می‌کند و او جزء معدود چهره‌های باقی‌مانده‌ای است که هر چهار حوزه مذکور هم به او اعتماد دارند. این همان نقشی است که پیش‌تر کسانی مانند مانند علی لاریجانی نیز به ایفای آن می‌پرداخت، بنابراین حذف یا تضعیف چنین افرادی بی‌شک شکاف‌هایی جدی در فرایند هماهنگی میان این حوزه‌ها ایجاد کرده و خواهد کرد؛ آن‌هم در این مقطع سرنوشت‌ساز که کوچک‌ترین موضوع، نیازمند بالاترین سطح هماهنگی و دقت نظر در همه ارکان کشور است.

ضمنا در شرایطی که کشور با تهدیدات چندلایه مواجه است، از فشارهای نظامی و امنیتی تا چالش‌های دیپلماتیک و اقتصادی وجود «پل‌هایی» مانند قالیباف نه یک مزیت، بلکه یک ضرورت است. او با پیشینه نظامی و تجربه مدیریتی در سطوح مختلف از تجربه مدیریت شهری تا ریاست قوه مقننه، توانسته است تا حدی این نقش را ایفا کند؛ نقشی که به‌ویژه در فرایند مذاکرات، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند، زیرا مذاکرات در چنین سطحی، صرفا یک گفت‌وگوی دیپلماتیک نیست، بلکه طبق بیانیه شعام، امتدادی از میدان و بخشی از راهبرد کلان امنیت ملی است.

از این منظر، حمله به قالیباف به‌عنوان مسئول یا یکی از محورهای تیم مذاکره‌کننده، درواقع حمله به یک «کارکرد» است، نه صرفا یک «شخص».

سخنان قالیباف بیش از آنکه جنبه واکنشی صرف داشته باشد، حامل نوعی تلاش برای ایجاد موازنه در ادراک عمومی و تقویت روایت رسمی کشور است. درواقع، این رویکرد را می‌توان بخشی از تلاش برای حفظ تعادل میان ضرورت‌های دیپلماتیک و ملاحظات داخلی دانست؛ به‌ویژه در فضایی که بخشی از جریان‌های سیاسی، با پیش‌فرض‌های ثابت و غیرقابل انعطاف، عملا امکان گفت‌وگوی سازنده را محدود کرده‌اند.

مقالات مرتبط

کارنامه درخشان نماینده پرهیاهوی مجلس

مثبت نیوز – سؤال این است که آیا نمایندگان تندروسنتی فعالیت چشمگیری…

5 خرداد 1405

جنجال ۲ درصدی‌ها شکست خورد

مثبت نیوز –  از پیامک انتخاباتی یک نامزد انتخابات هیئت‌رئیسه تا اعتراض…

5 خرداد 1405

نقش فرناز فصیحی در پرونده احمدی نژاد

مثبت نویز – گزارش کودتای احمدی نژاد با حمایت ترامپ در یک…

3 خرداد 1405

دیدگاهتان را بنویسید