مثبت نیوز – حمله علیه خط لوله نفت پترولاین از جهات مختلفی حائز اهمیت است:
1- در حال حاضر دو خط لوله انتقال نفت مهم در منطقه خلیجفارس وجود دارد. خط لوله پترولاین در عربستان که نفت را از شرق به غرب منتقل میکند. طول این خط ۱۲۰۰ کیلومتر و ظرفیت انتقال آن ۷ میلیون بشکه است. کارکرد آن دوگانه بوده و ۲ میلیون بشکه برای خوراک پالایشگاههای غرب منتقل میکند و میتواند تا ۵ میلیون بشکه را برای صادرات به بندر برساند. پیش از انسداد هرمز این خط لوله، ۲ میلیون نیاز پالایشگاهی را منتقل میکرد و پس از جنگ برای صادرات، مقدار آن افزایش یافت. دومین خط لوله، حبیشان – فجیره نام دارد که نفت امارات را از غرب به شرق این دولت میرساند. ظرفیت این خط لوله 1.5 تا 1.8 میلیون بشکه است. هر دو خط لوله برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شدهاند؛ خط لوله سعودی به دریای سرخ و خط لوله اماراتی به دریای عمان میرسد.
ظرفیت خط لوله سعودی در حد مطلوب ۵ و حداکثر ۷ میلیون بشکه است. حد مطلوب خط اماراتی 1.5 و حداکثر 1.8 میلیون بشکه است. مجموع ظرفیت مطلوب هر دو خط 6.5 و حداکثر آن 8.8 میلیون بشکه است. اگر از هر دو عدد، ۲ میلیون بشکه نفت مصرفی پالایشگاههای غرب عربستان کم شود، این میزان به 4.5 تا 6.8 میلیون بشکه میرسد. این مقدار یکچهارم تا یکسوم ۲۰ میلیون بشکهای است که پیش از جنگ از تنگه عبور میکرد. عبور این مقدار نفت، نمیتوانست قیمت را به پیش از جنگ بازگرداند اما آن را تعدیل میکرد. ازسویدیگر سعودی بر اثر افزایش قیمت، با مقدار کمتر صادرات، تقریباً به همان درآمد پیش از جنگ دست مییافت. با ضربه به پترولاین، درآمدهای سعودی تحت فشار قرار خواهد گرفت.
کاهش درآمد سعودی پیامدهایی نیز در اوراققرضه آمریکا دارد، زیرا توان ریاض را برای سرمایهگذاری در آن کاهش میدهد. همزمان خط لوله حبیشان – فجیره با خطر گسترش منطقه ممنوعه توسط ایران روبهروست. تهران اعلام کرده در تمام منطقهای که محاصره دریایی علیه ایران اجرا میشود، اجازه دریانوردی تجاری را نخواهد داد. اگر دشمن به خطوط لوله موجود و کریدور عمانی دلبسته بود، خطوط لوله ضربه خورده و انسداد به ورای کریدور عمانی گسترش یافته است.
2- پس از شوک سقوط سریع ساحل غربی در یمن، این دومین ضربه شگفتآور به سعودی بود؛ یکی از جنوب و دیگری در شمال، یکی خارج از خاک عربستان و دیگری در داخل آن، یکی رسمی و دیگری غیررسمی، یکی علیه گلوگاه دریایی و دیگری علیه گلوگاه زمینی.
3- پیشبینی میشد سعودی با شکست در یمن بهسرعت به سمت اقدامی علیه مقاومت در یمن و لبنان حرکت کند که در آنجا بهزعم ریاض، مقاومت آسیبپذیریهایی دارد. سریعتر از حرکت سعودی به سمت این دو پرونده، ضربه عراقی به سعودی رسید.
4- اگر گفتههای امارات درباره حمله به نیروگاه هستهای براکه از مبدأ عراق درست باشد، این دومین حمله مهیب و با تأثیرگذاری بالا از خاک این کشور است.
5- طی درگیریهای کنونی محور مقاومت با سعودی ظرفیت پالایشی، ذخیرهسازی و انتقال ضربه خورده است. آخرین و تنها زنجیره باقی مانده، «تولید» است. اگر این حلقه ضربه بخورد، ظرفیت پالایش، انتقال، ذخیرهسازی و هر چیز دیگری بیمعنا میشود. شاید بتوان گفت اگر در دور قبلی ضربه سنگین به تأسیسات گاز رأس دلفان قطر رخ نداده بود، مجموع ضربات کنونی به بخش انرژی، بیش از وقایع جنگ بوده است. اگر دشمن میخواهد روایتی بسازد که امروز بدون جنگ فشار بیشتری به ایران میآورد، محور مقاومت اثبات کرده فشاری که به طرف مقابل آورده، بیش از زمان جنگ است.
6- اوج قیمت نفت در حین جنگ ۱۱۰ دلار بود و در روزهای اخیر این عدد بدون جنگ فراگیر ثبت شد. این عدد به این معنی است که حتی استفاده از ذخایر راهبردی مؤثر واقع نشده است. باید در نظر داشت چه تولید و چه برداشت از ذخایر استراتژیک نفت آمریکا، با قیمتهای جهانی روانه بازار میشوند. پیچیدگی بازار انرژی فراتر از نفت است. قیمت گازوئیل بر اثر آسیب به پالایشگاههای روسیه، لیبی و سپس عربستان بهعنوان سه تولیدکننده و صادرکننده نفت و مشتقات آن، جلوتر از قیمت نفت افزایش داشته است. بالارفتن قیمت انرژی در یک زاویه باعث کاهش توانایی دولتهای جهان برای خرید اوراققرضه دولت آمریکا میشود. این دولتها نهتنها نمیتوانند اوراق بیشتری بخرند که مجبور خواهند شد اوراق پیشین را برای حفظ ارزش پول ملی خود به فروش برسانند. زاویه دیگر، کاهش رشد اقتصادی و ضربه به ارزش خرید دلار است. آمریکا به این دلیل که ارز آن بهعنوان ارز معتبر و اصلی مبادله میشود، واردات بیشتری نسبت به صادرات دارد تا با باقیماندن دلار در دست دیگر کشورها آنها قادر به تجارت باشند. اگر قیمت انرژی و کالا رشد کند، این به معنای کاهش ارزش خرید دلار خواهد بود. به عبارتی دیگر آمریکا با صرف دلاری مشابه سال قبل، در سال جاری کالای کمتری میتواند وارد کند. همچنین بالارفتن قیمت انرژی، کالا و کاهش منابع مالی دولتها برای کمک به شرکتهای دارای مشکل، باعث زیان و ورشکستگی تعداد بیشتری از آنها میگردد.
7- دولتهای جهان، مشکلات انسداد تنگه هرمز را ناشی از جنگافروزی آمریکا تلقی کردند. بااینحال واشنگتن تلاش دارد روایت را تغییر داده و ایران را به دلیل ضربه به اقتصاد جهان شماتت کند. بعید است این تلاش مؤثر واقع شده و یا در صورت مؤثر واقعشدن به ترتیبات عملی بینجامد. باوجوداین، آنچه فراگیر میشود تثبیت قدرت فزاینده محور مقاومت در اثرگذاری بر واقعیتهای کلان جهان و حفظ آن است.

