گفتگوی مثبت نیوز با معاون مطبوعاتی دولت دهم
محمدعلی رامین: عملکرد سیاست خارجی دولت روحانی احمقانه است/روحانی بدل هاشمی ست/رفسنجانی تلاش کرد فتنه 88 را به آشوب سراسری تبدیل کند
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۳۳
 
ملتی که با تشویق چند سلبریتی به افرادی خودباخته به غرب و مال پرست رای می دهد باید در محضر خدا پاسخگو باشد.
محمدعلی رامین: عملکرد سیاست خارجی دولت روحانی احمقانه است/روحانی بدل هاشمی ست/رفسنجانی تلاش کرد فتنه 88 را به آشوب سراسری تبدیل کند
 
مثبت نیوز - محمدعلی رامین با وجود اینکه مدت هاست جایگاه مدیریتی ندارد، اما همچنان نامش بر سر زبان هاست و خصوصا در شبکه های اجتماعی، موافق و مخالف، با هر بهانه از او صحبت می کنند.
با این حال خودش علاقه مند به این همه جنجال و حواشی نیست، هر چند بعضی از اطرافیانش هم در ایجاد شایعه و فضاهای رسانه ای بی تاثیر نبوده اند.
عروس هنرمند ایشان هم، البته شاید ناخواسته، در این فضاسازی نقش زیادی داشته است.
رامین، یک روز به خاطر موضع گیری های انقلابی اش، فیلم هایش دست به دست می شود و یک روز هم تصویر حضورش در مراسم معمم شدن پسر سیدحسن خمینی، پربیننده می شود.
به هر حال او بر سر مواضع انقلابی خود ثابت قدم بوده و هست.
داشتن دیدگاه های خاص و قابل تامل، باعث شد ما گفتگویی را با محمدعلی رامین انجام دهیم و نظرات و تحلیل های او را درباره مسائل روز، جویا شویم.
در ادامه، مصاحبه مثبت نیوز با یکی از چهره های مشهور و خبرساز حزب الهی و انقلابی را می خوانید.

- در حال حاضر مشغول چه فعالیتی هستید؟ و چه اهدافی را دنبال می کنید؟

مشغول فکر کردن به وضعیتی هستم که مملکت ما در آن قرار گرفته است، فکر کردن به این که چه عواملی ما را به این جا رسانده و راه صلاح و فلاح جامعه ما کدام است؟ چه تفکرات باطل و چه عناصر خودباخته یا خودشیفته و کدامین عملکرد ضدولايي، ملت ما را از آرمان‌های انقلاب اسلامی گام به گام دور کرده است؟ چرایی عدم توجه به ظرفیت های بلااستفاده و چگونگی فعال سازی نیروهای بالقوه فراوان موجود در کشور، به اندازه کافی ذهن آدمی را درگیر می کند.
از طرف دیگر، تنظیم پراکندگی دغدغه های ذهنی، تشخیص مصالح مملکت، تعیین اولویت ها، تدوین برنامه های اجرایی و شناسایی و جلب همکاری همفکران همراه برای پیگیری منویات امام خامنه‌ای، صرفا وظیفه سران کشور و مسوولان حکومت یا احزاب سیاسی نیست، بلکه رسالت هر شهروند متعهد و مسوولیت پذیری است که در هر شرایطی باید به تکالیف دینی، ولایی و ملی خود معتقد و پایبند و پیگیر باشد.
همان طور که سیاستمدار سکولار، برای اسلام و مسلمانان و ایران مضر است و مثل دانشگاه و حوزه سکولار، ضد ارزش های دینی و ملی است، شهروند سکولار هم به اندازه خودش می تواند برای جامعه و کشورش زیان بار باشد.
مسلمانی که سر در گریبان مسائل شخصی و نیازهای خصوصی خودش باشد، خنثی زندگی می کند و بی اثر می میرد.

- وضعیت فعلی کشور را چطور ارزیابی می کنید؟
وضعیت فعلی ما محصول مشترک ما و دشمنان ماست؛ ما مردم در انتخابات های خود، دقت نمی کنیم، عقلانی تصمیم نمی گیریم؛ با ساده انگاری، سرنوشت مملکت خود را به کسانی می سپاریم که نمی شناسیم یا عملکرد آنها را درست ارزیابی نمی کنیم؛ گاهی هم از سر لجبازی با آن، به این رأی می دهیم و توجه نمی کنیم که منتخب ما بعدا با همین شیوه لجبازانه سرنوشت ما را به بازی می گیرد و با مملکتمان نیز همان رفتار شبیه خودمان را خواهد کرد.
تعبیر "خود کرده را تدبیر نیست"، وصف الحال ماست.
ملتی که با تشویق چند بازیگر سینما و تئاتر، چند بازیکن تیم های ورزشی و تعدادی مجری تلویزیون و مجموعه ای روزنامه اجاره ای، سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مملکت خویش را به افرادی تنبل، بی برنامه، حاشیه ساز، خودباخته به غرب و یا مال پرست و رفاه زده یا وابسته به بیگانگان بسپارد، شرایط سختی را بر خود و آيندگانش تحمیل کرده است و در پیشگاه تاریخ و در محضر خدای بزرگ پاسخگو خواهد بود.
همه می بینند که منتخبین مردم، چه در دولت و چه در مجلس، با اعمال نفوذ در دستگاههای دیگر مانند قوه قضائیه و صدا و سیما، عملا حکومت را به ناکارآمدی تهدید می کنند. حذف نیروهای انقلابی و کارآمد، همراه با تخریب نهادهای مدافع مملکت، بخشی از عملکرد منتخبین مردم شده است.
منتخبین مردم، هیچ دغدغه ای برای حل مشکلات مردم از خود نشان نمی دهند. اموال عمومی، مانند ذخائر طلا و ارزهای خارجی را به کیسه اجنبی گرایان می ریزند و عوامل خودشان را مأمور گران کردن ارزاق عمومی کرده اند؛ در حالی که پنج سال است که کشور را در تعطیلات خود خواسته فرو برده و تولید کالای ملی را با واردات قاچاق از طریق باندهای وابسته به خود، کاملا راکد و تعطیل کرده اند.
این نمای کلی کشور را دوست و دشمن می بینند؛ دوستان، با افسردگی تماشاگرند و دشمنان، با شادمانی از این اوضاع، هزاران سوءاستفاده می کنند و از استقلال و آزادی مردم در انتخابات جمهوری اسلامی انتقام می گیرند و دلسوزان کشور، بویژه رهبر انقلاب را با اندوهی جانکاه و حالتی "سر در چاه" می خواهند.
البته برون رفت از این اوضاع آشفته و پرغصه، راهکار دارد، اما هر اقدامی پر هزینه شده، زیرا منتخبین مردم در دولت و مجلس، بجای انجام وظایف قانونی، سرگرم کار خویشند و بعضا در نقش "خودپرداز" به چپاول بیت المال اشتغال دارند.
همان دشمنانی که ساده لوحان را تحریک کردند تا این افراد ناکارآمد و تنبل یا دلبسته یا وابسته به بیگانه را انتخاب و بر نظام تحمیل کنند، حالا که ماهیت و عملکرد منفی این منتخبین آشکار شده، باز هم ساده لوحان را علیه نظام تحریک می کنند که «چرا رهبری کاری نمی کند» و «چرا رهبری هنوز هم از رئیس جمهور و دولت ناکارآمد حمایت می کند» و اگر رهبری نظام، یک روزی از منتخبین مردم حمایت نکند یا خارج از اراده منتخبین مردم، اقداماتی برای نجات کشور انجام دهد، باز هم ساده لوحان تحریک خواهند شد که «چرا رهبری خلاف اراده منتخبین ملت، دیکتاتوری می کند»
من شرایط فعلی را که شامل درد محرومان، بی خیالی مسئولان، انفعال نخبگان و شادمانی دشمنان است، از منظر ضمیر آگاه و قلب خیرخواه امام خامنه ای، «خار در چشم، استخوان در گلو، آه درچاه و زبانی به هدایت همگان گویا» می بینم.

- سیاست خارجی دولت روحانی به چه شکل عمل کرده است؟
سیاست خارجی دولت روحانی، اوج نبوغ در وادادگی به آمریکا و دلدادگی به اروپاست؛ در سیاست خارجی روحانی، از همان ابتدا، همسایگان هیچ جایگاهی نداشته اند. خلاف قانون اساسی، اهتمام به امت اسلامی و کشورهای مسلمان مسکوت ماند و مسلمانان در سیاست خارجی روحانی کاملا مطرود و محروم از همراهی جمهوری اسلامی بوده اند.
اگر مبنای سیاست خارجی نظام اسلامی طبق قانون اساسی، همگرایی با مسلمانان و واگرایی با زورگویان است؛ که در رویکرد «نفی سلطه گری و سلطه پذیری» با سه مؤلفه «حکمت - عزت - مصلحت» تعیین شده و استمرار داشته است؛ در دولت روحانی، کلیت این سیاست کلان واژگونه شده است؛
پانزده کشور همسایه، با سه و نيم میلیارد جمعیت و بزرگترین اقتصاد و تجارت و صنعت جهانی، هیچ اعتباری در نظر روحانی و ظریف نداشته، اما هر تحقیر و تهدید و تحریم غرب را متملقانه پذیرا بوده و حتی ذلیلانه توجیه کرده اند.
این عملکرد را نمی توان فقط خائنانه دانست، بلکه باید آن را منطقا احمقانه نامید.

- پشت پرده نابسامانی های اقتصادی را چگونه می بینید؟
از پشت پرده ها خبر ندارم، اما از آن چه آشکارا دیده می شود، می توان چند پدیده و برخی نتایج آنها را استنتاج کرد:
وقتی دولتمردان روحانی، دانشمندان هسته‌ای ایران را صرفا "تکنیسین" می نامند؛ وقتی یک موشک آمریکایی را برای انهدام کل سیستم دفاعی ایران کافی می دانند؛ وقتی همه استعداد ایرانیان را در حد پختن آبگوشت بزباش می انگارند؛ وقتی بیت المال را سهم ذخائر خودخوانده نظام و «ژن های برتر» می دانند؛ وقتی برای ارضای صهیونیست ها، مدعای هولوکاست را «واقعیت» می نامند؛ وقتی به منتقدان خود انواع فحاشی ها و توهین ها را کرده و اراذل چاپلوس را گرامی داشته و می دارند؛ وقتی در هنگامه کسب آراء مردم خوش خیال، هر وعده دروغی را می دهند و بعد از انتخابات با وقاحت، دروغ دیگری گفته و دروغ اول را انکار می کنند؛ وقتی با خودشیفتگی غرق رفاه و تجمل و تشریفات و حیف و میل اموال عمومی شده و محرومان و نیازمندان را فراموش می کنند؛ وقتی نیروهای کارآمد، کارآفرینان پرانگیزه، دلسوزان خیرخواه و دردآشنا، به دستور بیگانه و با پیگیری آشنا، خانه نشین شده یا به حاشیه رانده می شوند شوند.
بدیهی است که نهاد دولت به دست عناصر فرتوت و بی عرضه و بی اراده، به هرج و مرج کشیده ‌شود و اقتصاد کشور زمین گیر و معیشت مردم تباه شود و ملتی به دریوزگی گرفتار گردد؛ به نظر می رسد، روحانی جمهوری اسلامی را به سمت «کاپیتولاسیون» در برابر آمریکا سوق می دهد و مانع اصلی خود را رهبری حکیمانه، مقتدرانه و مظلومانه امام خامنه ای می داند.
ممکن است انسان این اوضاع را یک مأموریت از سوی بیگانگان بداند تا آن ها بتوانند ایران را تاراج کنند و ایرانیان را به بردگی بگیرند؛ اما ممکن هم هست، خوش بینانه این عملکرد را از روی نادانی و لجاجت روحانی با رهبری خیرخواه نظام تصور کرد و این شرایط را در حد «اختلاف نظر دولت با سپاه و ...»، تقلیل داد؛ اما در نتیجه کار تفاوتی نمی کند: چه از روی سفاهت باشد یا سفارش یک سفارت، در هر صورت، دزدان بین‌المللی با کمک فرصت طلبان داخلی، سرمایه های ملی ایرانیان را به يغما می برند.
و این یک سیاستی است که هاشمی رفسنجانی در نظام مقدس جمهوری اسلامی پی ریزی کرد و امروز، بدل او، حسن روحانی، ادامه می دهد.
در این شرایط، تا مردم همراهی نکنند و نخبگان یاری نرسانند، تمام تلاش های اصلاح گرایانه امام خامنه ای، کم اثر خواهد بود.



- احمدی نژاد از کجا به کجا رسید؟
علامت انسان عاقل آن است که «عقلانی» بیاندیشد و منطقی سخن بگوید و عاقلانه عمل کند؛ و ویژگی انسان عقلانی آن است که با عقلا بنشیند و از عقل آنها استفاده کند؛ در یک کلام، انسان عاقل هرگز علیه عقل خویش در راستای احساساتش، قیام نمی کند و سفیهان را بجای خردمندان به دوستی نمی گیرد.
نشانه سفاهت و رفتار احساسی و غیرعقلایی همان ضرب المثل معروف است که می گوید: «سفیه، بخاطر یک دستمال، قیصریه را به آتش می کشد»
ما معتقدیم «ولی معصوم، عقل کل در تمام زمینه ها و برای تمام زمان» هاست؛ و اگر یک نفر هوشمند و با ذکاوت، به هر دلیلی، علیه معصوم قیام و اقدام کند، نخستین آسیبی که می بیند، از دست دادن عقلانیت خودش خواهد بود؛ زیرا عقل سلیم با مظهر عقلانیت دوران هرگز معارضه و مبارزه نمی کند؛ و اگر مخالفت کرد، از سلامت عقل محروم می شود.
اما در مورد جانشین معصوم، یعنی "ولی فقیه"، بنا به دلایلی که عرض خواهم کرد، او "جامع جمیع عقول زمانه" خویش است؛ این واقعیت، فارغ از «حقیقت ولایت» که «ولی امر» ماهیتاً مورد عنایات خاصه حضرت باریتعالی قرار می گیرد و از الهامات رحمانی و هدایت های معنوی گرفته تا نظارت ویژه مولایمان حضرت صاحب الامر والعصر عج، برای تحقق امور ولایی امت اسلامی برخوردار می شود، در ورای این حقایق، با یک دلیل منطقی که قابل فهم برای عموم بشر است، «جامع جمیع عقول زمانه» بودنش قابل اثبات است:
هرکس با همه عقلای زمانه خویش، از دوستان مشفق تا منتقدان مدعی عقلانیت، در تماس باشد و از سراسر جهان، مخالفان دانای او، با نگاهی نقادانه در تمام امور، مواضع و عملکردش را تحت نظر داشته باشند، از مجالست و رفاقت با سفیهان بپرهیزد و نظارت دائمی خبرگان امت را نیز پذیرا باشد، ناچارا به همه این دلایل، مراقب خودش خواهد بود تا سکنات و حرکات و کلام و مرامش منطبق بر عقلانیت قابل درک برای هر عقل سلیم باشد، ... چنین شخصی، هرکس که باشد، از ظرائف اندیشه های حکیمانه علما و اندیشمندان روزگارش برخوردار شده و در نتیجه «جامع جمیع عقول زمانه خویش» خواهد بود.
بر اساس همین دلیل عقلی، اولا هر عاقلی در تکریم او خِسَّت به خرج نمی دهد، ثانیا فارغ از عقائد شخصی خودش، برخورداری از عقلانیت وی با نزدیک شدن به او را مطلوب خود می داند، و ثالثاً هر کسی با هرمیزان از زرنگی که با او به مخالفت برخیزد، به همان میزان از عقلانیت خودش ساقط می شود؛ زیرا ضد عقل سلیم خویش قیام کرده است.
حالا در مورد سوال شما، تا زمانی که این فرد از "جامع جمیع عقول زمانه خویش"، تبعیت می کرد، عيوب خودش را اصلاح و کارهایش را به پیش می برد؛ اما زمانی که به علت بیماری مزمن «خودشیفتگی»، افرادی تملق گو و کوتاه فکر و فرصت طلب را پیرامون خودش جمع کرد و با پشتیبانی سفیهان فرصت طلب، به مقابله با ولی فقیه زمان، روی آورد، تبعاً گام به گام، از عقلانیت پیشین دور شده و اندک اندک، هر عاقلی را طرد کرد؛ پس خودخواسته به مرور به جایی رسید که دیگر هیچ عقل سلیمی نمی تواند، رفتار غیرعقلانی او را توجیه کند و با هر حرکتی، همه دوستان سابقش را مبهوت و متحیر می سازد و هرکسی از خودش می پرسد: چرا او به اینجا رسید؟
به نظر بنده، هیچ کس نمی توانست در عرصه ملی و بین المللی، احمدی نژاد را این گونه زمین گیر کند، الا اشتباهات ضایع کننده شخص احمدی نژاد.
امروز احمدی نژاد شرایط عبرت آموزی دارد که به بهانه دفاع از رفقای شخصی خودش، به جنگ روانی علیه نظام اسلامی روی آورده و جماعتی خوش باطن را ناجوانمردانه علیه ولی فقیه زمان مورد سوءاستفاده قرار می دهد؛ البته با همان زرنگی سابق، تخریب جایگاه ولایت را از تخریب سپاه و قوه قضائیه و بیت رهبری و ... شروع کرده تا به تناسب شرایط، گام های بعدی خود را بردارد.
بسیار متأسفم که او از تجربه هاشمی، خاتمی، موسوی و کروبی، هیچ درسی نیاموخت و هیچ عبرتی نگرفت.
او خودش سابقا بارها این افراد را «عبرت های روزگار ما» می دانست و مخالفت با امام خامنه‌ای را به هیچ بهانه ای و در هیچ موردی، عقلا و شرعا جایز نمی دانست. آن احمدی نژادی که ما می شناختیم و می پسندیدیم و در برابر اشرار جهانی مردانه می ايستاد، امروز می خواهد قهرمان مبارزه با نظام اسلامی برای جلب رضایت رفقای فعلی و ارضای دشمنان سابق خودش، بشود.
نامه نگاری با خاتمی و درخواست ذلیلانه از او برای همپیمانی علیه نظام، واقعاً با چه میزان از درک و شعور سیاسی قابل توجیه است؟
از آن طرف بی توجهی سیدمحمد خاتمی به نامه او که البته با نام مستعار «رحیم مشایی» منتشر شده بود، چقدر حقارت آمیز بود.
یاغی گری خودش و دو یارغارش در برابر قوه قضائیه، هیچ نشانه ای از عقلانیت را بهمراه ندارد؛ بر فرض که ظلم و اجحافی واقع شده باشد؛ آیا راهکار قانونی برای احقاق حق شخصی وجود ندارد؟ آیا اگر ظلم شخصی آنها پابرجا ماند، باید یک قوه مهم را تخریب کرد و اساس قضاوت را در مملکت زیر سئوال برد؟ آیا برای احقاق حق دونفر از رفقای شخصی، باید علیه قوه قضائیه نظام اسلامی قیام کرد؟ تمام رفتار عقلانی سال های پیش احمدی نژاد، خلاف رفتار فعلی او و رفقایش هست.
مشاهده این تغییر ماهیت یا حداقل تغییر هویت، چقدر برای ما و همه دوستان سابق او، تلخ و دردناک است! او سابقاً رابطه خودش را با امام خامنه ای، «رابطه پدر و پسر» می نامید؛ حیف که پسر نوح هم اگر سخن پدرش را در پرهیز از دوستان ناباب می پذیرفت و "رفیق بازی" نمی کرد، شاید گرفتار آن سرنوشت نمی شد.
احمدی نژاد، هنوز هم توصیه امام خامنه ای را در تعویض معاون اول خودش در تابستان ۸۸ ، نفهمیده است که بعضی دوستی ها برای انسان ضرر دارد، حتی اگر خود آن افراد، «شخصاً» بد نباشند، اما وقتی «نقش منفی» را در سقوط و تغییر هویت انسان بازی می کنند و آثار وجودی منفی بر سرنوشت او باقی می گذارند، چرا نباید واقعیت «خیر - شر در تجلی روحیات افراد پیرامون خودش را تشخیص بدهد؟ بخاطر چند رفیق، تمام دوستان خیرخواه خودش را از دست داد؛ متأسفم که هرگز حاضر نمی شود، لحظه ای بدون غلیان احساس، عقل سلیم پیشین خویش را برای شرایط کنونی به قضاوت بگیرد و در رفتارش بازنگری کند. هنوز هم متوجه نشده که برادرش مرحوم «حاج داوود»، خیرخواه تر و هشیارتر از مشایی و بقایی بود.

- با توجه به اینکه در تلویزیون هم فعالیت داشتید، تحلیل شما از عملکرد صداوسیما چیست؟
صدا و سیمای ما به شدت دچار انفعال است و روزمرگی در سطوح ظاهر و باطن، یعنی روی صحنه و پشت صحنه آن موج می زند؛ معاونت ها و مدیران اصلی شبکه های صدا و سیما، اغلب کم انگیزه، خسته، قدیمی، تکراری و بی نشاط نشان می دهند؛ نیروهای تازه نفس به سرعت و به شدت تحت تأثیر فضای عمومی داخل سازمان، مرعوب می شوند؛ کسانی که بخواهند انقلابی عمل کنند، سریعاً سرکوب یا حذف می شوند؛ گستردگی و تعدد شبکه ها همراه با کمبود نیروی انسانی مفید و مؤثر، مزید بر بودجه ناکافی، ریاست سازمان را فرسوده می کند، اولویت ها را فراموش می کند تا به رتق و فتق امور روزمره بپردازد...
گرچه رییس سازمان توسط رهبری نظام منصوب می شود، اما او تحت سیطره «نظارت قوای سه گانه» که در تمام امور سازمان، مستقیم و غیر مستقیم، «دخالت» می کنند، عملاً از پیگیری منویات رهبری ناتوان است؛ بودجه سازمان در اختیار مجلس و دولت است؛ بنابراین صدا و سیما نمی تواند خارج از اراده یا حداقل خلاف اراده آنها حرکت کند؛ حذف نیروهای انقلابی، حذف برنامه های انقلابی، سانسور واقعیت های اجتماعی و عدم پیگیری آرمان های اسلام و اهداف جهان شمول نظام، بازتاب شرایط تحمیلی بر سازمان صدا و سیماست.
در عرصه ملی، سازمان با تولید برنامه های سخیف، سریال های مبتذل و شوهای تقلیدی از شبکه های ماهواره ای ضدانقلاب، به بهانه «سرگرمی مردم»، بشدت در تغییر ذائقه های فرهنگی و اخلاق عمومی جامعه سهیم بوده و زمینه پذیرش ضدارزش ها را در ملت ما تقویت کرده است؛ و هرگز در قامت یک «دانشگاه عمومی» که مدنظر امام خمینی بود، یا در حد یک «رسانه تمدن ساز» که مطلوب امام خامنه ای است، ظاهر نشده و نمی شود.
از زمان علی لاریجانی، بهره گیری از اعتبار اجتماعی و محبوبیت « چهره های هنری و ورزشی» یا همین «سلبریتی ها» برای انتخابات سیاسی آغاز شد و همین امر باعث گردید تا مرجعیت فکری جامعه، از متفکران و سیاستمداران و اهل فرهنگ و انقلاب، به هنرپیشه های تلویزیون و سینما و بازیکنان ورزشی منتقل شود که مصائب این رویکرد منحط، امروز بیش از گذشته مشهود است؛ شما ببینید، در لحظات تحویل سال، چه کسانی در شوهای زنده صدا و سیما، آغاز کنندگان سال نو ایرانیان شده اند!...
در عرصه بین الملل نیز شبکه های برون مرزی ما، به ندرت توانسته اند، صدا و سیمای انقلاب اسلامی در جهان باشند.

- شبکه‌های برون مرزی رسانه ملی چه اهمیت و ضرورتی داشته است؟
در روزگار ارتباطات و عصر سلطه رسانه ها بر افکار عمومی ملت ها، هر گونه سهل انگاری یک حکومت در تأمین ضرورت ها برای برقراری این ارتباطات، ضعفی است که با هیچ وسیله دیگری قابل جبران نیست.
جمهوری اسلامی ایران، به مثابه یک حکومت «دگر اندیش» در عرصه جهانی که هم مخالفان و معارضان فراوانی دارد و هم بالاترین درصد از پیروان و حامیان مردمی در سایر سرزمین ها را داراست، با تأخیر زیاد به تأسیس رسانه های برون مرزی اقدام کرد و با کُندی زیاد در این عرصه پیش رفته است؛ و البته موانع معتنابهی هم داشته و دارد.
عبور از این موانع و ایجاد بسترهای متنوع، از منظر سخت افزاری و نرم افزاری، یک ضرورت حیاتی برای ایران اسلامی است. معاونت برون مرزی سازمان صدا و سیما، می بایست مهم ترین بخش رسانه ملی باشد، اما هنوز در نگاه مجلس و دولت و حتی اغلب مدیران رسانه، یک بخش «حاشیه ایی» تلقی می شود؛ این امر تأسف بار است.

- عملکرد و اثرگذاری این شبکه‌ها، به ویژه پرس تی وی و العالم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این شبکه ها هر کدام در وسع خود، برای پاسخ گویی به شبهاتی که از سوی رسانه های دشمن طراحی و نشر و تکثیر جهانی می شوند، تلاش های قابل توجهی انجام داده اند و برخی از اتهامات را بر طرف کرده و روشنگری های خوبی انجام داده و می دهند؛ لیکن برای انجام مأموریت های عمده خود، به عنوان «پیام رسان انقلاب اسلامی» در برقراری ارتباط فکری و عاطفی با مخاطبان اصلی خویش، یعنی پیروان انقلاب اسلامی در جهان، پیوند میان آن ها با ایرانیان، تبیین رسالت اسلام و تشیع و ترویج دیدگاه ولایت فقیه و تشریح سیاست های کلان نظام، هنوز کارهای برزمین مانده فراوان دارند، زیرا عرصه فعالیت آنها گسترده است، رقبا فراوان و عملکردشان پیچیده است؛ در حالی که ظرفیت های انسانی و مالی و نیز تجهیزات فنی شبکه های برون مرزی جمهوری اسلامی، اصولا قابل قیاس با رقبای خارجی خودشان نیست.

- نقش این شبکه‌ها در خنثی کردن دو ترفند «ایران هراسی و اسلام هراسی» چه بوده و به نظر شما تا چه حد در این زمینه موفق بوده‌اند؟
اگر کسی انتظار داشته باشد، چند شبکه برون مرزی ایران، بتوانند توطئه های گسترده و درهم تنیده صهیونیزم استکباری را که از طریق هزاران شبکه، چهل سال با بیان های مستقیم و غیرمستقیم، علیه اسلام و ایران، تبلیغ و ترویج شده، یک تنه خنثی کنند، تجربیات و گستره و نفوذ رسانه های معارض و معاند را نمی شناسد.
واقعیت آن است که طی بیست سال اخیر که شبکه های برون مرزی رسانه ملی شروع به فعالیت کرده اند، همیشه چند گام در اطلاع رسانی بهنگام و خنثی سازی توطئه ها عقب بوده اند.
البته در شرایط حساس و بحرانی، با تلاش همه جانبه، توفیقاتی داشته اند که نمی توان نادیده گرفت، اما در پیش بینی و پیشگیری از توطئه های رسانه ای دشمنان، نه تجربیات زیادی داشته اند و نه توفیقات برجسته ای را بنده سراغ دارم. موارد نادر را نمی توان روند امور تلقی کرد.
برای اصلاح و بهبود این وضعیت، چند نکته را ضروری و مفید می دانم:
*ایجاد آرشیو جامع و موضوعی(و سهل الوصول برای برنامه سازان داخلی) از اخبار و تحلیل های شبکه های بیگانه.
*به کارگیری نیروهای جوان انقلابی برای تولید برنامه های جسورانه درباره نقاط ضعف دشمنان و نقاط قوت جمهوری اسلامی ایران
*به کارگیری نیروهای انقلابی غیرایرانی در کشورهای مختلف، که با کمترین هزینه
ها میسر بوده و هست.
*خروج از روحیه انفعالی و ارائه تحلیل های انقلابی، با هویت اسلامی - ایرانی.
*حمایت قاطعانه از مخالفان قدرت های استکباری؛ این حمایت باید از موضع اسلام و آرمان های انقلاب اسلامی باشد.
* تبیین و تشریح منطقی - قانونی ساختار حکومت جمهوری اسلامی که همان نظام «امت-امامت» است، برای جذب نخبگان جهان اسلام و حتی غیر مسلمانان عدالت خواه و آزادی طلب که خواستار استقلال از سلطه استکبار صهیونی هستند.
* حمایت از مستضعفین و تبلیغ و ترویج جبهه جهانی مقاومت در برابر جبهه زر و زور و تزویر مسلط بر جهان.
* پیگیری ضعف ها و چالش های قابل طرح علیه دشمنان جهانی، نظیر بررسی هولوکاست، که تابحال مرعوبانه و منفعلانه از طرح و پیگیری آنها، پرهیز شده است.
و بسیاری نکات مسکوت مانده دیگر؛ به عنوان مثال: بررسی مشابهت عجیب چگونگی شکل گیری دو رژیم آمریکا و اسرائیل به فاصله ۱۵۰ سال توسط انگلیس و ...



- آی فیلم و ایفای که رسالت ویژه آن در عرصه برون مرزی، ترویج و نمایش سبک زندگی ایرانی اسلامی از طریق نمایش فیلم و سریالهاست از نگاه شما موفق بوده است؟
 فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی ایرانی، با وجود نقاط ضعف کیفی و محتوایی، برای مخاطبان غیر ایرانی و ایرانیان و فارسی زبانان جذابیت دارند و برخی از سریال های ایرانی، از کیفیت ممتاز برخوردارند؛ تولیدات فاخر با محتوای ایرانی-اسلامی، حتی با سرمایه گذاری مسلمانان و علاقه مندان به جمهوری اسلامی و پیروان غیرایرانی امام خامنه ای، کاری مفید و اجتناب ناپذیر است.
بعضی از تولیدات قبل از انقلاب هم قابل ارائه هستند. شبکه آی فیلم می تواند، برخی از فیلم های نسبتا ارزان و سالم و مفید را از تولیدات ۵۰ سال اخیر کشورهای غیرغربی، بخصوص مسلمان، خریداری و پخش کند و خودش را محدود به تولیدات ایرانی نکند و در این عرصه یک شبکه نمایش فیلم بین المللی غیرغربی بشود.

- نقش پرس تی وی و دیگر شبکه‌ها در انعکاس حقایق پیرامون بحران‌ها و موضوعاتی از قبیل بحرین، میانمار، یمن و .... که معمولا توسط رسانه ‌های جریان سلطه، وارونه نمایی و بایکوت خبری می شود، چگونه بوده است؟
 اگر فهم و تحلیل درستی از نقش رسانه ملی در عرصه جهانی داشته باشیم، باید ما «صدا و سیمای مستضعفین جهان، به ویژه مسلمانان» باشیم.
این امر نباید صرفاً به انتشار مظلومیت های مسلمانان محدود شود، ما باید مروج روحیه مقاومت و خودباوری در جهان اسلام و در میان محرومان جهان باشیم؛ این نقطه قوت ما در برابر تمام رسانه های رقیب است، اگر درست بهره برداری کنیم.
استفاده از محتوای شبکه های مجازی مستضعفین و انقلابیون جهان اسلام، می تواند غنای رسانه ملی ما را تقویت کند. در بازنشر اخبار رسانه های بیگانه، باید همواره به تناقضات رفتاری و مواضع منافقانه آنها نسبت به ملل مسلمان و محروم، اشاره شود.

- نقدهایی به صرف هزینه برای ایجاد شبکه‌های برون مرزی و پوشش اخبار سایر کشورها وارد می‌شود، نظر شما در این خصوص و پاسخ به منتقدان چیست؟ موافق هستید یا مخالف؟
یک رسانه خنثی و کم اثر که هیچ حساسیتی از سوی قدرت های صاحب رسانه های منوپل جهان، علیه خودش برنیانگیزاند، چه سودی برای ما و مخاطبان برون مرزی ما دارد؟
اگر رسانه برون مرزی ما، رسالت یک «رسانه دگراندیش» در ساحت رسانه های غربی را نداشته باشد، لااقل نبودنش، خسارت مالی بر بیت المال نیست.
اگر ما نتوانیم، در شبکه های برون مرزی خود، انقلابی عمل کنیم، پیشنهاد می کنم، بودجه آنها را به شبکه های غیرایرانی سایر انقلابیون جهان بپردازیم؛ بازخورد بیشتری به سود ایران و انقلاب و اسلام خواهند داشت.

- کمبودها و خلاهایی که مانع جذب مخاطب به این شبکه‌ها می شود، چیست؟
در عرصه رسانه ها، هر صدای منتقد و متفاوتی که حرف ها و ایده های تازه داشته باشد، شنیدنی بوده و خواهد بود.
انفعال در انتقال پیام های اسلامی - انقلابی، بزرگترین نقطه آسیب رسانه ملی در پیام رسانی به مخاطب داخلی و خارجی است؛ وقتی ما همیشه هویت اسلامی انقلابی خود را پنهان کنیم و رسانه های بیگانه را «شبیه سازی» کنیم و هنر خود را در تقلید خوب از دشمنان بدانیم، مخاطبان انقلابی و اسلامی و مستضعف خود را مأیوس می کنیم.
در عرصه رسانه ای، سیاست خارجی مأیوسانه و برجام زده پنج سال اخیر، ضربات سنگینی بر هویت مستقل رسانه ملی ما وارد کرده است که برای جبران آن، نیازمند تلاش بسیار زیادی هستیم.

- آیا مقایسه شبکه‌های برون مرزی ایران با سایر شبکه‌ها همچون بی بی سی و ... امری صحیح است؟ چرا؟
چنین مقایسه ای از جهات مختلف غلط است؛ میزان تجربیات کاری، رسالت و مأموریت، پشتوانه لجیستیک خبری و تحلیلی، خط مشی و شیوه عملی و نیروهای انسانی هر کدام، متفاوت و بعضاً متضاد هستند. اگر یک مقایسه ای منطقی باشد، مقایسه عملکرد شبکه های برون مرزی ما با رسالت و مأموریت جهانی خودشان تا رسیدن به طراز یک رسانه جهانی اسلامی-انقلابی است و لاغیر.

- آیا شبکه‌های ایران توانسته صدای نظام جمهوری اسلامی را در جهان بلند و قدرت آن را به نمایش بگذارد؟
ضمن قدردانی از همه تلاش های بیست و چند ساله اخیر که خودم کم و بیش ناظر بر شرایط بوده ام، بنده ظرفیت های بلااستفاده را بیشتر از ظرفیت های مورد استفاده می دانم.
رسانه ملی، اگر کمی فراتر از صدای «وزارت خارجه جمهوری اسلامی» عمل کند، باید اقتدار امام خامنه ای را در جهان بازتاب دهد و «نظام امت-امامت» را که اساس جمهوری اسلامی است، به جهانیان عرضه کند و سخنی تازه در میان مخاطبان جهانی خود ارائه دهد.
سکوت رسانه ملی در این مورد، توجیهی از جنس روزمرگی سیاسی دارد و بس.

- چه پیشنهاداتی برای بهتر شدن وضعیت برون مرزی صدا و سیما دارید؟
همکاری رسانه ای با سایر رسانه های غیر صهیونیستی، اسلامی و انقلابی ملل مستضعف در پنج قاره جهان، به ویژه در جهان اسلام و خصوصا در کشورهای همسایه، باید به شدت ارتقا و گسترش یابد. دفاتر صدا و سیما در خارج از کشور، در مقایسه با عملکرد همتایان غربی آنها در ایران و دیگر کشورها، اکثراً غیرقابل قبول است؛ عملکرد صدا و سیما در این حوزه بسیار ضعیف است: اعزام افراد نابلد، بی انگیزه و بی برنامه به خارج از کشور، پرهزینه و کم فایده است.

- آیا سینما، تئاتر و موسیقی توانسته است به مردم در جهت رشد و بهتر شدن کمک کند؟
مدیریت نامطلوب وزارت ارشاد و حتی حوزه هنری که عموماً و اغلب، نسبت به ارزش های انقلاب اسلامی، نگاهی سطحی و غیرهنری داشته و به سادگی از باورهای دینی و ملی عدول کرده اند، شرایط سینما و تئاتر و موسیقی را ناخواسته و گاهی خواسته و دانسته، به سود ضدانقلاب و در جهت تخریب هنجارهای فرهنگی، قدم به قدم، به سوی «هنر بی تعهد و بی رسالت» سوق داده است.

- راهکارهای شما برای رفع نواقص مدیریتی کشور چیست؟
واگذاری مدیریت های اجرایی به نسل جوان و نیروهای مؤمن انقلابی و اعزام «پیران عرصه سیاست» به «مرخصی اجباری از مدیریت ها» و «بازنشستگی دیرهنگام».
البته در این زمینه پیشنهادات مفصلی دارم که اگر عمری باقی بود، در فرصتی دیگر عرض خواهم کرد.

- نتیجه فعالیت شما به عنوان معاون مطبوعاتی چه بوده است؟
مهار رسانه های بحران ساز در فتنه آمریکایی صهیونیستی ۸۸ که تحت هدایت برخی از بزرگان درون نظام که خودشان در رأس آن فتنه شیطانی بودند، قرار داشتند و هشت ماه تمام تلاش می کردند تا فتنه را به آشوب سراسری تبدیل کنند؛ مانند: رییس وقت مجمع تشخیص مصلحت و رییس وقت مجلس خبرگان رهبری، یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی؛ رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی، یعنی مهدی کروبی؛ نخست وزیر دوران جنگ تحمیلی، یعنی میرحسین موسوی؛ رییس جمهور اسبق، یعنی محمد خاتمی؛ برخی از روحانیون صاحب منصب مرجعیت، مانند حسینعلی منتظری و یوسف صانعی و ...
مهار انبوه رسانه هایی که تحت الحمایه مالی و مادی و معنوی این صاحب منصبان سیاسی و دینی کشور بودند و از خارج نیز با پول آل سعود و اتاق جنگ رسانه های ضدانقلاب خارج، تغذیه می شدند، کار آسانی نبود و یک قربانی می خواست که از همه چیز خود بگذرد و خودش را به طوفان بلا بسپارد و از هیچ فتنه گری نهراسد و به استقبال هر توطئه و حادثه ای برود؛ البته خدای علیم بصیر، آن چهارده ماه فرساینده، تنها یاور این حقیر سراپا تقصیر بود و امیدوارم خداوند عاقبت همگان را ختم بخیر گرداند.
۹ سال پس از آن ایام سخت، هنوز هم کینه توزی و جنگ روانی عوامل رسانه ای همان فتنه گران، همچنان آسایش نیروهای مؤثر انقلابی را سلب می کنند، اما خدای بزرگ و مهربان هر تحدید و تحریم و تهدید و تخریب گری ضدانقلاب و نفوذی ها را آزمونی برای کارهای بزرگتر انقلابیون در عرصه جهان قرار خواهد داد؛ انشاءالله»
Share/Save/Bookmark
کد مطلب: 12820
 


 
 
 
محمدرضا گلزار

تاریخ: سه‌شنبه13شهریور

مکان: سالن میلاد نمایشگاه

ساعت: 19:30و22:15

اطلاعات جزئی: قیمت بلیت ها (ریال) 550,000 700,000 800,000 850,...

 
گروه چارتار

تاریخ: دوشنبه12شهریور

مکان: رویال هال هتل اسپیناس پالاس

ساعت: 17:45و22:00

اطلاعات جزئی: قیمت بلیت ها (ریال) 550,000 650,000 750,000 850,...

 
بمرانی

تاریخ: 10شهریور

مکان: کاخ نیاوران - فضای باز

ساعت: ۲۱:۳۰

اطلاعات جزئی: مدت زمان اجرا: 120دقیقه بهای بلیط : , 60,000 تومان ...

 
داماهی

تاریخ: 9شهریور

مکان: کاخ نیاوران - فضای باز

ساعت: ۲۱:۳۰

اطلاعات جزئی: مدت زمان اجرا: 120دقیقه بهای بلیط : , 60,000 تومان ...

 
امید حاجیلی

تاریخ: 1و2شهریور

مکان: سالن میلاد نمایشگاه

ساعت: 19:30و22:15

اطلاعات جزئی: قیمت بلیت ها (ریال) 550,000 700,000 800,000 850,...

 
سرحدات لیر

تاریخ: 1تا26شهریورماه97

مکان: تئاتر مستقل تهران - سالن اصلی

ساعت: ۲۲:۰۰

اطلاعات جزئی: 85دقیقه بهای بلیط : , 21,000 تومان , 24,500 تومان نویسنده:...

 
روزهای بی باران

تاریخ: ۱۴مردادتا۱۵شهریور

مکان: پردیس تئاتر شهرزاد - سالن یک

ساعت: ۱۸:۳۰

اطلاعات جزئی: مدت زمان اجرا: 70دقیقه بهای بلیط : , 25,000 تومان ...

 
سینما فلیک

تاریخ: تیرومرداد97

مکان: پردیس تئاتر شهرزاد - سالن دو

ساعت: ۲۲:۰۰و۱۹:۰۰

اطلاعات جزئی: مدت زمان اجرا: 115دقیقه بهای بلیط : , 40,000 تومان ...

 
چشم‌ هایی که مال توست

تاریخ: ۲۷مردادتا۲۸مهر(فقط

مکان: تماشاخانه شانو

ساعت: شنبه

اطلاعات جزئی: ۱ ساعت بها: ۳۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان نویسنده و کارگردان:...

 
تناسخ ۳ تا ۳۵ تومن ۲۰:۰۰

تاریخ: ۲۷تیرتا۰۲شهریور

مکان: تماشاخانه پالیزسالن۲

ساعت:

اطلاعات جزئی: ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه بها: ۳۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان نویسنده ...

 
ابراهیم

تاریخ: مرداد

مکان: محسن چاوشی

ساعت: 97

اطلاعات جزئی:

 
به چشم های تو سوگند

تاریخ: مرداد

مکان: ایوب صادقی

ساعت: 97

اطلاعات جزئی: این آلبوم شامل هشت قطعه است که اشعاری از محمدرضا یار ...

 
کوچ تا رهایی

تاریخ: مرداد

مکان: وحید تاج

ساعت: 97

اطلاعات جزئی: آلبوم حاضر شامل هفت قطعه است که در آنها از اشعار شاعران ...

 
ایران من

تاریخ: مرداد

مکان: همایون شجریان

ساعت: 97

اطلاعات جزئی: آلبوم ایران من شامل دوازده قطعه آواز و تصنیف است و ...

 
نه و هرگز

تاریخ: مرداد

مکان: علی محمدی

ساعت: 97

اطلاعات جزئی: آهنگساز: شهرام ارشادی تنظیم کننده: شهرام ارشادی،...

 
فراتر از درون

تاریخ: 26مردادتا16شهریور

مکان: گالری ژاله

ساعت: 16تا21

اطلاعات جزئی:

 
پلتفرم 101 – لحظه قطعی

تاریخ: 26مردادتا26شهریور

مکان: نگارخانه علیها

ساعت: 6تا20

اطلاعات جزئی:

 
صور خیال ٣

تاریخ: 26مردادتا16شهریور

مکان: گالری پردیس ملت

ساعت: 11تا20

اطلاعات جزئی:

 
همه چیز از همه چیز آغاز می شود

تاریخ: 02شهریورتا16شهریور

مکان: گالری ابد

ساعت: 16تا20

اطلاعات جزئی:

 
دکوفو

تاریخ: 26مردادتا23شهریور

مکان: گالری مکث

ساعت: 10تا20

اطلاعات جزئی: