مثبت نیوز – آخرین آهنگ داریوش، «وهم» یا «توهم توطئه»، تا این اندازه در فضای مجازی سروصدا کرده است؛ آهنگی که در لفافه و با محافظهکاری، نه فقط ساختار سیاسی و اپوزیسیون خارج از کشور، بلکه مردمی را نیز نقد میکند که مدام تاریخ را تکرار میکنند.
ساختار ترانه داریوش شاید به ابهام و محافظهکاری پهلو بزند، اما مضمون آن صریح است و دقیقاً همین صراحت مضمونی است که گروههای سلطنتطلب را عصبانی کرده و به واکنش واداشته است.
ترانه او به نوستالژی برای ستایش دوران پهلوی تبدیل نمیشود و همین موضوع یکی از دلایل خشم سلطنتطلبان است.
چه آن زمان که «بوی گندم» میخواند و آیتالله خامنهای، به نقل از آیتالله منتظری، گفته بود: «من در زندان که بودم هر کس که تازهوارد بند میشد ترانه بوی گندم داریوش را روی لب داشت و تأثیر این هنرها از منبرهای ما بیشتر است» و چه پس از جنگ دوازدهروزه که به صراحت گفت «از کولهپشتی هیچ سرباز خارجی آزادی بیرون نمیآید»، داریوش صاحب موضع بوده است.
همین موضعداشتن نیز باعث شده پس از انتشار ترانه تازهاش بیش از بسیاری دیگر هدف حمله قرار بگیرد.
داریوش ترانه خود را با اشاره به «وهم تاریخی» ایرانیان آغاز میکند:
«این وهم ببین با ما چه کرده است / دنیا برای مردم ما پشت پرده است»
داریوش از همان ابتدا به ذهن تاریخی ایرانی حمله میکند؛ همان ذهنی که میخواهد همه چیز را به پشت پرده و تئوریهای داییجان ناپلئونی متصل کند.
بیت بعدی بسط همین نقد است:
«از دید ما تکتک ما آدم کسیست / ما را توهم توطئه دیوانه کرده است»
شاید بتوان این بیت را یکی از برخورندهترین بخشهای ترانه برای سلطنتطلبان دانست؛ جریانی که منتقدانش میگویند با برچسبهایی مانند «چپول»، «حکومتی» و… هر کسی را که مخالف آن است مرعوب میکند و به این تصور دامن میزند که تنها مسیر رسیدن به آزادی را نمایندگی میکند.
اما بیت بعدی یکی از پیچیدهترین بخشهای ترانه است؛ جایی که داریوش به نوعی ریاکاری سیاسی در میان اپوزیسیون و کسانی حمله میکند که خود را پشت فجایع و حوادث خونین پنهان میکنند:
«ما پشت هر حادثه تنها گریستیم / ما آنچه گفتهایم نبوده و نیستیم»
اما در بیت بعد، برخلاف سادهسازی برخی منتقدان، «قطار در حال حرکت» الزاماً جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه میتواند استعارهای از همان تاریخی باشد که انسان ایرانی از مواجهه با آن هراس دارد.
داریوش میخواند:
«تا به قطار در حال سنگ میزنیم / باید سر نقطه اول بایستیم»
در این خوانش، فرار از مواجهه با گذشته باعث شده جامعه ایران مدام به نقطه آغاز بازگردد؛ جامعهای که هر چند دهه مستعد تخریب ساختار قبلی و آغاز دوباره از صفر است.

