مثبت نیوز – از زمان آغاز عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶، روسیه و چین مجموعهای از بیانیهها را در دفاع از تهران صادر کردهاند؛ بیانیههایی که از انتقادات صریح به تاکتیکهای نظامی متفقین تا انتقادات آشنا و همیشگی علیه رویکرد آمریکا در امور بینالملل را شامل میشود. با این حال، فراتر از این کلیشههای مشترک، انحراف و تفاوت ظریفی در نحوه پیامرسانی عمومی هر یک از این دو دولت در طول جنگ دیده میشود.
اگرچه هر دو کشور در موضعگیریهای سیاسی از تهران دفاع کرده و واشنگتن را محکوم میکنند، اما تفاوتهای معناداری در لحن، ادبیات و اهداف دیپلماتیک آنها وجود دارد؛ تفاوتهایی که ریشه در منافع اقتصادی چین در خلیج فارس و درگیری همزمان روسیه در اوکراین دارد.
از زمان آغاز عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶، روسیه و چین مجموعهای از بیانیهها را در دفاع از تهران صادر کردهاند؛ بیانیههایی که از انتقادات صریح به تاکتیکهای نظامی متفقین تا انتقادات آشنا و همیشگی علیه رویکرد آمریکا در امور بینالملل را شامل میشود. با این حال، فراتر از این کلیشههای مشترک، انحراف و تفاوت ظریفی در نحوه پیامرسانی عمومی هر یک از این دو دولت در طول جنگ دیده میشود.
پیامرسانی مسکو از همان روز اول، بسیار تند و آتشین بوده است. در روز آغاز درگیریها، وزارت خارجه روسیه «فضاسازیهای تبلیغاتی پیش از این اقدام بیپروا» را محکوم کرد و نسبت به احتمال وقوع یک فاجعه انسانی، اقتصادی و حتی «رادیولوژیک» (پرتوی/هستهای) هشدار داد. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در همان روز با همتایان خود در ایران و قطر تماس گرفت و متعهد شد که نشست شورای امنیت سازمان ملل را برگزار کند. در سازمان ملل نیز، روسیه اقدامات «واشنگتن و غرب اورشلیم (اسرائیل)» را به شدت مورد انتقاد قرار داد. پس از ترور رهبر عالی ایران در اوایل جنگ، کرملین ضمن ابراز سوگواری، «رویه ترور سیاسی و شکار رهبران کشورهای مستقل» را محکوم کرد؛ هرچند پس از آن با لحنی خنثی اشاره کرد که «حملات تلافیجویانه» به پایگاههای نظامی آمریکا و «فعال شدن سیستمهای پدافند هوایی»، باعث آسیب به فرودگاهها، ساختمانهای بلند و هتلها در کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است.
در مقابل، رویکرد عمومی پکن اندکی محتاطانهتر و سنجیدهتر بوده است. اولین بیانیه وزارت خارجه چین خاطرنشان کرد که این کشور «به شدت نگران» عملیات نظامی است و خواستار توقف فوری خصومتها شد. برخلاف مسکو، پکن تا روز سوم جنگ هیچ اشاره علنی به تماس با مقامات منطقهای نکرد؛ تا اینکه وانگ یی، وزیر امور خارجه، با همتایان خود در ایران و عمان گفتگو کرد. اگرچه چین ترور رهبر ایران را به عنوان نقض قوانین بینالمللی محکوم کرد و نسبت به بازگشت جهان به «قانون جنگل» هشدار داد، اما بیانیههای این دولت عموماً تلاش کردهاند تا تعادلی میان انتقاد از ایالات متحده و تمرکز بر ثبات خاورمیانه ایجاد کنند؛ بهویژه در محدوده تنگه هرمز که مسیری حیاتی برای انرژی و تجارت چین محسوب میشود. پکن همچنین پیامهایی درباره درسهای آموختهشده از این درگیری منتشر کرد، از جمله بیانیه ۲ مارس ارتش این کشور که نسبت به «ایمان کورکورانه به صلح» و «دشمن درون» هشدار داد.
پیامرسانی عمومی روسیه و چین درباره این جنگ، بازتابدهنده تفاوت در میزان منافع آنها در خاورمیانه است. تمرکز فعلی سیاست خارجی مسکو به شدت معطوف به اوکراین است؛ جایی که همچنان درگیر جنگ با ارتشی است که از سوی غرب حمایت میشود. روسیه روابط تاریخی با ایران دارد و در صورت بقای سیستم حاکم، پس از جنگ دستاوردهای قابلتوجهی خواهد داشت، بنابراین از انتقاد علنی و شدید از اقدامات آمریکا چیزی برای از دست دادن ندارد. اما چین پیوندهای اقتصادی و سرمایهگذاری عمیقی در کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد و تنگه هرمز برای جریان انرژی و تجارت آن حیاتی است. از این رو، پکن تلاش کرده است تا راه میانهای بیابد: حمایت از ایران بدون بیگانه کردن شرکای خود در خلیج فارس.
با این وجود، فراتر از این تفاوتهای تاکتیکی، روسیه و چین یک آرمان استراتژیک مشترک دارند: استفاده از بحران ایران به عنوان مسیر دیگری برای انتقاد و تضعیف ایالات متحده و در نتیجه، تضعیف نظم بینالمللی به رهبری آمریکا.

