مثبت نیوز – نخستوزیر رژیم به دلیل گرفتاریهای انتخاباتی به کارتی مانند عادیسازی و یا توسعه روابط در محیط پیرامونی نیاز دارد تا وضعیتش در افکار عمومی را بهبود بخشد، اما با فرض این نیاز، اساس سفر نخستوزیر رژیم به امارات، چیزی جز توطئه علیه ایران و دهنکجی به تهران نیست.
1. رژیم صهیونیستی با چند دولت اسلامی دارای روابط دیپلماتیک است، اما رابطهاش با وجود نفوذ در آن کشورها، از لحاظ ظاهری مخدوش نمایش داده میشود. بعد از آنکه اردوغان، رئیسجمهور ترکیه که کشورش دارای روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی است، در سخنرانی خود در سازمان ملل علیه سیاستهای رژیم موضعگیری کرد، روابط میان وی و دولت نتانیاهو در ظاهر به تنش کشیده شد. شاه اردن، نفر بعدی در انتقاد از رژیم بود. بااینحال اماراتیها روابط گستردهتری برقرار کردهاند که این روابط از پیشگامان اولیه عادیسازی (ترکیه، اردن و مصر) فراتر رفته است. بدمستی ابوظبی در توسعه بیمحابای روابط با تلآویو نباید بدون واکنش باقی بماند.
2. روابط اردن و رژیم صهیونیستی، باتوجهبه جغرافیای اردن، در ابتدا متمرکز بر دفاع از فلسطین اشغالی بود و سپس به تسهیل تهاجم کشیده شد. صهیونیستها برای بمباران ایران از حریم هوایی این کشور میگذرند و آمریکا با انتقال تجهیزات خود به آنجا، خاک اردن را به نقطه تمرکز خود تبدیل کرده است. درمقابل، خاک امارات فاقد توجیههای دفاعی برای رژیم صهیونیستی بوده و در همان وهله اول واجد شرایط تهاجم است. اگر قرار بر استقرار سامانههای هشدار زودهنگام باشد، رادارها در قطر، بحرین و کویت نصب میشوند تا شلیکها از جنوب غربی را رهگیری کنند. امارات هیچ جایگاه ضروری در دفاع از سرزمینهای اشغالی برای صهیونیستها ندارد. به جز ترکیه که چند دهه قبل روابط تسلیحاتی با رژیم داشت، دیگر دولتهای مسلمان دارای رابطه دیپلماتیک با تلآویو، خرید سلاح از آن نداشتهاند، اما درمقابل امارات اساس رابطه را خریداری سلاح قرار داده است. چه لزومی دارد که امارات پیشتازتر از اولین عادیسازان حرکت کرده، تندتر از آنها در قضیه سلاح عمل کند؟ آن هم در وضعیتی که برخلاف چنین کشورهایی، امکان کمی برای نقشآفرینی در منظومه دفاعی رژیم صهیونیستی در حفاظت از فلسطین اشغالی دارد.
3. نوع سلاحهای خریداری شده توسط امارات مؤید رویکرد تهاجمی این شیخنشین است. سرمایهگذاری برای طراحی و نصب مخازن سوخت تطبیقی روی جنگندههای اف-۱۶ توسط امارات صورت گرفت و یکی از اولین استفادهکنندگان از این ارتقا، رژیم صهیونیستی بود که با خرید این نمونه جدید، به توان عملیات گسترده در خاک ایران دست یافت. امارات که وسعتی ندارد، برای دفاع و تهاجم، با اف-۱۶ بدون مخزن سوخت تطبیقی میتواند نیازهایش را برطرف کند، اما این دولت تعداد بالایی (۸۶ فروند) جنگنده مخصوص حمله به عمق خریداری کرده است که از تمایلات تهاجمی شدیدش پرده برمیدارد.
4. امارات برای عبور نفت از تنگه هرمز، چرخهای متفاوت از چرخههای پیشین ایجاد کرده است. پیشازاین، نفتکشهای بزرگ حامل یک تا دو میلیون بشکه برای انتقال نفت از تنگه استفاده میشدند که هدفگیری آنها آسان و مؤثر بود؛ نفتکشهای غولپیکر بهخاطر ابعاد بزرگ راحتتر شناسایی شده و به دلیل تعداد کمتر، ایران با معدود پرتابهها به آنها آسیب میزد. ازآنجاکه ارزش خود نفتکش و محموله، هرکدام جداگانه بسیار بالا بودند این حملات تأثیر بالایی داشت و باعث افزایش نرخ بیمه میشد. در مدل جدید، امارات از نفتکشهای کوچک و کشتیهای فرسوده برای حمل نفت استفاده میکند. این کشتیها ابعاد کوچکتری داشته و چسبیده به ساحل جنوبی و در پناه صخرهها از تنگه عبور میکنند که این کار شناساییشان را دشوار میسازد. ازسویدیگر بر اثر استفاده از کشتیهای کوچکتر، تعداد شناورهای عبوری بالا رفته و برای هدفگیری آنها پرتابههای بیشتری لازم است. با وجود مخاطرات فراوان در سواحل ایران و احتمال حملات دشمن، استقرار تجهیزات شناسایی و تهاجمی دشوار است؛ درحالیکه هدفگیری معدود نفتکشهای غولپیکر با توان مستقر همخوانی داشت. نفتکشهای کوچک و کشتیهای فرسوده، از نظر قیمت خود شناور و محموله، ارزش کمتری دارند که ریسک را کاهش داده و مانع رشد نرخ بیمه میگردد. این شناورها با عبور از هرمز، نفت خود را به نفتکشهای بزرگتر منتقل میکنند که اقیانوسپیما بوده و میتوانند به بازارهای اصلی در شرق آسیا و اروپا بروند. اماراتیها نهتنها نفت خود که بخشی از نفت باقی دولتهای خلیجفارس را نیز اینگونه از تنگه عبور میدهند.
5. اماراتیها در بحبوحه جنگ و تنشهای منطقه با ادعای تلاش برای دوبرابر کردن تولید نفت خود، از اوپک خارج شدند تا از قید و بندهای سهمیه تولید رها گردند. این یک چرخش راهبردی در بازار نفت بود، زیرا امارات از سازمانی مدافع تولیدکنندگان به سیاستی چرخش کرد که به نفع مصرفکنندگان است. محور مقاومت برای هدف قرار دادن امارات به دلیل متلاطم کردن بازار نفت، دلایلی بیش از خسارت این دولت به سیاست انسداد تنگه هرمز دارد.
6. گفته میشود اماراتیها طی سالیان اخیر در هر دوره از تنش، هر بار با وعده و وعیدهای اقتصادی سعی کردهاند واکنش ایران به خود را کنترل کنند، اما در نهایت دست از ضربه به تهران برنداشتهاند، بلکه این ایران بوده که فرصت واکنش و انتقام را از دست داده است. وضعیت کنونی واضحتر از سالیان قبل است و نباید فرصت واکنش به امارات را که امری ضروری است، از دست داد. به نسبت دولتهای دیگر، امارات بر اثر سیاستهای لجوجانه و توسعهطلبانه، مغضوب بسیاری از دولتهاست. این کشور در جنگ داخلی سودان مشارکت دارد و از شورشیان حمایت میکند که باعث شده دولت مرکزی بارها ابوظبی را در اینباره به طور رسمی مقصر اعلام کند. الجزایر در پی مداخلات زیانبار، چندی است روابط دیپلماتیک خود با این دولت را قطع کرده است. با وجود ظاهر خوب روابط، اماراتیها همچنان از چتر رهبری سعودی بیشتر فاصله میگیرند و با آنها در سودان و یمن درگیرند. در افکار عمومی نیز اماراتیها با گزارشهای منتشر شده درباره حمایتشان از جنایات مختلف، آبروی گذشته را ندارند. هدفگیری تنها یک دولت، آن هم دولت منفور و مغضوب امارات، تبعات و ریسک کمتری نسبت به دیگر راهها دارد؛ چه اینکه نقطه ثقل طرح فشار اقتصادی دشمن، امارات است نه جایی دیگر.
7. ایران برای اثرگذاری بر معادله لبنان و کشیدن ترمز رژیم صهیونیستی که دستکم هزار کیلومتر از کشور فاصله دارد، دو اهرم را استفاده میکند؛ اهرم غیرمستقیم از طریق ملزم شدن رژیم به توقف فعالیت نظامی در لبنان بر اثر فشار آمریکا که به تنگه نیاز دارد و دوم تهدید مستقیم رژیم به حملات موشکی. از میان این دو، ابزار غیرمستقیم به دلیل نزدیکی جغرافیایی برای ایران سهولت بیشتری دارد. در این میان راه سومی هم هست که آن نیز جزو ابزارهای غیرمستقیم بوده و از نظر جغرافیایی نزدیک است. حملات محور مقاومت به امارات، بهویژه منافع اقتصادی گسترده رژیم صهیونیستی و تجار صهیونیست در آن، میتواند به ما به ازایی برای حملات تلآویو در لبنان تبدیل شود؛ هر بار و به هر میزان که رژیم در لبنان فعالیت نظامی کند، منافعش در امارات خسارت میبیند.
8. اماراتیها با صرف زمان، دریافت مشاوره از دشمن و درهمتنیدن منافع اقتصادی اشخاص و گروهها، لابیای در ایران شکل دادهاند که باید ابتدا اثرگذاری آن را خنثی کرده و سپس با آن برخورد کرد.

