مثبت نیوز – کافه در ایران امروز صرفاً یک واحد تجاری نیست؛ کافه یکی از معدود فضاهای عمومی باقیمانده برای گفتوگو، معاشرت، تنفس فرهنگی و تجربه زندگی مدنی است.
شهری مانند تهران سالهاست از کمبود فضاهای جمعی رنج میبرد. پارکها محدودیتهای خود را دارند، مراکز فرهنگی روزبهروز نحیفتر میشوند و آنهایی که باقی ماندهاند، ظرفیت محدودی دارند و بخش مهمی از نسل جوان عملاً کافه را بهعنوان محل ملاقات، گفتوگو، مطالعه یا حتی اجرای هنری کوچک و تعامل اجتماعی انتخاب کرده است. به همین دلیل است که برخورد با کافهها، حتی اگر در قالب «نظارت صنفی» باشد اما در ذهن جامعه بهعنوان یک تصمیم سیاسی برداشت خواهد شد. در فضای پس از جنگ و در شرایطی که حاکمیت از ضرورت تقویت همبستگی ملی و ترمیم شکافهای اجتماعی سخن میگوید چنین اقداماتی ناگزیر واجد معنای سیاسی میشود. افکار عمومی این پیام را دریافت میکند که بهجای تمرکز بر مسائل کلان و دغدغههای انباشته اقتصادی و معیشتی، بار دیگر سبک زندگی و ترجیحات فرهنگی بخشی از جامعه به موضوع مداخله و محدودسازی تبدیل شده است. تجربه نیز نشان داده که هرگاه تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی از سطح تنوع طبیعی جامعه به سطح مناقشه حکمرانی ارتقا پیدا کند، حاصل آن نه افزایش اقتدار بلکه گسترش احساس فاصله میان نهادهای رسمی و بدنه اجتماعی خواهد بود.
همه شهروندان یک سبک زندگی، یک سلیقه فرهنگی و یک شیوه فراغت ندارند. هنر حکمرانی در چنین جامعهای نه حذف تفاوتها بلکه مدیریت آنهاست. وقتی با کافهداری که در شرایط سخت اقتصادی، یک کسبوکار کوچک راهاندازی کرده و در کافهاش موسیقی زنده هم دارد، تا هم رزقاش رونق داشته باشد و هم بخشی از جوانان و شهروندان ساعتی را خوش باشند، برخورد و کافهاش تعطیل میشود و ناگهان خود را در مرکز یک برخورد قهری میبیند، نهتنها احساس تعلق او به نظم اجتماعی تقویت نمیشود؛ بلکه تضعیف هم میشود. او به این نتیجه میرسد که بخشی از سبک زندگیاش بهرسمیت شناخته نمیشود. این دقیقاً همان نقطهای است که انسجام اجتماعی ضربه میخورد. ممکن است پلمب یک کافه برای عدهای موفقیت تلقی شود. ممکن است چند پرونده تشکیل و چند تعهد کتبی گرفته شود اما در سطح جامعه، آنچه ثبت میشود ایجاد شکاف و افزایش فاصله است.
کشوری که باید از جنگ، تحریم، محاصره دریایی و هوایی، گرانی، تورم، مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی عبور کند بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد. پلیس میتواند ستون این اعتماد باشد اما نه با برخورد قهری. اعتماد زمانی شکل میگیرد که شهروندان احساس کنند، حکومت میان تهدیدهای واقعی و تفاوتهای عادی اجتماعی تمایز قائل است.
اگر انسجام ملی اولویت امروز ایران است، اگر پرهیز از برجستهسازی تفاوتهای اجتماعی به یک توصیه رسمی تبدیل شده، آنگاه منطقیتر آن است که سیاستگذاران بهجای محدود کردن فضاهای اجتماعی و فرهنگی آنها را به فرصتهایی برای گفتوگو، همزیستی و کاهش شکافهای اجتماعی تبدیل کنند. کافهها میدان نبرد نیستند. آنها یکی از آخرین پناهگاههای باقیمانده زندگی شهری هستند. کشوری که به انسجام نیاز دارد بیش از آنکه به پلمب کافهها احتیاج داشته باشد به حفظ همین پناهگاهها نیازمند است.


