مثبت نیوز – «سرباز روحالله رضوی» یکی از گردانندگان برنامه «اسکرینشات» گفته بود که در تحلیل میدان نظامی در فضای پلتفرم آپارات دنبال جذب نگاه «همه» مخاطبان نیست ولی دیواری هم دور برنامهاش نمیکشد تا مخاطبان از دستهها و گروههای متفاوت، دور تماشای آن خط قرمز بکشند.
اما پخش برنامه «به وقت ایران» از اواخر دیماه 1404 با اوجگیری تهدید نظامی از سوی دولت تروریستی ترامپ تبدیل به یک رسالت ملی از سوی صداوسیما شد و تیمی که در برنامه اینترنتی «اسکرینشات» اخبار و مواضع غرب در مواجهه با جبهه مقاومت را رصد و تحلیل میکردند وارد گود شدند و این بار برای همه مردم دست به تولید محتوا زدند.
مسألهای که در این میان اهمیت پیدا میکند هماهنگی و تعامل میان مجری «به وقت ایران» با دو ضلع دیگر آن، یعنی «نیما اکبرخانی» و «وحید خضاب» است.
گاهی مجری در برنامههای اینچنینی، خود صاحبنظر و کارشناس نیست و صرفاً بهمثابه یک پل ارتباطی میان مهمانان و همینطور مخاطب عمل میکند، ولی این گزاره در مورد سرباز روحالله رضوی در «به وقت ایران» صادق نیست، بهطوریکه وقتی حرف از عنوان «مجری» به عمل میآید، باید حتماً پسوند «کارشناس» هم در کنارش قرار بگیرد تا بیننده به فهم دقیقی از مناسبات صحنه و میزانسن موجود دست پیدا کند.
سرباز روحالله رضوی سالها فعالیت در عرصه مقاومت بهعنوان یکی از اعضای هیئت مؤسس «اتحادیه بینالمللی امت واحده» و نقش هماهنگکننده در کاروان بینالمللی «شکست حصر غزه» را داشت.
این کاروان در سال 1389 توانست با اعضایی از هند، پاکستان، ترکیه، ایران، مصر و… محاصره غزه را بشکند و وارد نوار غزه شود.
از اینها گذشته، وحید خضاب و نیما اکبرآبادی نیز مانند مجری اهل کشمیر برنامه «به وقت ایران» شخصیتهای کاریزماتیک و جذابی هستند که دنبال کردن قصه و روایتهای شخصی زندگیشان بسیار میتواند برای اهلش جالب باشد.
وحید خضاب و نیما اکبرآبادی علاوهبر اشراف دقیق اطلاعاتی بر امور نظامی، در وادی نویسندگی و ترجمه هم دستی بر آتش دارند و صرفاً یک کارشناس تکبعدی و تکساحتی میلیتاریستی نیستند.
به همین دلیل دنبال کردن اجرای این سه نفر در برنامه «به وقت ایران» علاوهبر نکات دقیقی که بههمراه دارد و میتواند به درد دوستداران محتواهای اینچنینی بخورد، با عموم مردم هم ارتباط میگیرد، زیرا لحن و مود کارشناسان در انتقال دیتا به مردم بهگونهای سخت و خشک صورت نمیگیرد و این سهنفر در تعامل کامل با یکدیگر، نگاهها را از شبکههای ماهوارهای برگرفته و به خود جلب میکنند.
وحید خضاب مترجم و نویسنده زبردستی در باب شناخت اسرائیل است و بیش از هر کتابی که اسم او در ذیلش آمده این کتاب «تو زودتر بکش» است که به دفعات چاپ و خوانده شده است.
از آن طرف نیما اکبرخانی هم کارویژه مشابهی دارد و سوای به نگارش درآوردن آثاری در باب شهدای مدافع حرم، تجربه نگارش رمان را هم از سر گذرانده است.
پس جذابیت این ترکیب در ارائه محتوای کارشناسیشده و دقیق از میدان مبارزه ما در جنگ رمضان با شقیترین دشمنان انسان، تنها به دیتاهای دست اول و تبیین آنها برنمیگردد و مای مخاطب با انسانرسانههایی طرف است که ذوابعاد و چندوجهی هستند.


