مثبت نیوز – از ابتدای زمستان تا کنون اقتصاد ایران با چیزی فراتر از یک بحران کلاسیک مواجه است. آنچه شکل گرفته، یک همافزایی بحرانها است که اثرات آن نه جمعی، بلکه تصاعدی است. کاهش شدید ارزش پول ملی در کنار تورم مزمن، بهتنهایی میتوانست یک شوک اقتصادی بزرگ ایجاد کند. اما همزمانی این روند با یک جنگ تحمیلی و تضعیف شدید کسبوکارها بهدنبال قطع اینترنت و تبعات جنگ، عملاً تمام موتورهای اصلی اقتصاد را درگیر کرده است.
در این نقطه، رمیتنس یا حوالههای ارزی از خارج، از یک جریان مالی مکمل به یکی از سازوکارهای بقا تبدیل میشود. این جریان برخلاف سرمایهگذاری یا تجارت، ماهیتی خانوارمحور دارد. پولی که نه برای سود، بلکه برای حفظ حداقل استاندارد زندگی ارسال میشود. در بسیاری از موارد، این حوالهها هزینههایی مانند اجاره، درمان، آموزش و جبران سقوط قدرت خرید را پوشش میدهند و نقش یک شبکه ایمنی غیررسمی را ایفا میکنند. شبکهای که در آمارهای رسمی دیده نمیشود، اما در سطح معیشت تعیینکننده است.
در ایران، این جریان بهطور مستقیم به ساختار دیاسپورا گره خورده است. جمعیت ۴ تا ۶ میلیونی ایرانیان خارج از کشور، که عمدتا در اقتصادهای با درآمد بالا زندگی میکنند، در مواجهه با افت قدرت خرید داخل، بهطور فزایندهای میتوانند نقش حامی مالی خانوارها را بر عهده گیرند. شکاف درآمدی میان داخل و خارج، یک انگیزه ساختاری برای انتقال منابع ایجاد میکند. در چنین شرایطی، حتی مبالغ نسبتاً کوچک در مقیاس کشور میزبان، در ایران اثر قابل توجهی دارند. به عنوان درآمد پنج هزار دلاری آمریکا ۴۰ برابر پایه حقوق ۱۲۰ دلاری در ایران است.

