مثبت نیوز – اقتصاد پساجنگ، بیش از آنکه فقط از تخریب ساختمانها، کارخانهها یا زیرساختها آسیب ببیند، از تخریب «انتظارات عمومی» و گسترش ترس اقتصادی ضربه میخورد.
در بسیاری از کشورها، بخش مهمی از بحران نه به خاطر کمبود واقعی کالا، بلکه بهدلیل تغییر رفتار مردم رخ داده است.
وقتی جامعه به این نتیجه برسد که آینده تیره است، خانوارها خرید را عقب میاندازند، سرمایهگذار دست نگه میدارد، تولیدکننده ظرفیت را کم میکند و بانکها محتاطتر میشوند. نتیجه این زنجیره، رکودی است که بخشی از آن فقط محصول «ذهنیت عمومی» است، نه واقعیت فیزیکی اقتصاد.
«صرفهجویی مخرب» زمانی رخ میدهد که جامعه به سمت «انجماد اقتصادی» برود؛ یعنی مردم خرید را متوقف کنند، سفارش خدمات ندهند، تعمیرات را عقب بیندازند، سفر داخلی را حذف کنند و پول را از ترس آینده در خانه نگه دارند. این رفتار در ظاهر محتاطانه است، اما در عمل موتور اقتصاد را خاموش میکند.
مسئله این است که نقدینگی به کدام مسیر میرود. وقتی پول وارد سفتهبازی و داراییهای غیرمولد شود، تورم میسازد؛ اما وقتی صرف خرید از بازار محلی، خدمات روزمره، تعمیرات، پوشاک و تولید خرد شود، میتواند اقتصاد را از انجماد بیرون بیاورد.
اقتصاد ایران، با وجود همه فشارها، هنوز ظرفیتهای مهمی برای بازسازی و احیا دارد. بازار داخلی بزرگ، جمعیت جوان، شبکه گسترده خدمات، توان صنعتی در بسیاری از بخشها و تجربه عبور از بحرانهای متعدد، مزیتهایی هستند که بسیاری از کشورهای بحرانزده از آن بیبهره بودهاند.
اقتصادها زمانی سریعتر ترمیم میشوند که امید اجتماعی، اعتماد عمومی و جریان فعالیت اقتصادی حفظ شود. هیچ اقتصادی فقط با انباشت پول در خانه یا توقف مصرف احیا نشده است؛ اقتصادها زمانی جان میگیرند که مردم، تولیدکنندگان و کسبوکارها دوباره وارد چرخه تعامل شوند.
تنها مسیر حفظ و نگهداری کسب و کار، تشویق به سبک زندگی جدید است.

