مثبت نیوز – در سالهای اخیر، کشورهای کوچک خلیجفارس میانجیگری را نه صرفاً به عنوان ژستی بشردوستانه، بلکه به مثابه ابزاری برای کسب مشروعیت بینالمللی و تضمین بقای ملی به کار گرفتهاند.
در جهانی که قدرتهای بزرگ به سمت انزوا یا تقابلهای فرساینده حرکت میکنند، ایفای نقش «پل ارتباطی» میتواند امنیت را بیش از تانکها و جنگندهها تضمین کند. در این عرصه، دو الگوی متمایز توسط قطر و عمان دنبال میشود.
مدل قطری بر دیپلماسی پرسروصدا، برندینگ سیاسی و قدرت نرم رسانهای استوار است. قطر با استفاده از بازوی قدرتمند الجزیره، خود را به عنوان کانون حل بحرانهای جهانی معرفی میکند. وقتی دوحه میزبان مذاکرات است، همه چیز در مجللترین تالارها و در برابر دوربینهای بینالمللی رخ میدهد. این کشور حتی میانجیگری را در قانون اساسی جدید خود به عنوان وظیفهای ملی تثبیت کرده است؛ از میزبانی مذاکرات طالبان و آمریکا گرفته تا میانجیگری در تبادل زندانیان میان ایران و واشینگتن و آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران در کره جنوبی. این «برندینگ میانجیگری» در حقیقت یک بیمهنامه امنیتی است: کشوری که مرکز ثقل دیپلماسی جهان است، به آسانی قابل حذف یا اشغال نخواهد بود.
مدل عمانی، اما در نقطه مقابل قرار دارد؛ بر پایه محرمانگی مطلق، دفاتر خوب و اجتناب از هیاهوی رسانهای. مسقط برخلاف دوحه به دنبال جلب توجه نیست. میانجیگری عمانی در اتاقهای خاموش وزارت خارجه و دور از چشم خبرنگاران صورت میگیرد. هر زمان ایران و آمریکا نیاز داشتهاند درباره مسائل استراتژیکی که نباید در ملأ عام فاش شود گفتوگو کنند، مسقط انتخاب نخست بوده است. این دیپلماسی ظریف، اما نتوانسته سایه سنگین واقعیتهای نظامی را از سر منطقه دور کند.

