مسیر طولانی فشار بر روی ایران

مثبت نیوز –  این جریان‌ها از سوی گروهی از ایرانیان خارج‌نشینِ حامی تغییر نظام نیز پشتیبانی شدند؛ افرادی که از درون برخی اندیشکده‌های آمریکایی از جمله هوور، بروکینگز و هریتیج فعالیت می‌کنند و در شکل‌دهی به فضای فکری و رسانه‌ای این رویکرد نقش داشته‌اند.

 

با اندکی جست‌وجوی اینترنتی، می‌توان به سندی قابل‌تأمل با عنوان «کدام مسیر به سوی ایران؟» رسید؛ متنی که در سال ۲۰۰۹ تهیه شد و به سفارش و با پشتیبانی مالی نهادی بحث‌برانگیز و محافظه‌کار یعنی مرکز سابان برای سیاست خاورمیانه در مؤسسه بروکینگز انتشار یافت.

در میان نام‌هایی که نویسندگان این سند از آنان قدردانی کرده‌اند، نام دو برادر ایرانی خارج‌نشین، عباس میلانی و محسن میلانی نیز دیده می‌شود. در این میان، توجه اصلی نویسنده بیش از همه متوجه عباس میلانی است؛ چهره‌ای که سال‌هاست از ایده تغییر نظام خشونت‌آمیز در ایران با تحریک آمریکا و اسرائیل حمایت می‌کند؛ کشوری که دهه‌ها پیش آن را ترک کرده است. او اکنون در اندیشکده هوور در کالیفرنیا فعالیت می‌کند و ریاست پروژه‌ای را بر عهده دارد که با عنوان «پروژه دموکراسی ایران» شناخته می‌شود.

اهمیت این سند در آن است که تاریخ آن به سال ۲۰۰۹ بازمی‌گردد؛ بسیار پیش از تحولات سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶. این فاصله زمانی نشان می‌دهد آنچه امروز در قالب گزینه‌های براندازانه و فشارهای چندلایه علیه ایران دیده می‌شود، نه محصول لحظه، بلکه امتداد طرح‌ها و سناریوهایی است که سال‌ها پیش در محافل فکری و راهبردی آمریکا صورت‌بندی شده بودند.

در یک افشاگری تازه، حتی نیویورک‌تایمز نیز ناچار شد به ضعف و خطای اطلاعاتی اسرائیل، اطلاعاتی که به ترامپ ارائه شده بود اعتراف کند؛ اطلاعاتی که بر پایه آن این تصور شکل گرفته بود که می‌توان در ایران تغییر نظام ایجاد کرد. در اتاق وضعیت، بنیامین نتانیاهو به همراه دیوید بارنیا رئیس موساد، رئیس‌جمهور آمریکا را متقاعد کردند که می‌توانند ظرف فقط چهار روز، جمهوری اسلامی را تغییر دهند. اما اسرائیلی‌ها این اطلاعات را از کجا می‌آورند؟ آن‌ها خود را دانای مطلق، قدرتمند مطلق و حاضر در همه‌جا نشان می‌دهند؛ در حالی که واقعیت چنین نیست.

در حقیقت، آن‌ها این اطلاعات مخدوش را از اندیشکده‌های آمریکایی می‌گیرند؛ همان مراکزی که به‌طور گسترده در رسانه‌هایی مانند نیویورک‌تایمز برجسته و بازتولید می‌شوند.

الگوی این روند، ساده و تکراری است. با یادآوری مقدمه حمله آمریکا به عراق در مارس ۲۰۰۳، دو چهره کلیدی فوراً به ذهن می‌آیند: احمد چلبی و کنعان مکیه.

چلبی، که به‌عنوان یک کلاهبردار محکوم‌شده عراقی شناخته می‌شد، اطلاعات نادرستی درباره وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق منتشر کرد؛ اطلاعاتی که بعدا در رسانه‌ها بازتاب یافت و زمینه را برای حمله آمریکا فراهم ساخت. مکیه نیز به‌عنوان یک مخالف عراقی، در رسانه‌های آمریکایی به‌عنوان صدایی منتقد معرفی شد و تصویری خاص و جهت‌دار از حکومت عراق ارائه داد.

همین شبکه‌ها منشأ تولید تحلیل‌ها و روایت‌هایی هستند که ایران را به‌صورت نظام‌مند، کشوری در آستانه فروپاشی نشان می‌دهند. به نمونه تاریخی عراق و چهره‌هایی مانند احمد چلبی و کنعان مکیه توجه کنید؛ افرادی که در فضای رسانه‌ای پیش از حمله سال ۲۰۰۳ برجسته شدند و در شکل‌گیری روایت‌های مربوط به «تهدید عراق» نقشی اثرگذار ایفا کردند.

این افراد نه‌تنها نسبت به ایران، بلکه حتی نسبت به آمریکا نیز از تعهدی واقعی برخوردار نیستند و هیچ سرمایه‌گذاری فکری یا عملی جدی برای آینده‌ای آزاد، چه در سرزمین مادری و چه در کشور محل اقامت خود، ارائه نکرده‌اند.

مقالات مرتبط

کارنامه درخشان نماینده پرهیاهوی مجلس

مثبت نیوز – سؤال این است که آیا نمایندگان تندروسنتی فعالیت چشمگیری…

5 خرداد 1405

جنجال ۲ درصدی‌ها شکست خورد

مثبت نیوز –  از پیامک انتخاباتی یک نامزد انتخابات هیئت‌رئیسه تا اعتراض…

5 خرداد 1405

نقش فرناز فصیحی در پرونده احمدی نژاد

مثبت نویز – گزارش کودتای احمدی نژاد با حمایت ترامپ در یک…

3 خرداد 1405

دیدگاهتان را بنویسید